نطنز 2006

قدیمی ترین و با سابقه ترین وبلاگ شهرستان نطنز (همه چیز درباره نطنز)
 
کاروانسرا ها ۱
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٤ : توسط : نطنزی

كاروانسراهايي كه درعهد پادشاهان سلجوقي بنيان نهاده شده، علت بوجود آمدن كاروانسراها در زمان شاه عباس، جاده‌هاي شاه عباسي، بررسي شاهراه ميان قم تا اصفهان از سفرنامة "تاورنيه" و رسالة سياحتنامه و همچنين جاده اصفهان به كاشان از "اسكندربيك منشي" ـ باغ و عمارت تاج‌آباد نطنز و سوابق تاريخي آن، وضع كنوني بناهاي قديمي تاج‌آباد و باغ و عمارت عباس‌آباد شكارگاه ـ جاده دوم كاشان به قم و تهران، وباط و كاروانسراهاي شاه‌عباسي از نوشته‌هاي جهانگرد قرن هفده "تاورنيه" ، معرفي چند كاروانسراي عهد صفوي: 1- كاروانسرا مادرشاه در سرراه اصفهان به مورچه‌خورت، 2- كاروانسرا مادرشاه درراه ساوه به قزوين، 3- كاروانسرا مادرشاه به مهيار، 4- كاروانسراي شاه عباس درقريه نصرآباد.

جلوه‌هاي تمدّن هخامنشي در آثار عهد صفوي

راهسازي، كاروانسراي شاه‌عبّاسي و برخي ازبناهاي تاريخي فراموش شده

باغ و عمارات تاج آباد نطنز، عبّاس‌آباد شكارگاه و بندعبّاسي ياسد قهرود

 

              درسرزمين پهناور ايران براثر اوضاع و احوال جغرافيائي متفاوت و آب و هواي متغيّر نقاط مختلف آن با سلسله جبال خشم و كم‌بارندگي كه سرتاسر مرزوبومش را فرا گرفته، طبعأ مناطق آباد و مراتع سبز و قابل زيست بطور كلي پراكنده و دور از يكديگر افتاده است. بدين‌دليل با توجه به وسعت زمينهاي باير و نواحي غيرقابل عبور كوير مركزي كه قدم نهادن درآن با مخاطات حتمي توأم است. درهرعصر و زمان موضوع راه‌هاي كاروان رو و جاده‌هاي عمومي وارتباط ميان شرهها در درجة اول اهميت قرار داشته از مسائل جدي و حياتي كشور بشمار ميرفته است. بطوريكه ميتوان گفت همواره چگونگي وضع ارتباطات عمومي بهترين شاخص وضع اجتماعي و مدني و نمايشگر ترقي و تمدن ويا نشانة انحطاط و تنزل زمان خود بوده است چنانكه اكنون نيز هست و براي هميشه هم خواهد بود و تجلي اين واقعيت در اخلاق وعقايد ديني و سنن جامعه ايراني چنان بوده كه ساختن راه و رباط همواره از روزگاران ديرين يكي از بارزترين مظاهر حسن نيت و نيك‌انديشي بانيان آن آثار تلقي ميگرديده است.

            ازاين رو نه‌تنها پادشاهان و زمامداران بيداردل بدان‌كار قيام و اقدام مي‌نمودند، بلكه بسياري از توانگران نيز با بذل مال و منال فراوان جهت تسطيح و تعمير راهها وايجاد پل‌ها و كاروانسراها و آب‌انبارهاي كنار شاهراه‌ها نام نيك‌خويش رابلند آوازه ميساختند.

            بي‌ترديد ميتوان گفت يكي از بزرگترين رازهاي موفقيت ايرانيان در تشكيل شاهنشاهي باستاني وايجاد تمدن پرشكوه كشورشان هم‌آهنگي كامل و وحدت‌نظر و عمل‌ايشان در گسترش شبكه راههاي بزرگ سرتاسري با منزلگاههاي متعدد و كاروانسراهاي آماده و واجد همه گونه وسايل آسايش كاروانيان بوده، چنانكه هرودوت مورخ شهير يوناني (484-425ق.م) ملقب به پدر تاريخ‌نگاران جهان كه خود درسدة پنجم پيش از ميلاد از شاهراه كرانه‌هاي درياي اژه تا شوش پايتخت ايران سفر كرده، درضمن بيان اوصاف اين جاده آنرا از بهترين شاهراههاي جهان آنروز شمرده و درنتيجه اهميت تمدن شاهنشاهي ايران را بدينگونه اعتراف و گوشزد جهانيان ساخته است(1)ك

            «جاده شاهي كه از شهر سارد پايتخت ليدي تا شوش امتداد دارد و بايد آنرا درمدت نود روز طي كرد داراي 111 مركز پستي و چاپارخانه ميباشد كه در فاصله‌هاي 25 كيلومتري منزلگاههاي مرتب با وسائل لازم جهت استراحت عابرين مهيا گشته، تمامي طول اين راه و توقفگاههاي آن تحت مراقبت شديد سپاهيان از امنيت و آسايش كامل برخوردار ميگردد چنانكه مرتكبين كوچكترين شرارت و راهزني ازطرف پاسداران با شديدترين سياست و مجازات بكيفر ميرسد». پست سريع‌السير دولتي بوسيله اسب‌سواران ورزيده كه چابك سوار در هر توقفگاه اسب خود را با چاپاري تازه‌نفس عوض ميكرد با چنان سرعتي بمقصد ميرسيد كه درآن روزگار اعجازآميز مي‌نمود و اين از ابتكارات پادشاهان باستاني ايران بود كه بعدها ازطرف مصريان مورد تقليد قرار گرفت و سپس بكشورهاي ديگر سرايت كرد.  

سدر كاروانسراي شاه‌عباس قريه نصرآباد تااواخر قرن گذشته، عكس از كتاب سفرنامه اوژن فلاندن

            همچنين از بررسي موجبات و علل واقعي رونق و آبادي كشور و تجدي مجد و عظمت باستاني ايران در عهد سلاجقه بزرگ بنظر ميرسد كه بزرگترين عامل مؤثر آن توجه و كوشش فراواني بود كه وزيران خردمند ايراني پادشاهان سلجوقي جهت تسطيح وتعمير و حفظ امنيت راهها بعمل آورده، باايجاد پل، كاروانسرا و توقف گاههاي خوب و مناسب كليه وسايل رفاه و آسايش كاروانيان سرتاسر مملكت را فراهم ساختند. چنانكه آثار باقي مانده برخي ازآنها پس از برخورد با روي دادهاي سهمگين و نابساماني‌هاي قرون متمادي گذشته هنوز پابرجا و گاه صادق اين حقيقت ميباشد،‌مانند كاروانسراهائيكه انوشيروان ابن‌خالد كاشاني (درگذشته سال 532 هجري) وزير چندتن از خلفاي عباسي و پادشاهان سلجوقي بنيان نهاده و تاكنون هم بنام او محفوظ و باقي مانده كه از آنجمله است:‌

            1- كاروانسراي انوشيروان در احمدآباد برخوار اصفهان(2).

            2- رباط سنگي انوشيروان در منزلگاه قديم آهوان سر راه خراسان(3).

            3- كاروانسراي انوشيروان در منزلگاه قديم مزينان راه خراسان نزديك كاروانسراي شاه‌عباسي(4) و همچنين كاروانسراهاي معين‌الدين ابونصر احمد مختص‌الملوك كاشي وزير مقتول سلطانسنجر بسال 521 هجري در قرية قهرود و مزرعه احمدآباد كوير كاشان و رباط ديركاج. چنانكه در شرح احوالات وي نوشته‌اند: «آثار خير ونام نيك يادگار گذاشت وبقاع خير بسيار در ممالك بنا فرمود و از مشاهير ابواب‌البر آن وزير رباط قهرود است و رباط احمدآباد و رباط دير گچين و اصلاح راه و شارع ديرگچين كه ميان ري و قم است بگچ و سنگ ومدارس و مصانع و قناطر و رباطات كه در اقاليم شرق و غرب احداث فرموده بركمال علو همتش دليلي واضح است»(5).

***

            درآغاز سده يازدهم هجري براثر طلوع سلطنت شاه‌عباس كبير فصل درخشاني در تاريخ ايران گشوده شد و بارديگر اين كشور كهن‌سال باوج ترقي رسيد.

            از جمله مظاهر بارز اين دوره آثار شكوهمند آن كه هنوز هم در سرتاسر ايران نمودار است يكي شبكه راههاي عمومي بودكه از دامنه كوه‌ها تا اعماق نمكزارهاي كوير سوزان مركزي ايران گسترش يافته بد وديگر ساختن رباط و كاروانسراهاي بزرگ و توقفگاههاي آبرومند،‌كاخها و بستانسراهاي زيبا و خوش‌منظر در فواصل راهها كه درهريك از آنها همه‌گونه وسائل جهت آسايش و امنيت خاطر مسافرين و جهانگردان خودي ـ بيگانه با نيكوترين طرزي پيش بيني و مهيا گشته بود.

            همچنين شاه‌عباس پس از تغيير دادن پايتخت خوداز قزوين باصفهان ازجمله كارهائي كه جهت تقويت موقع اقتصادي نواحي مركزي ايران و هم بمنظور افزايش درآمدهاي خزانه دولت بعمل آورد اتخاذ تدابيري بود كه در نتيجه آن راه كاروان‌رو معروف به جاده ابريشم از طريق اصفهان بسوي خليج‌فارس و بندرعباس امتداد داده شد و بدينوسيله صادرات ابيشم ايران كه ميتوان گفت در آنعصر بمنزله صنايع نفت امروز بود زيرنظر مستقيم شاه‌عباس درآمد زيرا كه بگفته شاردن فرانسوي: «در قرن هفدهم ابريشم تويدي ايران به بيست‌ودو هزار عدل ميرسيد كه فقط در حدود يكهزارعدل آن مصرف داخلي ايران بوده و مابقي به اروپا و هندوستان حمل و صادر ميگرديد.» و در آنهنگام كه سرزمين ايران بيش از دوهزار سال از عصر هرودوت مورخ شهير يوناني را پشت‌سر مي‌نهاد. شاردن جهانگير دقيق و كنجكاو فرانسوي درباره وسائل ارتباطات عمومي و آمدورفت ميان شهرها كه مؤثرترين عامل عمران و آباداني كشور ميباشد گفته‌هاي سابق مورخ يوناني را بدينگونه تكرار ميكند:

            «درتمام جهان كشوري مانند ايران براي سياحت و جهانگردي وجود ندارد خواه از لحاظ قلت خطرات و امنيت طرق كه مواظبت دقيقي دراين مورد بعمل ميآيد و خواه از جهت كمي مخارج كه معلول كثرت تعدا عمارات عمومي مخصوص مسافرين در سرتاسر امپراطوري در بلاد و بيابان است. دراين عمارات برايگان سكونت اختيار ميكنند بعلاوه در نقاط صعب‌العبور پلها و جاده‌هاي مسطحي (شوسه) وجود دارد كه براي كاروانها و كليه كسانيكه براي كسب نفع در حركتند تعبيه شده است»(6).

            جهانگرد ايران‌شناس ديگري در مقايسه ايران هخامنشي با عصر شاه‌عباس اول چنين اظهار عقيده ميكند:

            «شاه‌عباس كبير دوره پرافتخاري براي ايران فراهم كرد و حدود ايران را در اطراف جلو برد ولي بوسعت مملكت داريوش نرسيد. اين پادشاه سلطنت با اقتداري داشت. فتوحات متعدد او موجب وحدت ملي و آرامش و ترقي ايران گرديد. قروت و ترقي ايران در زمان او بجائي رسيد كه توانست مساجد و مدارس عالي و پل‌ها و كاروانسراها را در تمام مملكت بسازد و شاهراههاي خوبي در مملكت ايجاد كند و تجارت را ترويج نمايد. باوجود خرابي‌هائيكه دشمنان بساختمان‌هاي او وارد كردند بازهم بناهاي زيادي از او بيادگار مانده است و در هرجاي ايران اگر از چارواداران بپرسيد اين بنا از كيست؟ بدون تأمل ميگويند «مال شاه‌عباس است»(7).

جاده‌هاي شاه‌عباسي

            براي نمونه از راه‌هاي اساسي شاه‌عباس كه با هزينه‌هاي گزافي ساخته شد ميتوان جاده‌هاي زير را نام برد:

            1- راه جديدالاحداث ساخته شده از سنگ و ساروج جهت استان مازندران و امتداد آن بطول 270 كيلومتر در سواحل درياي خزر بود كه چگونگي آن باختصار از تاريخ عالم آراي عباسي در زير نقل ميشود: «القصه استادان چابك دست و برداران بر رودخانه‌ها كه بر سمت راه واقع بود بناي عالي استوار بسنگ و آجر و آهك تعمير و ترتيب دادند و در ممر سيلابهاي عظيم كه از قلل جبال ميريزد نقب‌ها كنده بسنگ و آجر و آهك ممر را انجام داده و برودخانه ملحق گردانيدند. و در همواري خيابانها طرح كرده هرچه جنگل بود از درختان سطبر خالي كردند و ريگ از جاهاي دوردست آورده ماهي پشت بلند گردانيدندو در دوطرف آن جويها كنده شد كه آب باران برودخانه‌ها جاري گردد. و مضايق جبال را بفنون غريبه توسيع داده بعضي جاها را چوب‌هاي قوي انداخته آنچه سنگ خارا بود سنگ براي تراشيده و صنايع بديع بظهور آوردند چنانكه در اندك زماني اين كار خير بنوعي كه مكنون خاطر انور بود صورت انجام يافت و اكنون شتران باردار قطار قطار پهلوي يكديگر بفراغت عبور مينمايند و از اتفاقات حسنه (كارخير) تاريخ اين كارخير انجام است»(8).

            2- شاهراه تبريز و قافلان كوه كه پس از زيرسازي كامل سرتاسر آنرا باسنگ فرش كردند.   

            همچنين جاده‌هاي سخت كوهستاني ميان شريف‌آباد تا مشهد و غيره. ولي مهم‌ترين راهسازي كه ازنظر اهميت فني آنزمان بمنزله شاهكاري بشمار ميرفت جاده نوبنيادي بودكه از ماين درياچه نمكسار كوير مركزي ايران گذشته بشهر دامغان و شاهراه خراسان منتهي ميگرديد. مسافتي بطول ده فرسنگ لجن‌زارهاي سست و لغزنده كويري و اعماق شورابه‌هاي نكزار را با ذغال چوب و سنگ و ساروج پي‌ريزي و استوار نمودند و در فواصل آن نيز كاروانسراهاي سياه‌كوه و مرنجاب با وسائل تأمين زندگاني عابرين ازآب شيرين گوارا و آذوقه لازم فراهم ساخته بودند.

            وبگفته مؤلف عالم‌آراي عباسي فقط جهت هزينه‌هاي نقدي ساختن اين راه در حدود ده‌هزارتومان صرف شده است(9).

            توماس هربرت كه درعصر شاه‌عباس همراه هيئت سفارت انگليس ازاين راه عبور نموده مينويسد:

            «بيشتر ازنيمي از شب را ما از روي يك جاده شوسه سنگ‌چين‌شده رانديم اين جاده چنان پهن بود كه ده‌نفر سوار كنار يكديگر ميتوانستند برانند اين راه عريض تحت شرايط بسار صعب و با هزينه بسيار زيادي دركنار بيابان احداث شده بود»(10).

            از‌آنجائيكه بطوركلي گفتگو دراين باره دامنه‌دارتر از آنستكه در مقاله حاضر مطرح گردد. ازاين‌رو اكنون بررسي يكي از

خطوط ارتباطي مهم آنزمان كه از جنبه‌هاي گوناگون بازرگاني، جهانگردي و بخصوص تشويق و تسهيل وسائل مسافرت و كاروانهاي بزرگ زوار بقاع متبركه داخل ايران شايان اهميت بوده است مي‌پردازيم و آن شاهراه پر رفت‌وآمد ميان شهر قم (كه بمنزله چهارسوي راههاي عمده استانهاي مركزي، شمالي و غرب كشور بوده است) تا شهرستان اصفهان پايتخت آن زمان است. اين راه كه از كاشان ميگذشت حتي تا اواخر دوره قاجاريه يعني زماني هم كه اصفهان اعتبار و اهميت پايتخت بودن خود را از دست داده بود همچنان از شاهراه‌هاي معتبر و درجه اول مملكت بشمار ميرفت چنانكه يكي از مسافران صاحب‌نظر اين راه در اوايل قرن حاضر مينويسد:

            «كاشان بمنزله چهارراهي است كه دوجاده بزرگ جنوبي ايران را يكي از بندرعباس و ديگري از بندر بوشهر مي‌آيد درآنجا بيكديگر ميرسند»(11).

            ازاين شاهراه چندين جاده‌هاي فرعي ديگر نيز منشعب گشته و يا با يكديگر تلاقي مي‌نمودند. شايد بي‌مناسبت نباشد پيش از آنكه بشبكه جديدالاحداث راههاي شاه‌عباسي اشاره كنيم بسوابق كار نظري بيفكنيم ـ نخستين شاهراه عمومي باستاني ميان قم ـ كاشان و اصفهان جاده‌اي بودكه از پائين دامنه‌هاي آب‌ريز سلسله كوه رود و از كناره‌هاي غربي كوير نمك بطرف جنوب امتداد يافته در حدود نطنز بدامنه‌هاي كوه كركس ميرسيد.