« سرشک » از آبادترین و سرسبز ترین مناطق نطنز محسوب میشود و امروزه برخی از اهالی که به تهران مهاجرت کرده بودند و اینک به دوران بازنشستگی رسیده اند به زادگاهشان بازگشته و در این ناحیه ساکن گردیده اند و دیگران هم  که هنوز گرفتار زندگی در شهر هستند در هر فرصت بدست آمده ولو اندک دیداری صمیمانه از دیارشان میکنند .

عبور آزاد راه کاشان - نطنز- اصفهان از قسمت شرقی سرشک ، عبور جادۀ شوسۀ کاشان از غرب و جنوب سرشک که در ادامه به سمت اصفهان و شیراز از یکسو و هم جادۀ یزد تا کرمان و بندر عباس میرود ، وجود ابنیه های تاریخی متعدد ، وجود هتل سرابان در جهت رفاه گردشگـران ، بازسازی « آسیاب تخت » در شمالغربی سرشک ، احداث دانشگاه در جنوب غربی سرشک ، راه اندازی نیروگاه بزرگ هسته ای در چهل کیلومتری مرکز نطنز به سمت کاشان که منجر به شهرت جهانی نطنز گردیده ، احداث پایانۀ مسافـربری " ادیب " در کوی امیـریۀ سـِرشک ، آسفالته شدن جاده از ایستگاه راه آهـن نَسـران ( نُسرون به گویش محلی ) به سرشک و مهم تر از همه وجود باغات و قنوات و مزارع سرسبز و آرامش حاکم بر این محیط  مزید  بر علت گشته و غیر بومیان و گردشگرانی از داخل و خارج از کشور را نیز به این ناحیه کشانده است .

در تقسیمات جدید کشوری و بر اثر توسعۀ شهرها ، سرشک را ضمیمۀ بخش مرکزی نطنز(قصبه) نموده و اکنون به این منطقه " کوی سرشک " میگویند . بنظر میرسد اطلاق کوی به منطقه ای به این وسعت غیر منصفانه و غیر کارشناسی است .

حدود سرشک : از سمت شمال ، شمال غرب و تا شمال غرب به روستاهای ویشته،مزید آباد افوشته ، رهَن و سرابان منتهی میگردد و در مجموع رودخانۀ امامزاده یحیی(ع) از حد شمالی و شمالغربی سرشک هم میگذرد .

 حـد غـربی سرشک به دامـنه هـای رشته کـوه کـَرکس میرسـد . انـتهای شـرقی مزارع دهکدۀ طامه ( روستائی که میوه گلابی آن مشهور شده است به تحفۀ نطنز) بخش میانی غربی سرشک را تشکیل میدهد و جاده آسفالته ای از کوی امیریۀ سرشک تا طامه کشیده شده است که تنها راه دسترسی جاده ای اهالی طامه به سایر نقاط است . برخی از سر شاخه های قنوات سرشک در این ناحیه حفر شده اند . منبع اصلی تأمین آب قنوات سرشک از رشته کوه کرکس است . جاده قدیم کاشان- نطنز- اصفهان از داخل حد غربی سرشک عبور میکند .

حد جنوبی سرشک به گدار ابیازن میرسد و جاده شوسه ای که ایستگاه راه آهن نسران را به جاده قدیم کاشان - نظنز- اصفهان متصل میکند از قسمت داخل جنوبی سرشک میگذرد . بچه های سرشک برای تفریح غالباً به بالای کوه " میر قوه " که در این ناحیه واقع شده است میروند و معمولاً پس از رسیدن به بالای کوه به عنوان علامت و نشانه صعود آتشی روشن میکنند که اهالی سرشک میتوانند این آتش را ببینند و اطمینان یابند که فرزندانشان به سلامت به بالای کوه رسیده اند . خدا نگهدارشان باشد .

حد شرقی سرشک به دهکده های نَسران و اسپیدان( نُسرون ، اِسپیدون) میرسد . کوه های چَرخه ، سُرخه ، چُغاد و بخشی از رشته کوه دارهَن در این ناحیه واقع شده است . بخشی از آزاد راه کاشان- نطنز- اصفهان از دامنۀ غربی دارهن عبور میکند که بر اثر فعالیت های مستمر اینجانب و حمایت خالصانۀ جناب آقای مهندس محمد جعفر بهرامی معاونت محترم وزارت راه(رحمت الله علیه) یک مسیر خروجی برای دسترسی اهالی بخش مرکزی نطنز و سایر مسافرین در این محل احداث گردید تا بتوان از این طریق  به سهولت به ایستگاه راه آهن نسـران رفت و آمد کرده و از مسیر جادۀ سرشک - نسران( که اخیراً آسفالت شده ) به جاده قدیم کاشان - نطنز و از آنجا به سه راهی اصفهان - اردستان - یزد رسید .

مستحضرید که حد و حدود ناحیه  سرشک به صورت چهارضلعی منظم نیست و فقط  طرحی کلی را ترسیم کرده ام و نقشه و وسعت و مساحی دقیق از این منطقه را باید از کارشناسان آگاه و دلسوز درخواست نمود .

مؤلف گرانمایه ، آقای حاج سیّد حسین اعظم واقفی در جلد اول کتاب ارزشمند میراث فرهنگی نطنز صفحات 667 الی 706 را به سرشک اختصاص داده اند و در صفحۀ 667 آورده اند که :

در نسخه خطی مجموعه ناصری صفحه 738 از سرشک چنین یاد شده است :

« سرشک که متصل است به رودخانه و رودخانه ای میانه سرشک و افوشته است ده معتبری است تخمیناً 500 در خانه میشود . آب آن از قنات است . چهار رشته قنات معتبر دارد و املاک و باغات مرغوب . یک ماه که از عید نوروز میگذرد سی شب آب طامه که در فوق سرشک است مال سرشکی است ، که تا دو ماه از نوروز گذشته سی شب آب را باید بیاورند موافق قرارداد و معمول قدیم است .

میوه های سردرختی زیاد دارد ، محصول شتوی گندم ، جو و تریاک است . صیفی جوزق و ماش و ارزن و جو حامض و مزرعه در فوق ده است که املاک آن متصل است به سرشک مشهور است به حاجی آباد . آب و هوای این ده بهتر است از قصبه نطنز خیلی آب و هوای خوبی دارد » .

و در صفحه 668 آورده اند :

در فرهنگ جغرافیائی ایران صفحه 152 سرشک این گونه توصیف شده است :

« در چهار کیلومتری جنوب خاوری نطنز یک کیلومتری خاور شوسه نطنز به اردستان ، کوهستانی سردسیر معتدل سکنه 1150 نفر- مذهب شیعه - زبان فارسی و تاتی .

آب از دوازده رشته قنات - محصول غلات انواع میوه جات ،خربزه ، هندوانه ، شغل زراعت - تخت کشی و عده ای برای تأمین معاش به تهران رفته و بر می گردند و صنایع دستی زنان قالی بافی و گیوه چینی است .

بنای معصوم زاده ای به نام سید محمد از آثار قدیم دارد . دو مزرعه جز این ده می باشد .

حالیه اکثر جمعیت سرشک به تهران مهاجرت نموده اند و شاید مجموع جمعیت آن از 400 نفر تجاوز ننماید » .

نقل قولهای فوق را از آثار و اقوال دیگران آورده ایم  و در ادامه دیدگاه خویش را مطرح میکنم :

قنات های جاریه در سرشک هم اینک که در اواخر سال 1387 هجری شمسی میباشیم عبارتند از:

کوردُون ، ویون ، مِزره ، بیدِ خود ، بهاءالدّین ، همت آباد ( نام ها به گویش محلی آمده است ) .

احداث بناهای مسکونی بر روی مسیر این قنوات متأسفانه باعث گردیده که آب ها  آلوده وغیر بهداشتی وغیر قابل شرب گردند . تقصیر را به گردن توسعه میاندازند و نه سوء مدیریت .

آب بندی که نیاکان ما در امیریه سرشک ساخته بودند ( مشهور به استخر طامه ) و باعث میگردید تا با نفوذ تدریجی آب به لایه های تحتانی زمین و تجمع آب در حفره های زیر زمینی و خروج تدریجی آن ، قنوات سرشک سرشار از آب دهی گردند ، سالهای سال است که دیگر " آب گیری "  نمیشود .

هیچ حکومتی تا این تاریخ در این منطقه اقدام به سدسازی نکرده است و آبهای جاریه از سمت شرقی رشته کوه کرکس در هیچ نقطه از این ناحیه مهار نمیشود و آبها بسیار هدر رفته و به کویر فرو میرود و هی میگویند : کم آبی ، کم آبی . در جوابشان باید گفت : امان از بی تدبیری .

در برخی از مواقع سیلابهای مهیب باعث انهدام مزارع این ناحیه میگردد . 

مزارع هَوه و لیچوئه درحد جنوبی دارای چشمه آب اندک ولی مستقل و مجزا از یکدیگر میباشند .

آب تصفیه شده دولتی بصورت لوله کشی شده در تمام منازل جاری است ولی طعمش با آبهای قنات متفاوت است .

بر طبق یک قرارداد قدیمی فیمابین اهالی دو دهکده ، تمامی شبهای اردیبهشت ماه سرشکی ها آب را از دهکده طامه به مزارع خود می آورند .

سرشکی ها از آب سرابان نیز سهمی دارند و سایر قنوات جاریه ماضیه اینک خشک شده است.

بنده علاقمند بودم که در خصوص استفاده اهالی از آب جبل کرکس و چشمه های جاریه دهکده طامه در شبهای اردیبهشت ماه و حقابه ای که در تمامی قباله های املاک سرشکی ها قید شده است تاریخچه ای را بصورت مستند و مکتوب مرقوم دارم  و در این خصوص از اشخاصی که در این مورد اطلاعی دارند درخواست میکنم نسبت به این امر بنده را یاری نمایند .

سرشکی ها سهم عمده ای از آب چشمه سرابان داشتند و آثار جویهای قدیمی هنوز هم در قسمتی از اراضی گلاب و مزرعه موسوم به حاجی آباد دیده میشود . برایم بدرستی معلوم نشد که در گذشته چه شرایطی بر اهالی حاکم گردیده و یا تحمیل شده بود که بسیاری از اسناد مالکیت حقابه های اهالی سرشک از آب چشمه سرابان مورد بیع شرط قرار گرفت . قباله انتقال مالکیت این حقابه به قلم شیخ جمال سرشکی تنظیم شد و ایشان فتوا مرقوم داشته که : عزم البیع و سقط الخیار .

پس از آن بود که مسیر آب تغییر یافت و اهالی سرشک مجبور به جلای وطن گردیدند . برای اجتناب از برخی سوء تفاهمات و در جهت حفظ وحدت به همین مقدار بسنده میکنم .

اینک سرشک دارای دو مسجد فعال میباشد : مسجد جامع و مسجد نو بنیاد حضرت علی(ع) . مسجد جامع سرشک دارای تاریخی بسیار کهن میباشد که باستان شناسان باید در مورد آن اطلاع رسانی کنند و همگان باید در حفظ این میراث فرهنگی اشتراک مساعی نمایند .

نمازخانه هائی نیز در جوار اغلب استخرهای قنوات وجود دارد تا کشاورزان بتوانند در مواقع انتظار برای پر شدن استخر و رسیدن نوبت آب ، فرائض را در وقت مقرر شرعی بجای آورند .

فعلاً یک حسینیه در جوار مسجد جامع فعال است که اخیراً تجدید بنا گردیده و مراسم تعزیه خوانی هم در آن انجام میشود . درخت چنار کهنسالی نیز در حد فاصل مسجد جامع و حسینیه قرار گرفته که بازدید کنندگان زیادی دارد و نظر به قدمت آن میبایستی بیشتر از آن حفاظت و مراقبت شود .

سرشک هم در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شهدای گرانقدری را تقدیم کرده است و امیدواریم  که خداوند متعال ایشان را با شهدای کربلا محشور گرداند . تصاویر برخی از این شهدا ضمیمه این نوشتار گردیده است .

دبستان سرشک تعطیل است . دبیرستان هم که از اوّل نداشت .

روحانیون اهل سرشک همگی در شهرهای دیگر ساکنند . مسجد جامع امام جماعت ندارد و امام جماعت مسجد حضرت علی(ع) بومی نیست .

یکی از زیستگاه های منحصر بفرد و آبشخور وحوش که در دو سوی کوه دارهن بود پس از احداث آزاد راه کاشان – نطنز – اصفهان از بین رفت . نه یوز پلنگی باقی ماند و نه پلنگی . گهگاه زوزۀ شغالها در دِه بگوش میرسد .

سرشکی ها در آنسوی دارهن دل کوه را شکافته و غارهائی ایجاد کرده بودند و از آنها بعنوان جایگاهی مطمئن برای نگهداری از گله های گوسفندان استفاده میکردند . چندین سال است که سرشک حتی یک چوپان هم ندارد . چند نفری هم که در منازلشان میش و بُز یا مرغ و خروس دارند معتقدند که کارشان صرفۀ اقتصادی ندارد .

سالهاست که درهیچ کجای سرشک کشت دیم انجام نمیشود . کشاورزی به سبک نوین هرگز در این ناحیه پای نگرفت و رعیت های اصیل هم به دیار باقی شتافتند . خدایشان بیامرزد .

آسیاب های قدیمی(طاهونه) قریب به اتفاق تخریب شده اند و مردم نان آماده را از نانوائی جدید الحداث در محل خریداری میکنند . کاروانسرا ، عصار خانه ، دهلیزها و دالان ها همگی ویران شده اند و در قلعۀ سرشک بنی بشری زندگی نمیکند . قلعه هم منهدم شده است ، تو گوئی که این ناحیه هرگز استحکامات دفاعی نداشته است .

 حمام های قدیمی تخریب شدند و یک حمام جدید در محل احداث شده است .

 کارخانه های قالی ماشینی و مغازه های موکت فروشی در نظنز دائر شده است و در عوض قالیبافان آواره شدند و صنعت قالی بافی به اضمحلال کشانده شده است .

 بچه های نظنز کفشهای چینی میپوشند و صنعت گیوه چینان به حافظه تاریخ سپرده شده است .

در این ناحیه خشخاش کشت نمیشود اما با کمال تأسف و تأ ثر میگویم که تریاک وارداتی گریبان بسیاری را گرفته و خانواده های متعددی را به ورطۀ نابودی کشانیده است .

مطالعه در آثار مکتوب متأخرین و متقدمین و با توجه به این نکته که هیچیک از آنان اهل سرشک نبوده اند و بیشتر از اقوال شفاهی و گاهاً غیر موثق در آثارشان بهره برده اند تا تحقیق و تفحص کارشناسانه ، مرا بر آن داشت تا این مقدار و در این زمینه قلمفرسائی کرده و از دیگر عزیزان آگاه درخواست میکنم که اطلاعات خود را بر این مختصر بیافزایند تا انشاالله در چاپهای بعدی آنها را منعکس نمایم . باشد که یادگار خیری باقی بماند و این نقیصۀ تاریخی را تا حد امکان برطرف نمائیم

 

حُبُ الوَطـَن ِ مِنَ الایمان

برگرفته از نوشتار " روزگار یک ادیب "