نطنز 2006

قدیمی ترین و با سابقه ترین وبلاگ شهرستان نطنز (همه چیز درباره نطنز)
 
ايرنا نوشت: پي‌گيري پرونده هسته‌اي در سرمقاله و يادداشت روزنامه‌هاي داخلي
ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳۸٥ : توسط : نطنزی

 

امروز از بين روزنامه‌هاي داخلي مورد بررسي سه روزنامه "جمهوري اسلامي"، "فرهنگ آشتي" و "كيهان" در بخش سرمقاله و يادداشت خود به موضوع پرونده هسته‌اي و مذاكرات پيرامون آن پرداخته‌اند.


*** سرمقاله "جمهوري اسلامي": آنچه زياده‌خواهان بايد بفهمند در بخشي از اين مطلب مي‌خوانيم:
انگليس، فرانسه و آلمان پيش‌نويس قطعنامه‌اي را كه براي تحريم مقدماتي ايران در زمينه انتقال اشيا و منابع مالي مربوط به برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي در نظر گرفته‌اند قرار است فردا دوشنبه در جمع سفراي كشورهاي ‪ ۵+۱‬به بررسي مجدد بگذارند. اين پيش‌نويس هنگامي كه روز پنجشنبه در جلسه سفراي اين ‪ ۵‬كشور در سازمان ملل كه در محل نمايندگي انگليس در سازمان ملل برگزار شد مطرح گرديد سفراي چين و روسيه درعين حال كه با اصل گفت‌و گو درباره جستجوي راه حلي براي فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران موافقت نشان دادند يكبار ديگر تحريم را اقدامي غيراصولي دانستند. جلسه دوشنبه براي اينست كه آمريكا و سه كشور اروپائي انگليس فرانسه و آلمان فشار بيشتري بر روسيه و چين وارد كنند تا اينكه بتوانند توافق اين دو كشور را براي تحريم بگيرند و سپس متن قطعنامه را در شوراي امنيت سازمان ملل مطرح نمايند.

در پيش‌نويس اين قطعنامه پيشنهادي از كشورهاي عضو سازمان ملل خواسته شده تحريم‌هائي در زمينه‌هاي هسته‌اي و موشكي عليه ايران اعمال كنند. مسدود كردن سرمايه‌هاي مربوط به برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران و ممنوعيت سفر براي دانشمندان هسته‌اي و تسليحاتي ايران نيز بخشي از اين پيش‌نويس است.

نكات كليدي اين قطعنامه كه آمريكا باني اصلي آنست ولي توسط انگليس فرانسه و آلمان ارائه شده اينها هستند:
"شوراي امنيت سازمان ملل براساس بند ‪ ۷‬منشور سازمان ملل عمل مي‌كند و معيارهاي ضروري را تحت بند ‪ ۴۱‬اين منشور اتخاذ مي‌نمايد. معيارهائي را براي جلوگيري از انتقال اشيا و منابع مالي مربوط به برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران اتخاذ مي‌كند. ساخت رآكتور هسته‌اي شماره يك نيروگاه بوشهر را استثنا قرار مي‌دهد ولي درباره چگونگي برخورد با رآكتور شماره ‪ ۲‬نيروگاه بوشهر و مواردي كه انتقالشان ممنوع شده است بررسي مي‌كند. حمايت فني آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از ايران را محدود مي‌سازد و اقدامات بعدي را در صورتي‌كه ايران همچنان از تحريم‌هاي تصريح شده در اين قطعنامه سرپيچي كند مورد بررسي قرار خواهد داد"...


*** يادداشت "فرهنگ آشتي": سوالي از آقاي رئيس‌جمهور: آيا اينجا شعاري تغيير كرده است؟
در اين مطلب به قلم "زهرا علي‌اكبري" مي‌خوانيم:
رئيس‌جمهور محترم چند روز پيش در جريان يكي ديگر از ديدارهاي مردمي‌اش اعلام كرد: "تا قله هسته‌اي، يك يا حسين ديگر" اين شعار با مضموني متفاوت، پيش از برگزاري انتخابات نهم رياست جمهوري بارها و بارها از سوي حاميان رييس‌جمهور به گوش رسيد. تا رفع تبعيض و فقر، يك يا حسين ديگر. اين شعار وقتي نتايج اولين مرحله انتخابات اعلام شد بر صفحه يك كيهان به عنوان تيتر يك نقش بست. اين بار مصرع دوم يعني يك ياحسين ديگر پابرجاست و آنچه عوض شده است مطالبه اول است. رفع تبعيض و فقر ياقله هسته‌اي؟ آيا راه رسيدن به رفع تبعيض و فقر از قله هسته‌اي مي‌گذرد؟ بي‌شك امروز هم مسولان و هم عموم مردم خواستار و پشتيبان پيشرفت‌هاي هسته‌اي هستند اما سوال اينجاست كه وقتي آقاي احمدي نژاد شعار كليدي "تا رفع تبعيض و فقر يك ياحسين ديگر" را به "تا قله هسته‌اي، يك يا حسين ديگر" تغيير مي‌دهند آيا رفع تبعيض و فقر از نظر ايشان اتفاق افتاده است يا اينكه آن شعار هم در كنار اين شعار همچنان موجوديت دارد؟اين روزها، ايران يكي از حساس‌ترين مراحل تاريخي خود را پشت سر مي‌گذارد و آنچه رخ مي‌دهد بي‌شك، فرازي مهم از تاريخ پرحادثه اين ملك را رقم خواهد زد...


*** يادداشت روز "كيهان": راه بي‌بازگشت
"مهدي محمدي" در اين يادداشت نوشته است:
راه اندازي دومين زنجيره از ماشين‌هاي سانتريفيوژ در نطنز سروصداي چنداني در محافل خبري تحليلي و حتي ديپلماتيك غرب برنيانگيخته است. چنين برخورد منفعلانه و احتياط آميزي را لااقل به دو روش مي‌توان تفسير كرد. يك شيوه اين است كه فرض كنيم ديپلمات‌ها و ماموران اطلاعاتي در غرب، شوكه شده‌اند و مشاهده ناگهاني توان ايران براي توسعه بومي يك تكنولوژي كاملا سطح بالا آنها را مبهوت كرده است. از حدود چند ماه پيش به طور مداوم و برنامه‌ريزي شده اخباري از جانب رسانه‌هاي غربي منتشر مي‌شد با اين مضمون كه ايران در راه توسعه فناوري غني‌سازي خود به مشكلات عبورناپذير فني برخورد كرده و به اين زودي‌ها قادر به رساندن آن به حدي كه نگراني برانگيز باشد، نخواهد بود.

همان ايام در ايران، تحليل‌گراني كه كم و بيش از روند پيشرفت‌هاي تكنيكي در پروژه‌هاي هسته‌اي اطلاع دارند به دنبال پاسخي براي اين پرسش مي گشتند كه هدف غرب از سرهم كردن اين دروغ‌هاي شاخ‌دار چيست در حالي كه بازرسان آژانس در تاسيسات ايران حضور دارند و پيشرفت‌هاي ايران را با تمام جزئيات به منابع غربي گزارش مي‌كنند؟ مشكل اينجا بود كه اگر غربي‌ها مي‌دانند ما در حال پيشرفت هستيم چرا اصرار دارند با استفاده از شيوه‌هاي عمليات رواني به افكار عمومي خود بقبولانند كه زمان زيادي مانده تا فناوري ايران به يك حد (به زعم آنها) خطرناك برسد؟ بهترين پاسخ- كه هنوز هم مي‌توان از درستي آن دفاع كرد- به عقيده نويسنده اين است كه غرب به دليل وقوف به ناتواني خود در كنترل ايران از راه تهديد و فشار و به بن بست رسيدن مسير شوراي امنيت (الگوي چندجانبه) و اقدام نظامي (الگوي يك جانبه) در حال آماده‌سازي خود براي انجام يك معامله بزرگ با ايران است و به همين دليل به شدت محتاج آن است كه هزينه حيثيتي كوتاه آمدن در مقابل ايران را به حداقل ممكن كاهش دهد. در واقع به آساني مي‌توان استدلال كرد كه استراتژي غرب در مقابل ايران نه "برخورد"، نه "مجازات" و نه حتي "فشار" بلكه "حفظ آبرو" (‪ (Face saving‬است و همه اقدامات ظاهرا تند و تيز آنها را هم بايد در همين چارچوب تحليل كرد.

غربي‌ها چاره‌اي جز پذيرش يك ايران مجهز به فناوري غني‌سازي اورانيوم در خود نمي‌بينند و درست از سر همين ناچاري در حالي كه راهي جز كوتاه آمدن ندارند مي‌خواهند با "كوچك نمايي" برنامه ايران و ابتدايي جلوه دادن آن به مردم خود بگويند اگر به ايران اجازه داده‌اند غني‌سازي خود را حفظ كند به اين دليل بوده كه از ناحيه آن تهديدي حس نمي‌كرده‌اند نه به اين دليل كه مجبور به اين كار بوده‌اند! اين تحليل كاملا قابل دفاع و منطقي است كه تصور كنيم "كوچك نمايي فني" برنامه ايران مقدمه‌اي براي تن دادن به آن است، چيزي كه علائمي آشكار در تاييد آن وجود دارد. علائمي همچون پيشنهاد تعليق زمان دار چندماهه از جانب سولانا به مقامات هسته‌اي ايران در مذاكرات اخير يا ارسال علائم واضح به تهران در اين‌باره كه غرب به مجرد مشاهده يك "ترمز" در برنامه ايران حاضر به معامله در زمينه غني‌سازي در حد تحقيق و توسعه خواهد بود و... كه تمامي آنها نشان مي‌دهد "معامله با حداقل آبروريزي" بهترين گزينه براي غربي‌ها در مقابل ايران است و آنها خود نيز به اين حقيقت واقفند...