نطنز(2006) |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | همه چیز درباره شهرستان نطنز|
قسمت آخر
رباط و كاروانسراهاي شاهعباسي
|
|
جهانگير دو نويسنده ديگري فقط درباره تعداد كاروانسراهاي شاهعباسي كه در افواه مردم شيوع و شهرت كامل داشته است چنين گويد: «پارهاي از سلاطين خيرخواه كه ترقي ايران را درنظر داشتند اين نوع كاروانسراها را درتماتم شاهراهاي كشور ميساختند چنانكه شاهعباس بزرگ بطوريكه مورخين نقل كردهاند نهصدوندونه كاروانسري محكم و آبانبارهاي متعدد در تمام شاهراههاي كشور خودساخته و بدينطريق ارتباط ميان قسمتهاي كشور پهناور خود را سريع و سهل تأمين كرده بود»(32). صرفنظر از راست يا نادرست بودن،چنني تعدادي دست كم روشنگر آنست كه حداكثر تلاش و كوشش لازم و ممكن دراينباره بكار برده شده است بدينسان كه چون موضوع مورد نهايت علاقه و اراده ثابت شخص شاهنشاه بزرگ صفوي بوده ديگران نيز درساختن و پرداختن آنها شركت و پيشدستي نمودهاند و كساني از نزديكان، وزيران، افسران و فرماندهان و ديگر افراد وابسته بدستگاه دولت و يا متمكنين از ساير طبقات مردم با بذل مال واهتمام شخصي آنها بوده بنيان نهادهاند ولي بنام شاهعباس آراسته و نثار وي كردهاند تا علاوه بر تحصيل رضايتخاطر پادشاه نام نيك خود را هم بدينوسيله در شهر و ديار و زادگاه خويش جاويد سازند كه از آنجمله است كاروانسراي مجاور شهر نطنز كه از كتيبه سردرآن چنان برميآيد كه ميرزا ابوالمعالي برزي نطنزي (وزير حضور و مجلس نويس شاهعباس) درتاريخ 1029 هجري باهتمام علاءالملك ساختمان كاروانسرا را بپايان رسانيدهاند ولي اجر و ثواب اين كار را نثار شاهعباس بزرگ نمودهاند. واز اينجا منشأ اين گفتار لرد كرزن انگليسي كه «ايرانيان همه كاروانسراهاي خود را شاهعباسي ميدانند» بخوبي آشكار ميگردد. همچنانكه كاروانسراي گبرآباد نزديك سد قهرود نيز بوسيله يكي از افسران عالي رتبه آن پادشاه ساخته و اهدا شده است و اوژن فلاندن فرانسوي هنگام عبور از آنجا درقرن گذشته ازكتيبه كاشيكاري سردرآن چنين ياد ميكند: «كاروانسراي گبرآباد ساختماني محكم و زيبا است. در بالاي سردر صفحه كاشي نقاشي دارد كه ميرساند بواسطه يكي از سرهنگان شاهعباس بزرگ ساخته شده»(33) و يا چندين كاروانسراي مهم و معتبر منسوب به مادرشاه كه علاوه بر اهميت بناو مزاياي گوناگون معماري و هنري كه در ساختمان آنهابكار برده شده در پيرامون هريك مجموعهاي از آباداني و ابنيه عمومي ديگر هم از قبيل آبانبار، حمام، باغ، چشمة آب و غيره نيز احداث گرديده بود بشرح زير: 1- كاروانسراي مادرشاه (طرراه اصفهان به مورچه خورت كه حاج عبدالغفار نجمالملك بدينگونه آنرا وصف ميكند: «.... رباط مادرشاه كه عجب بناي عاليست از سنگ تراشيده و آجرساختهاند و سابقأ مزرعه و آبانبار و حمام و قريه و باغات داشته حال همه خراب شده جز خود رباط كه بحالت اول باقي است و باير افتاده اكنون آغل گوسفند است. حيف ازاينبنا كه درآنجا باير و بيمصرف افتاده»(34). پروفسور ادوارد برون نيز كه همان اوان ازآن راه عبور نموده داستاني درباره اين كاروانسرا شنيده كه چنين بازگو ميكند: «بعداز ورود بدشت ما بيك دهكده ويران رسيديم كه خرابه يك كاروانسراي بزرگ و زيباي دوره صفويه درآن ديده ميشود و چهارپادارها گفتند كه شاهقاجار درسفر اصفهان ازمقابل اين كاروانسرا گذشت وقتي كه چشمش به آن افتاد درباريها گفتند كه اين بزرگترين و زيباترين كاروانسراي ايران است و درتمام ايران كاروانسرائي باين زيبائي نيست و نميتوان نظير آنرا امروز ساخت، ازاين حرف شاه متغير شد و گفت اين كاروانسرا عماراتي را كه من ساختهام از جلوه مياندازد و براي اينكه زيبائي عمارات من از نظر خلق نيفتد فورأ اين كاروانسرا را خراب كنيد. امر شاه اجرا شد شروع به خراب كردن كاروانسرا نمودند ولي نخواستند و يا نتوانستند كه تمام كاروانسرا را ويران نمايند زيرا غير از سردر كاروانسرا و برجها و قدري از حصار ساير قسمتهاي كاروانسرا باقي است. چون سلاطين صفويه چنان عمارات و مخصوصأ كاروانسراها رامحكم ميساختند كه مردم اين عصر از عهده ويران كردن آنها برنميآيند مگر اينكه بوسيله انفجار باروت آنرا ويران كنند»(35). 2- كاروانسراي ديگر منسوب به مادر شاهعباس در راه ساوه به قزوين معروف به كيخسرو كه شاردن جهانگرد شهير فرانسوي درباره آن مينويسد: «يكي ازعمارات عاليه و ابنيه جاويدان ايران است. از ملحقات اين مهمانخانه دو دستگاه باغ و دوبناي آبانبار يك گرمابه و چشمه آب بخصوص كه شايان توجه است. اين بناي عالي از آثار خيريه ملكه شاهعباس كبير ميباشد. بانوي بانوان ايران. براي حفاظت و حراست اين كاروانسراي بزرگ و تنظيف و تدارك آن براي عابرين و مسافرين موقوفهاي نيز معين كرده كه هزار ليره فرانسوي عايدي آنست و براي مخارج چهارنفر خدمتكار دائم كاروانسرا تخصيص داده شده است ... اين زن نامدار زينتبيگم نام داشته است»(36). 3- كاروانسراي مادرشاه درمهيار. اوژن فلاندن فرانسوي مينويسد: «كاروانسراي مهيار درراه اصفهان به شيراز يكي از معتبرترين كاروانسراهاي ايران است. سياحان ساختمانش را به مادر شاهعباس نسبت ميدهند. نه فقط خوش آمد ساكنين ايران است كه درحين سفر بدان استراحت كنند بلكه طرز ساختمان و نقاشي كه دارد مورد توجه ميباشد»(37). نجمالملك در سفرنامه خوزستان گويد: |
|
اينك وصف كاروانسراي نصرآباد در زمان آبادي بقلم مادام ديولافوا: «كاروانسراي نصرآباد از بناهاي بسيار خوب و محوطه آن وسيع و بشكل چهارضلعي منظم است. دراطراف اطاقهائي وجود دارد و درعقب آنهاطويلههاي متعدد ساخته شده است. درزير اطاقها زيرزمينهائي است كه مسافرين ميتوانند در روزهاي گرم تابستان درآنها بسر برند و در وسط حياط سكوي وسيعي است كه آنرا تخت ميگويند و دومتر از زمين ارتفاع دارد و اطراف آن خندقي است پرازآب تاحشرات نتوانند از آن عبور كرده ببالاي تخت بيايند، مسافرين با نردباني بالاي تخت ميروند و نردبان رابالا ميكشند و شب را درآنجا بسر ميبرند. اين احتياطات براي اينستكه در نواحي كاشان و در خود شهر عقرب فراوان ميباشد و زهرش كشنده است»(39). و اما در حومه شهر كاشان تااواخر دوره قاجاريه قريب به سه كيلومتر در دوطرف جاده عمومي جنوب كه ازكنار شهر ميگذشت كاروانسراي بزرگ و كوچك كارواني داير و آماده بوده كه لردكرزن انگليسي در سفرنامه خود تعداد آنها را چهل باب قلمداد نموده است. وازجهت تعيين فواصل بين كاروانسراها نيز اين گفتار تاورنيه فرانسوي شايان توجه ميباشد: «از قهرود بايد سه ليو درهمان كوه عبور كرد و ازآنجا تا اصفهان بيش ازده ليو باقي نميماند كه همه راه جلگه صافو اغلب زير زراعت است و در هرسه ليو فاصله يك كاروانسرا بنا شده است»(40). با توج بدو فقره توضيحات جهانگردان فوق علاوه برآنكه ميتوان مقياس كلي جهت تعيين فاصله ميان كاروانسراها را بدست آورد كاشف آنستكه طرح ونقشه اساسي ساختمان كاروانسراها اصولأ طبق برنامههاي جامع و منظم پيشبيني شدهاي سرانجام يافته و بويژه آنكه در ساختمانهاي و نقشه هريك ازآنها مقتضيات اوضاع اقليمي آن ناحيه كاملأ درنظر گرفته شده است. |
| لینک | جمعه ٢٦ اسفند ۱۳۸٤ - نطنزی |
