نطنز 2006

قدیمی ترین و با سابقه ترین وبلاگ شهرستان نطنز (همه چیز درباره نطنز)
 
علاج واقعه قبل از وقوع
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : نطنزی

بهار فاطمى را با رحمت واسعه الهى و نزول باران هاى نسبتاً زیاد شروع کردیم. از یک طرف خوشحالیم و از طرف دیگر براى طرفداران آثار باستانى شهر نطنز موجب نگرانى شده که مبادا متعاقب این باران هاى بهارى و سست شدن ابنیه و طوفانهاى احتمالى باعث گردد آخرین سر طاقى آتشکده ساسانى که به مویى بسته است و در نوع خود قدیمى ترین و بى نظیرترین آثار تاریخى نطنز مى باشد، تخریب گردد.
این بناهاى تاریخى که همه روزه ما و مسؤلین بى تفاوت از کنار آنها مى گذریم و شاهد مرگ تدریجى آنها هستیم در واقع بزرگ ترین سرمایه و سند هویت فرهنگى و شناسنامه تاریخى و ملى شهرستان و بلکه کشور ما هستند. اگر دست روى دست بگذاریم بزودى شاهد تخریب کامل اینگونه بناها خواهیم بود، کما اینکه هفته قبل یکى از برج هاى قلعه کرشاهى دومین بناى خشتى ایران بطور کامل فرو ریخت. دیرى نخواهد پایید که این سرمایه هاى ملى و تاریخى ما به تلى از خاک مبدل خواهد شد. و دیگر هیچ مهندس و معمارى با اینهمه تکنولوژى روز قادر نخواهد بود آنها را از نو بنا سازد. پس لازم است علاج واقعه را قبل از وقوع نماییم. و تا کار از کار نگذشته اقدامى عاجل نماییم. نگارنده بر این باور است که دست هایى در کار است که این سند هاى هویتى شهرمان که ریشه در تاریخ دارد نابود شود تا پس از خشک شدن ریشه ها توان روییدن نداشته و حرفى براى گفتن نداشته باشیم. والا براى نظام قدرتمند، با این همه امکانات و ثروت، کارى ندارد که بخواهد چنین ابنیه تاریخى را سر پا نگهدارد، وقتى میلیاردها تومان صرف تعمیر و بازسازى دو خانه تاریخى در کاشان مى شود که اهمیت و قدمت آنها یک دهم این آتشکده نمى شود، آیا قابل باور است که از بازسازى این اثر تاریخى عاجز باشند، اداره میراث فرهنگى نطنز، حتى اگر از تأمین اعتبار ۵٠٠ میلیون تومانى براى این بنا عاجز است مى تواند فراخوان بدهد و قطعاً افراد توانمند نطنزى که در امور فرهنگى و بهداشتى و عمومى نظیر ساخت دانشگاه و بیمارستان و خرید تجهیزات همیشه پیش قدم بوده اند در این مهم نیز مسؤلین را یارى خواهند نمود. در خاتمه به لحاظ اهمیت و ضرورت امر، پیشنهاد راه اندازى کمپینى جهت حمایت از ابنیه تاریخى و آثار باستانى و جلوگیرى از تخریب آنها را دارم …

مسعود کریمپور نطنزى

alaj vaghe ghab az voghou (2)

alaj vaghe ghab az voghou (3)

alaj vaghe ghab az voghou (4)


 
تا پریشان نشوى کار به سامان نرسد / با سراى جواهر نطنز آشنا شویم
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ : توسط : نطنزی

چهره هایى نظیر: حمید جواهر و پسرش، سعید کرمى، ناصر توسلیان، سعید توسلیان و برادران، عباس دهقانیان و برادران، هادى اشرف واقفى و برادر، فلاحت چیان، برادران عبادى و عباس شاطر رجبى و دهها نفر دیگر یک وجه اشتراک دارند، همگى بمعناى واقعى عاشق نطنز هستند و تمام وقت و سرمایه خود را صرف حفظ هویت تاریخى و فرهنگى نطنز و شناساندن قابلیت هاى گردشگرى نطنز به دیگران مى نمایند و آنچه داشته اند براى رسیدن به این مقصد در طبق اخلاص نهاده اند، به همین جهت پیشنهاد مى گردد شورایى مرکب از افراد فوق و سایر علاقمندان تشکیل تا با همکارى و تعامل با دست اندرکاران امر گردشگرى نطنزى مقیم تهران برنامه مدونى براى توسعه صنعت توریسم در نطنز تهیه نمایند. در نظر داریم بمرور به معرفى افراد فوق و فعالیت هاى آنها بپردازیم:

قسمت اول: آشنایى با سراى جواهر نطنز

حمید جواهر از وقتى که خود را شناخته به فکر معرفى فرهنگ و تاریخ غنى و آثار باستانى نطنز به دیگران بوده است، فرزندش سعید نیز از کودکى راه پدر را ادامه داده و با دسترنج پدر و پس انداز خود اقدام به راه اندازى موزه اى در خانه شخصى پدر نموده و هر چه داشته صرف خرید و جمع آورى صنایع دستى قدیمى و عتیقه جات نموده و پس از دایر نمودن موزه کلوک به عنوان جوان ترین موزه دار کشور شناخته شده است. حمید نیز مدتى قبل اقدام به خرید یک خانه بسیار قدیمى در نزدیکى محوطه تاریخى مسجد جامع نطنز که در شرف تخریب بود نمود و با ذوق و اشتیاق بسیار وبا سلیقه خاصى این بناى تاریخى را باحفظ أصول و معیارهاى سنتى بازسازى و مرمت کرد و ابتکارات زیادى بکار برد تا ضمن حفظ هویت تاریخى بنا، محیطى آرام و فرح بخش براى اسکان گردشگران که از تجملات و زرق و برق هاى شهرى خسته شده اند فراهم سازد، در این خانه سنتى سه اتاق مجزا و مستقل با کاربرد هاى مختلف با کلیه امکانات رفاهى تهیه شده بنحوى که همزمان سه خانواده بدون اینکه مزاحم یکدیگر باشند مى توانند در اتاقها اسکان نمایند. مقابل این اتاقها یک حیاط بسیار وسیع و دلباز به همراه حوض و آبنما وباغچه هاى گل ویک ایوان مشرف به حیاط قرار دارد و طراحى ان به گونه اى است که قابلیت برگزارى جشن ها و همایش ها و حتى اجراى کنسرت همراه با موسیقى محلى و خوانندگان بومى را دارددر این خانه سنتى ضمن اینکه با غذاهاى بومى از مسافران پذیرایى مى شود آشپز خانه عمومى با لوازم و امکانات ضرورى پیش بینى شده تا هر میهمانى با سلیقه و فراخور طبع خود غذا طبخ نماید. حمید جواهر به این مجموعه چشمداشت اقتصادى ندارد بلکه این خانه را به عنوان جایگاهى براى معرفى تاریخ و فرهنگ نطنز در نظر گرفته و پس از اسکان و پذیرایى از مسافران و گردشگران، شخصاً انها را به دیدار از آثار باستانى و طبیعت زیباى نطنز برده و با جان و دل براى آنها توضیحات لازم ارائه مى دهد، از مسؤلین ذیربط انتظار مى رود حداکثر حمایت و مساعدت را نسبت به اینگونه افراد بعمل آورند.

خانه تاریخى نطنز توسط حمید جواهر بنحو بسیار زیباودلنشین بازسازى و تحت نام " سراى جواهر " آماده اسکان و پذیرایى گردشگران شده استخانه تاریخى نطنز توسط حمید جواهر بنحو بسیار زیباودلنشین بازسازى و تحت نام ” سراى جواهر ” آماده اسکان و پذیرایى گردشگران شده است سراى جواهر در نزدیکى مسجد جامع نطنز ، محیطى قدیمى و آرام و دل نشین براى اسکان گردشگرانسراى جواهر در نزدیکى مسجد جامع نطنز ، محیطى قدیمى و آرام و دل نشین براى اسکان گردشگرانسراى جواهر در نطنزسراى جواهر در نطنز صفه مشرف به حیاط " سراى جواهر "صفه مشرف به حیاط ” سراى جواهر “اهداء کتاب نفیس نطنز به خانواده جواهر هنگام بازدید از موزه کلوکاهداء کتاب نفیس نطنز به خانواده جواهر هنگام بازدید از موزه کلوکba saraye javaher natanz ashna shavim (6)بازدید از موزه شخصى کلوک که توسط سعید جواهر درمنزل شخصى واقع در خیابان طالقانى نطنز راه اندازى شده است سعید جواهر در موزه خود از میهمانان به سبک سنتى پذیرایى مى کندسعید جواهر در موزه خود از میهمانان به سبک سنتى پذیرایى مى کند

خواستار عزت و سربلندى نطنز
مسعود کریمپور نطنزى – ٩۵/١/٢٠


 
صفاری نطنزی منتخب مردم در حوزه انتخابیه نطنز و قمصر شد+ زندگینامه
ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

وبلاگ نطنز 2006:این پیروزی را به آقای صفاری تبریک عرض کرده و برای ایشان آرزوی موفقیت می کنیم!!! 

به گزارش پایگاه خبری “نطنزنا” یوسف حسنی فرماندار نطنز  آمار نهایی و قطعی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه شهرستان نطنز و بخش قمصر کاشان را اعلام کرد.

از مجموع ۳۸۶۷۴ آراء ماخوذه  آقای مرتضی صفاری نطنزی با گرایش اصولگرایی با ۹ هزار و ۸۴۲ رای حائز اکثریت آرا و منخب مردم در مجلس دهم شد.

علی باغبانیان با گرایش اصلاح طلبی با هشت هزار و ۸۷۴ رای، محمد فیروزی با گرایش اصولگرایی با هفت هزار و ۵۲۱ رای، مهدی افضلی با ۵ هزار و ۴۴۵ رای، محمود صفاری با دو هزار ۳۴۸ رای، عباس اسفندیاری با یک هزار و ۳۶۹ رای، ابوالفضل سلیمانی با یک هزار و ۲۸۹ رای، عبدالحمید محمدی با ۶۷۳ رای و غلامعلی رسولی با ۲۷۵ رای رتبه های دوم تا نهم را کسب کردند.

بدین ترتیب مرتضی صفاری نطنزی با کسب اکثریت آرا به عنوان نماینده منتخب مردم حوزه انتخابیه شهرستان نطنز و بخش قمصر کاشان برگزیده شد.

 مختصری از زندگینامه منتخب مردم در مجلس دهم

مرتضی صفاری نطنزی در تاریخ هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۵ در محله علیای نطنز و در خانواده ای مذهبی و اصیل چشم به جهان گشود. وی از نوادگان حاج عبدالرحیم صفاری نطنزی از بزرگان و معتمدین محل و همچنین از نوادگان صدرالعلمای نطنزی (علیمحمد علیایی) نماینده اولین دوره مجلس شورای ملی می باشد.

وی متاهل و دارای دو فرزند دختر و پسر است.

سوابق تحصیلی: 

دکترای تخصصی اقتصاد از آکادمی مطالعات اقتصادی بخارست- رومانی (۱۳۶۶) کارشناسی ارشد علوم اقتصادی از آکادمی مطالعاتاقتصادی بخارست رومانی (۱۳۶۳)کارشناسی مدیریت بیمه(۱۳۵۷)از مدرسه عالی بیمه تهران وابسته به سازمان توسعه همکاری هایمنطقه ای(RCD) مسلط به زبان های انگلیسی و رومانیایی و آشنایی کافی با زبان های اسپانیایی-روسی-مجاری و فرانسه

سوابق کاری و مسئولیت ها:

سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور اسپانیا ازسال ۱۳۸۹ الی ۱۳۹۳ مدیر کل کشورهای مشترک المنافع و همسایگان شمال غرب وزارت امور خارجه از سال ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۹  سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور قزاقستان از سال ۱۳۷۹ الی ۱۳۸۳ریاست اداره اول اروپای مرکزی و شمالی وزارت امور خارجه از سال ۱۳۷۴الی ۱۳۷۹سفیرجمهوری اسلامی ایران در کشور مجارستان از سال ۱۳۷۰ الی ۱۳۷۴ معاون اداره دوم سیاسی و رییس اداره دوم اروپای شرقی در وزارت امورخارجه تهران از سال ۱۳۶۶الی ۱۳۷۰کاردارسفارتجمهوری اسلامی ایران در بخارست از سال ۱۳۶۰الی ۱۳۶۶، کارشناس ارشد نهاد نخست وزیری در سال ۱۳۶۰ و دبیر آموزش و پرورش شهرستان نطنز از سال ۱۳۵۸ تا۱۳۶۰.


 
نتیجه نهایی انتخابات حوزه نطنز و قمصر
ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

نتیجه نهایی انتخابات در حوزه انتخابیه  نطنز و قمصر به صورت رسمی اعلام شد.

بر این اساس آرای نامزدهای حاضر در این انتخابات به شرح ذیل است:

کل آرای مأخوذه :۳۸۶۷۴ رای

۱- مرتضی صفاری نطنزی ۹۸۴۲ رای

۲- علی باغبانیان ۸۸۸۲ رای

۳- محمد فیروزی ۷۵۲۱ رای

۴- مهدی افضلی ۵۴۴۵ رای

۵- محمود صفاری ۲۳۴۸ رای

۶- عباس اسفندیاری ۱۳۶۹ رای

۷- ابوالفضل سلیمانی ۱۲۸۹ رای

۸- عبدالحمید محمدی ۶۷۳ رای

۹- غلامعلی رسولی ۲۷۵ رای


 ریز آرای شعبات اخذ رای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در بخش قمصر 

akharin natayej ara


 
لطفاً احساس وظیفه نکنید!
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

سلام بر همشهری های عزیز، قبلاً مقاله ای تقدیم شما شد به عنوان ترور شخصیت! نمی دانم شانس آن را داشتم که آن را مطالعه نمائید یا نه ! در آن مقاله آورده بودم که در این چند دهه اخیر برای هر پُست و مقامی ده ها نفر خود را کاندید می نمایند بدون اینکه همه آنها شایستگی تصاحب آن مقام را داشته باشند، قصد و غرضم از ترور شخصیت آن بود که هر شغلی دارای مشخصاتی است و کسی که می خواهد آن منصب یا شغل را تصاحب کند باید توانایی لازم را دشته باشد ولی اگر نداشته باشد و اتفاقاً به آن پُست و مقام برسد می گویند آن پُست و یا منصب ترور شده یعنی آدم غیر شایسته ای آن را تصاحب کرده است و در آن مقاله آورده بودم کسانی که مایلند برای نمایندگی نطنز کاندید شوند باید مشخصاتی در خور این مقام داشته باشند.

سخنی با کاندیدها

   و حالا می خواهم چند کلمه ای به کسانی که قصد کاندید شدن را دارند بگویم، خانم یا آقای محترم یک بررسی پیرامونی و جانانه بکن و اگر می بینی پایگاه محکمی نداری از کاندید شدن منصرف شو. با تمام احترامی که برای تک تک کاندیداها قائلم، شما حق ندارید به دلایل زیر کاندید شوید:

الف – نمی توانید بگوئید یک کاندید شکست خورده هم برای خودش اعتبارکی کسب خواهد کرد. فوقش شکست می خورم، شکست که فاجعه نیست؛ فاجعه نیست ولی اگر موجب شود که به علت پخش آراء کاندید اصلح انتخاب نشود، فاجعه است.

ب – نمی توانید بگوئید اگر شکست بخورم حداقل در شهرستان نطنز به شهرت خواهم رسید. آیا شهرتی که به قیمت شکست کاندید اصلح بدست می آید لذتی دارد.

   شما و من و هیچ کس دیگری حق نداریم برای اینکه اسم مان سر زبانها بیفتد و مردم ما را بیشتر بشناسند و بگویند فلانی قرار بود نماینده بشود بدون پشتوانه مردمی خود را کاندید نمائیم.

   بی توجه بودن به نظریات مردم قطعاً نتایج خوبی در پی نخواهد داشت، بی اعتنایی به توصیه افراد خبره و آگاه برای عدم شرکت در مبارزات انتخاباتی مسلماً پایگاه مردمی و انسانی شما را به خطر خواهد انداخت، زیرا مردم خواهند گفت که خودخواهی و تک روی شما موجب شکست کاندید مورد تأیید مردم شد.

   آنان که ادعا می کنند نطنز را دوست دارند و دلسوخته این شهر مظلوم هستند باید به نفع کسی که شانس بیشتری دارد کنار بروند و اگر کهنسالی، ریش سفیدی و حتی جوانی به او گفت مصلحت در آن است که شما کنار بکشید آن را حمل بر غرض و مرض نکنند. چه بسا عدم شرکت شما و اعلام انصراف و پشتیبانی از کاندید مردمی تر به محبوبیت و مقبولیت شما بیشتر کمک کند. لطفاً با جوانان غیرتمندی که این روزها در سایت های مجازی شب و روز در تکاپو هستند مشورت کنید و یادتان باشد: آنکه بیشتر مشورت می کند کمتر اشتباه می کند.

   کاندیدای عزیز و محترم لطفاً به وعده های بی پایه و اساس افرادی که به همه وعده می دهند و کمتر به وعده های خود عمل می کنند دلخوش نباشید، ما سالهاست ضرر و زیان دروغ، شعار، وعده و وعید را خورده ایم لطفاً کمی تعمق کنید و به ریسمان پوسیدۀ آنها به چاه نروید. در ۱۵ سال گذشته دو سه بار از من خواستند که خود را کاندید نمایندگی نطنز کنم، زیرا بخاطر حضور در رادیو و تلویزیون و سخنرانی در شهرهای نطنز و بادرود شهرتی به هم زده بودم دیدم اولاً من برای کار پُر زحمت و طاقت فرسای نمایندگی مجلس ساخته نشده ام، ثانیاً نویسندگی و روزنامه نگاری را بیشتر دوست دارم، ثالثاً وقت کافی برای رفع نیازهای منطقه ندارم پس با تشکر از پیشنهاد دهندگان به کار مورد علاقه ام پرداختم.

   ما کارهای دیگری هم در نطنز داریم که شما حتماً نباید نماینده مجلسی باشید تا آنها را پی گیری کنید مثل مسئله آب، فاضلاب، معدن، یک درصد انرژی اتمی، جلوگیری از مهاجرت بی رویه، تشویق به گردشگری شدن شهرستان نطنز، تأسیس دانشگاه های جدید تا این شهر تبدیل به شهر دانشگاهی بشود و بالاخره تشویق سرمایه گزاران برای حضور در منطقه، تا هم اشتغال زایی شود و هم از مهاجرت بی رویۀ افراد تحصیلکرده جلوگیری شود.

   یادتان باشد انتخابات نطنز با توجه به سوابق گذشته پیچیدگی های خاص خودش را دارد بنابراین بی محابا وارد این عرصۀ پُر خطر نشوید. با این تفاسیر حالا ببینیم یک کاندیدای خوب که قصد نماینده شدن را دارد چه مشخصاتی باید داشته باشد: 

مشخصات یک کاندید خوب

۱-   پایگاه مردمی و رأی آوری داشته باشد

۲-   تحصیلاتی نزدیک به مأموریتش داشته باشد

۳-   رزومه خوبی داشته باشد یعنی سوابق کاری گذشته اش پُر بار باشد

۴-   چه خدماتی را قبلاً به نطنز کرده است و از این نظر شناخته شده است

۵-   چه برنامه هایی برای آینده دارد، اصولاً اهل برنامه ریزی هست

۶-   از روابط عمومی خوبی برخوردار است یا نه؟

۷-   قدرت سخنرانی، قانع کردن و هنر چانه زنی را می داند تا بتواند شهر نخبگان را به خوبی معرفی کند

۸-   آیا نطنزی و دل سوخته نطنز است، یا این روزها به یاد نطنز افتاده است

۹-   در مجلس آینده عضوی فعال و پر تلاش خواهد بود یا منفعل و ساکت خواهد ماند

۱۰-چند شغله و گرفتار نباشد بلکه تمام وقتش صرف مأموریتش شود

و بالاخره مردم روی او حساسیت منفی نداشته باشند، ضمناً با دولت جمهوری اسلامی به قول معروف زاویه نداشته باشد و در نهایت از قدرت سازمانی و ارتباطی برخوردار باشد و با سایر منابع قدرت و تصمیم گیری آشنایی داشته باشد.

   البته جمع این همه مشخصات در یک نفر ممکن نیست ولی حداقل باید از بیشترین این امتیازات برخوردار باشد ضمناً ممکن است در آینده بعضی از این مشخصات کم و زیاد شود. در هر صورت باید برای این کار پُر مسئولیت ساخته شده باشد.

جمعی از حقوقدانان نطنزی مقیم تهران جلساتی با بیشتر نمایندگان در تهران داشته اند و آنها را دعوت به اتحاد و اتفاق کرده اند، قرار است برای این ده مشخصه نمراتی معین کنند و دو نفری که مجموع امتیازاتشان بالاتر است راهی مبارزات انتخاباتی شوند. همه کاندیدهای حاضر قول همکاری داده اند صد البته معلوم نیست به این قول وفادار بمانند یا نه، ولی قولش را داده اند، چه بهتر است که همین تعداد مجموعه ای از کهنسالان، ریش سفیدان و مخصوصاً چند نفر از جوانان فعال شهر نطنز همین رویه را انتخاب کنند و پنهانی نمراتی را به کاندیدها بدهند و از دو نفر اول بخواهند که راهی مبارزه بشوند، علت اینکه دو نفر پیشنهاد می شود تا که اگر یک نفر سلب صلاحیت شود نفر دوم حضور داشته باشد. این حقیر که برای مردم نطنز احترام بسیاری قائل هستم قلم زن ناچیزی هستم که آنچه شرط بلاغ است را می گویم اگرچه ممکن است در بعضی از نقطه نظریاتم به اشتباه رفته باشم ولی آنچه مسلم است حُسن نیتی که در لابلای مطالبم مشهود است را نمی توان انکار کرد تا چه قبول افتد و در نظر آید، آرزوی قلبی ام این است که این بار نماینده ای اصلح و به خصوص از مرکز نطنز انتخاب شود.

دوستدار شما – کیهان نیا



 
گردشگری مذهبی / سرمایه مغفول مانده نطنز
ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

شهرستان نطنز در حالی که هر سه نوع جاذبه گردشگری (تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی) را در دل خود جای داده است، متأسفانه به دلیل عدم توجه مسئولین ذیربط و فراهم نساختن زیر ساخت‌ها و برنامه ریزی منسجم و دخالت ندادن مردم، نتوانسته در جذب گردشگری توفیقی داشته باشد.
این مهم در گردشگری مذهبی بیشتر خودنمایی می‌کند زیرا قابلیت های نطنز از این لحاظ مثال زدنی است و مردم به جهت اعتقادات مذهبی و پایگاه قوی فرهنگی با همت و عزمی خود جوش، داوطلبانه زیرساخت‌های آنرا فراهم ساخته‌اند.
یکی از انواع صنعت گردشگری، گردشگری مذهبی است. صاحب نظران بر این باورند که به لحاظ موقعیت فرهنگی، مذهبی خاص ایران در میان کشورهای دیگر، گردشگری مذهبی جای رشد و توسعه بسیاری در کشور ما دارد. با این وجود گردشگری مذهبی در ایران با وجود ۸۹۱۹ مکان مذهبی مقدس، هنوز فاقد سامان دهی تخصصی و متمرکز می‌باشد.
در فرهنگ اسلامی، سیاحت به عنوان سیر آفاق در برابر سیر انفس مورد توجه قرار گرفته است. اسلام به انسان و نیاز‌های او نگاه ویژه‌ای دارد و آنچه راکه به واقع زندگی را لذت‌ بخش و آسان می‌کند و در جسم و روح و روان انسان مؤثر است به رسمیت می­‌شناسد.
در دنیای ماشینی امروز، انسان بیش از گذشته به استراحت و گردش نیازمند است. بشر می‌خواهد لحظاتی را به‌دست آورد که جان و روح خسته، مکدر، تاریک و متلاشی شده‌اش را به آزادی، فراخی، لذت و زیبایی ماورایی برساند. می‌خواهد از این راه معنویت زندگی‌اش را تأمین و فروریختگی‌اش را جبران کند.
مسافرت از سنت‌های پسندیده در جوامع مختلف بوده‌است. انسان‌ها هنگام سفر از مکانی به مکان دیگر در راستای رشد و کمال حرکت می‌کنند.
قرآن کریم در آیات بسیاری بر سیر و سفر تأکید داشته و به انسان توصیه می‌کند که به مسافرت بپردازد. به ترتیبی که می‌فرماید:
« قل سیروا فی الارض»
با اندک تأملی بر آیات راهگشای قرآن به روشنی در می‌یابیم که با سفر کردن می‌توان به مطالعه آفاق و انفس و کسب علم و تجربه پرداخت.
از نظر قرآن علاقمندی به کمال و تفریح و تفرج، کسب روزی حلال و رفع نیازها، تقویت حس پرستش خالق و از بین رفتن جهالت‌ها از دیگرفواید سفراست. از مهم‌ترین آیاتی که به طور مستقیم به مقوله جهانگردی پرداخته است می‌توان به
سوره مبارکه آل‌عمران (آیات ۱۳۷و۱۳۸)
سوره مبارکه توبه (آیه ۴۰)
سوره مبارکه یونس (آیه ۲۲)
سوره مبارکه نحل ( آیه ۸۰)
سوره مبارکه انعام (آیه۱۱)
سوره مبارکه یوسف ( آیات ۱۱۱ و ۱۰۹)
سوره مبارکه عنکبوت (آیه ۲)
سوره مبارکه روم (آیات ۱۰و۹) اشاره کرد.
زیارت بخش مهمی از فعالیت‌های مربوط به گردشگری مذهبی را در بر می‌گیرد. اگر نگاهی به آیه ۱۵۶ سوره بقره بیندازیم در می‌یابیم که در فرهنگ اسلامی هدف اصلی از خلقت رشد و ارتقای معنوی است. از این‌ رو یکی از راه‌های تقویت معنویت و ایجاد ارتباط بامعبود زیارت است. انسان وقتی به معنای عمیق زیارت نامه‌ها توجه کند و با عشق وعلاقه به زیارت بپردازد احساس می‌کند از طریق مکانی که مشغول زیارت است به معبود خود نزدیکتر شده است.
با این مقدمه می‌توان نتیجه‌گیری کرد که نیاز انسان به گردشگری به‌ویژه از نوع مذهبی یک نیاز فطری است. در کنار این نیاز، رونق گردشگری می‌تواند موجب تحول اقتصادی، کسب درآمد و همچنین اشتغال زایی در کشور و به‌ویژه در شهرستان نطنز که سخت بدان نیازمند است بشود.
جای جای شهرستان نطنز برای گردشگران مذهبی جاذبه دارد. قرار داشتن بیش از۳۰ بارگاه امامزادگان و حدود ۱۲۰ هیأت مذهبی در این شهرستان سرمایه‌ای است که به سادگی نمی‌توان از آن گذشت. این شهرستان حدود ۱۸۰۰ آثار دیدنی دارد که بالغ بر ۱۱۰ اثر آن در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده‌ است. اتفاقاً در شهرستان نطنز بسیاری از آثار تاریخی واجد جنبه مذهبی نیز می‌باشد.
۱ـ مسجدجامع نطنز و مناره آن و بقعه شیخ عبدالصمد در رأس این جاذبه‌ها قرار دارد.
۲ـ کل روستای تاریخی ابیانه به ثبت رسیده که مسجد جامع آن به همراه منبر هزارساله و محراب چوبی بی‌نظیر آن در کنار آتشکده‌ها رپارک و امامزاده واقع در روستا سرمایه‌ای است مثال زدنی.
۳ـ آتشکده ساسانی در نطنز با قدمت چهارهزارسال.
۴ـ مساجد میر، حاج قاسم، چهارسوگاه، افوشته، سرشک، فریزهند(با منبر استثنایی)، برز، طرق و دهها مساجدی که هویت تاریخی و فرهنگی این دیارند.
۵ـ حسینیه­‌ها و در رأس آن حسینیه مرکزی شهر به همراه حسینیه سرشک و افوشته و علیا و مزرعه خطیر، شهرینان، کوچه فارح، حاجی‌ها، خالدآبادی‌ها و بادرود و اریسمان و ده‌آباد و حسینیه‌های طرق و طار و کشه هرکدام پایگاهی است برای جمع عاشقان حسینی بویژه در ایام محرم که مراسم تعزیه‌خوانی در این اماکن باشکوه و عظمت خاص برگزار می‌شود.
۶ـ بارگاه امامزاده آقاعلی‌عباس و شاهزاده احمد، شاه سلطان حسین، رقیه خاتون، امامزاده عبداله، امامزاده احمد و حدود ۲۵ امامزاده دیگر هرکدام پایگاهی است که دل عاشقان را بسوی خود جذب می‌کند.
و اما اگر نطنز هیچکدام از این سرمایه‌ها را نیز نداشت صرفاً همین مراسم تعزیه‌خوانی می‌توانست بزرگترین سرمایه برای جذب توریست باشد. این مراسم شاید برای ما مردم نطنز که همه‌ساله ناظر و شاهد آن هستیم عادی و تکراری تلقی شود ولی ازنظر یک گردشگر مذهبی بویژه گردشگران خارجی  دنیایی از هنرنمایش، شعر، موسیقی و مفاهیم معنوی در دل آن نهفته است.
گردشگران خارجی تشنه دیدن نمایش و تأتر هستند و در کشورهای خود بیشترین هزینه‌ها را برای تماشای هنرهای نمایشی می‌پردازند.
اگر آژانس‌های مسافرتی و تورهای گردشگری که بحمداله همشهریان ما در مراکز اصلی این نهادها نقش تعیین کننده‌ای دارند بتوانند با برنامه‌ریزی منسجم دهها تور گردشگری و خارجی را در ایام محرم به این شهرستان دعوت نمایند. مطمئن باشید با زیر ساخت‌هایی که در این شهرستان وجود دارد می‌تواند کم کم به عنوان یک منطقه نمومه گردشگری مذهبی در سطح جهان شناخته شود.
در دهه اول محرم فقط در مرکز شهرستان نطنز در چهار حسینیه جداگانه مراسم تعزیه‌خوانی برگزار است. چرا از این نعمت برای گسترش فرهنگ غنی خود و مفاهیم مذهبی خود آن‌هم با زبان شیوای نمایش که مؤثرترین روش برای انتقال فرهنگ است استفاده ننمائیم. باید هرچه سریعتر تعزیه‌خوانی را به عنوان یک اثر هنری به نام نطنز به ثبت جهانی برسانیم.
در ایام محرم، متصدی تورهای گردشگری می‌توانند با هماهنگی با هیأت‌ها و حسینیه‌ها به ترتیب این گردشگران را برای بازدید از این اماکن و شرکت در این مراسم دعوت نمایند. خوشبختانه به جهت گستردگی انجام این مراسم در تمام روستاها بویژه روستای ابیانه با مراسم خاص نخل گردانی، برزو کمجان و طره و یارند با مراسم جغجغه زنی، فریزهند وبیدهند، چیمه، هنجن، صالح آباد، طامه و اوره، ابیازن و میلاجرد و نسران و اسفیدان و ریسه و مزرعه خطیر، طرق و طار وکشه اریسمان و بادرود و خالدآباد و
ده‌آباد و متین‌آباد و فمی و سایر مناطق هیچ مشکلی در جهت توزیع گردشگری نداریم. از طرفی هیچ مشکلی در خصوص خورد و خوراک گردشگران در این ایام وجود ندارد و برای آنها یک خاطره استثنایی باقی میگذارد. بویژه برای گردشگران خارجی که ببینند در یک شهری از آنها پذیرایی رایگان شده است. زیرا این سنت در هیچ کشوری وجود ندارد. تنها مشکل در خصوص اسکان این گردشگران است که آن‌هم با برنامه‌ریزی  قبلی و تشکیل یک ستاد اسکان نظیر ستاد اسکان نوروزی می‌توان از داوطلبینی که خانه‌های خالی بویژه در دل باغات دارند ثبت نام نمود. و منازل آنان را برای اسکان گردشگران رزرو نمود که اتفاقاً جاذبه آن برای گردشگری بسیار بیشتر از هتل خواهد بود.
مهم این است که شورای شهر، شهردار، فرماندار، ادارات میراث فرهنگی، اوقاف و ارشاد و غیره با دعوت از متولیان گردشگری و دخالت دادن مردم دست به دست هم داده و برای انجام این مهم گامی بردارند. البته این نقیصه در سطح کشور وجود دارد. سازمان حج وزیارت به عنوان یکی از سازمان‌های مهم متولی گردشگری مذهبی در کشور است ولی متأسفانه تمام وقت خود را صرف اعزام گردشگران ایرانی به خارج از کشور نموده و در جهت جذب گردشگران مذهبی خارجی اقدامی ننموده است. در کنار آن یک کمیته گردشگری مذهبی در معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری نیز تشکیل شده و حتی دبیر آن نیز تعیین شده ولی هنوز دورنما و اهداف آن به طور روشن مشخص نشده است و هیچ برنامه‌ریزی راهبردی در این زمینه ارائه نشده است. با عنایت به سهل‌انگاری مسئولین رده بالا ما نباید دست روی دست بگذاریم و اجازه دهیم باتوجه به نیاز مردم شهرمان اینگونه فرصت‌های طلایی از دست برود. محرم یک فرصت طلائی است هم برای ساختن جوانان و هم ساختن شهرمان.

مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه ارمغان
مسعود کریمپور نطنزی


 
پیام عاشورا
ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

گفته شده که حافظه تاریخی ملت ایران ضعیف است و به نوعی آلزایمر و فراموشی مبتلا شده‌ا‌یم. از نظر جامعه‌شناسی، هیچ-گاه از خود شروع نمی‌کنیم. همواره دلایل عقب‌ماندگی کشور خود را در عوامل خارجی جست‌وجو می‌کنیم. یک روز حمله مغول، یک روز یورش افغان‌ها، یک‌ روز حمله اعراب و روز دیگر حمله عثمانی‌ها، یک روز جنگ‌های جهانی اول و دوم و اواخر هم استکبار جهانی را عامل بدبختی‌های خود توصیف می‌نمائیم.
هیچ‌گاه سعی نکرده‌یم بدنبال دلایل عقب‌ماندگی در داخل جامعه بگردیم. هیچ‌گاه به خود و داشته‌های خود رجوع نکرده‌یم، هیچ‌گاه برای ساختن جامعه از خودمان شروع نکرده‌یم.
مگر ما فرهنگ و تمدن غنی نداریم؟ مگر منشور کوروش سرلوحه سازمان ملل قرارنگرفته‌ست؟ مگر ما ایرانی‌ها مکتب رهایی بخش و انسان‌ساز اسلام را از خود اعراب بهتر نفهمیدیم و بهتر حفظ نکردیم؟ مگرما در تاریخ خود حجت‌های انسانیت، آزادگی، ایثار، فداکاری و خودسازی کم داریم؟ مگر مکتب عاشورا نداریم؟ مگر این مکتب دانشگاه عزت و حماسه و ایمان نیست؟ چرا در این مدرسه عشق و ایثار ثبت‌نام نمی‌کنیم و درس‌های آن را در زندگی بکار نمی‌بریم؟
ما بزرگترین سرمایه‌ها و منابع را دار دل فرهنگ غنی و مکتب آسمانی خود داریم. در رأس همه این ذخائر حادثه کربلا بی-دلیل است.
نهضت سیدالشهداء قضیه شخصی نیست، بلکه جریانی است تاریخی که سنت الهی محسوب می‌شود و از این‌رو یقیناً پیام دارد. زیرا سنت‌های الهی برهمگان و در همه عصرها و نسل‌ها جاری و ساری است. امام حسین(ع) باحرکت تاریخی خود حجت را برتمام عصرها و نسل‌ها تمام کرده است تا هیچکس نتواند عذری بیاورد.
سفینته النجاتی برای ما فراهم شده تا بتوانیم با سوارشدن برکشتی نجات به سلامتی و ایمنی از طوفان‌های سهمگین روزگار با آرامش و رستگاری به ساحل نجات برسیم.
مصباح‌لهدایه‌ی برفراز دیدگان ما برافراشته‌شده تا در تاریکی روزگار و ظلماتی‌ترین ایام راه هدایت و رستگاری را گم نکنیم.
چرا این‌همه نشانه را نمی‌بینیم و چشم بصیرت برداشته‌های خود باز نمی‌کنیم؟
چرا در ایام محرم فقط به یک بعد این حادثه عظیم تاریخی می‌پردازیم؟ سیاه برتن می‌کنیم بر سر و سینه می‌زنیم، تکایا و حسینیه‌ها را برای بزرگداشت این قیام آماده می‌کنیم. هیأت راه می‌ندازیم، نذری می‌دهیم، علم و کتل راه می‌ندازیم، قصد منع این کارها را نداریم، قبول داریم که همین محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته‌ست، باور داریم که ما عاشقان امام حسین(ع) به شدت به بزرگداشت این ایام نیاز داریم. اطمینان داریم محرم برای ما «فروردین جان» است و عاشورا برای ما « بهار ایمان» هرجاکه شیعه یا انسان آزاده‌ی زندگی می‌کند، در این ایام با عطر عاشورا معطر می‌شود، دلش بی‌قرار کربلا می-شود و با حضور در مجالس حسینی و دسته‌های عزاداری و حسینیه‌ها و با سوگواری و عرض ادب به ساحت اباعبداله(ع) جان تازه‌ی می‌گیرد و با اهل بیت عصمت و سالار شهیدان و شهدای کربلا پیوند می‌خورد. ولی با همه این اوصاف، چه اشکالی دارد علاوه‌بر تعظیم شعائر و پرداختن به شور و شعار حسینی کم هم به شعور حسینی و خودسازی و درس‌آموزی از این حادثه و بکارگیری آن در عرصه زندگی شخصی و اجتماعی بپردازیم. باید بدانیم که ما به‌شدت به زنده نگه‌داشتن این مراسم و سوگواری و گریستن و نوحه و ماتم و برپایی عزاداری نیازمندیم، ولی قطعاً آن بزرگوار نیازی به گریه و زاری ما ندارد. امام حسین(ع) قبل ازاینکه تشنه آب باشد تشنه لبیک بود. فریادهایی که درظهر عاشورا در سرزمین کربلا سرداد « هل من ناصر ینصرنی؟» محدود به جمعیت حاضر در سرزمین کربلا نبود بلکه دعوتی بود برای همه عصرها و همه مکان‌ها (کل ارضٍ کربلا و کل یومٍ عاشورا).
از دکتر شریعتی نقل شده که:
در حادثه کربلا با سه نمونه شخصیت روبرو می‌شویم:
اول: حسین(ع) حاضر نیست تسلیم حرف زور شود، تا آخر می‌یستد خودش و فرزندانش کشته می‌شوند، هزینه انتخابش را می‌دهد و به چیزی که نمی‌خواهد تن نمی‌دهد. از آب می‌گذرد از آبرو نه.
دوم: یزید، همه را تسلیم می‌خواهد، مخالف را تحمل نمی‌کند، سرحرفش می‌یستد، نوه پیغمبر را سرمی‌برد، بی‌آبرویی را به جان می‌خرد تا به چیزی که می‌خواهد برسد.
سوم: عمرسعد، به روایت تاریخ تا روز هشتم محرم در تردید است، هم خدا را می‌خواهد هم خرما را، هم دنیا را می‌خواهد هم آخرت را، هم می‌خواهد حسین(ع) را راضی کند هم یزید را، هم امارت ری را می‌خواهد هم احترام مردم را، نه حاضر است از قدرت بگذرد نه از خوشنامی، هم آب می‌خواهد هم آبرو.
دست آخر عمرسعد تنها کسی است که به هیچ‌کدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌رسد. نه سهمی از قدرت می‌برد، نه خوش-نامی .
ما آدم‌های معمولی راستش نه جرأت و اراده امام حسین(ع) را داریم، نه قدرت و ابزار یزید را، اما در درون همه ما یک عمرسعد هست. و بیش از همه از عمرسعد شدن می‌ترسم.
در جای دیگر دکتر شریعتی گفته: « آن‌ها که رفتند کاری حسینی کردند و آن‌ها که مانده‌ند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی‌ند.»
یعنی حالا که مانده‌یم حداقل اجازه ندهیم پیام عاشورا فراموش شود. تلاش کنیم فلسفه قیام عاشورا را دریابیم و آن را در زندگی خود عملیاتی کنیم. خوشبختانه امام حسین(ع) از لحظه‌ی که سفرحج را نیمه تمام رها کرده به عمره مفرده بسنده نمود تا خونش در کعبه و حرم خدا ریخته نشود و به همراه خانواده ویارانش از مکه خارج شد تا به دعوت کنندگان خود در کوفه بپیوندد، منزل به منزل خطابه‌هایی ایراد نمود. تا دقیقاً برای مردم تمام عصرها علت این حرکت و قیام را شخصاً تبیین نماید تا بعداً جای تأویل و تفسیری باقی نماند.
آن حضرت در در نامه‌ی خطاب به حنیفه نوشته است:
« إنها اخرج اشراً و لا بطراً و لاظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمهَ جدی(س) و اوید ان امربالمعروف و انهی عن-المنکر و اسیر به سیره جدی و ابی علی بن ابیطالب»
«من نه از روی خودخواهی، یا برای خوش‌گزرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می‌گردم بلکه هدف من از این سفر، امربه معروف و نهی از منکر و خواسته‌م از این حرکت، اصلاح و احیاء و زنده‌کردن سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است.»
دو پیام اصلی امام از این حرکت یکی مطالبه‌گری و اصلاح طلبی بوده و دیگری احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر.
یعنی اولاً به عنوان یک مطالبه‌گر بدنبال اصلاح امت خود هستم و نمی‌توانم در مقابل ظلم و ستم سکوت کنم. ثانیاً تلاش می-کنم در امتداد رسالت جدم وسیره پدرم، خوبی‌ها را احیاء کنم و با بدی‌ها به ستیزبرخیزم، تلاش می‌کنم سنت امربه معروف و نهی از منکر را میان امت جدم احیاء و تثبیت و ترویج می‌کنم با بلندترین صدا در گوش تاریخ فریاد بزنم و این پیام را به گوش آیندگان برسانم که نسبت به حکام و زمام‌دارانتان بی‌تفاوتی ننمایید و آنان را به حال خود رها نکنید. این حکامند که اکثریت مردم و عوام از خلایق را به سعادت می‌رسانند یا به تباهی می‌کشانند. چرا که عامه مرد، دانسته یا ندانسته از حکام خود رنگ می‌گیرند.
پس لحظه‌ی نگاهتان را از حکامتان برندارید و کمتر از آنی از این دو سلاح برنده و این دو نعمت تعیین کننده(امربه معروف و نهی از منکر) را زمین نگذارید.
کاربرد این فریضه از نظر امام حسین(ع) قبل ازاینکه متوجه و خطاب به مردم باشد متوجه حکام و زمام‌داران است. یعنی مخاطبین ما برای انجام این فریضه در وهله اول حکام هستند نه مردم. امام حسین(ع) به ما می‌آموزد که ما مردم قبل ازاینکه با برداشت ناصحیح فریضه الهی، ناآگاهانه به جان یکدیگر بیفتیم و از هم ایراد بگیریم باید نگاهمان را متوجه اعمال و رفتار حکام خود بنمائیم و اجازه ندهیم از مسیر رستگاری و سعادت خارج شوند. اجازه ندهیم قبح رذیلت‌ها ریخته شود و فضیلت‌ها متروک و مهجور و منزوی شوند.
پیام حضرت به ما پیروانش این است که مراقب رفتار مسئولین خود باشیم. اجازه دست‌درازی به بیت‌لمال را به آن‌ها ندهیم. پاکی و صداقت را از آن‌ها بخواهیم. احترام به حقوق شهروندان مطالعه کنیم. از آن‌ها بخواهیم امانت‌دار باشند و دروغگویی را قبح بدانند. اجازه رشد ربا را در جامعه ندهند. به قانون احترام بگذارند و آزادی را پاس بدارند. به مخالفین خود اجازه صحبت بدهند.
ما مردم نطنز که در طول تاریخ وفاداری خود را به اهل‌بیت علیهم السلام ثابت کرده‌یم و افتخار آن را داریم که شهرمان مدفن امامزادگان فراوانی باشد به نحوی که به شهر دارالمؤمنین و شهرگنبدهای فیروزه‌ی معروف است و مرحوم مجلسی بدون وضو وارد این شهر نمی‌شد و شیخ عبدالصمد نطنزی آن عارف نامی حلقه وصل مریدان از کلیه بلا اسلامی بود و در تنظیم شعائر اسلامی بویژه برپایی تکایا و حسینیه‌ها و برگزاری مراسم تعزیه در سطح کشور پیش قدم و صاحب سبک و زبان هستیم به طوری که درماه محرم همزمان درچهارحسینیه مرکزی، علیا، افوشته و سرشک مراسم تعزیه‌خوانی برپا می‌داریم. چقدر زیبا خواهد بود که در کنار بزرگداشت مراسم محرم و سوگواری برای سالارشهیدان و یاران باوفایش، نیم‌نگاهی هم به پیام عاشورا داشته‌باشیم و آن را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم. سعی کنیم مطالبه‌گری را به پیروی از آن حضرت در دستورکار خود قرار دهیم. امربه معروف و نهی از منکر را خطاب به مسئولین شروع کنیم. از آن‌ها بخواهیم به مردم و خواسته‌های آن‌ها احترام بگذارند. از آن‌ها بخواهیم از گسترش بی‌رویه معادن که مالاً موجب نابودی شهر و تخریب محیط زیست و تضییع حقوق مردم می‌شود جلوگیری نمایند. از آن‌ها بخواهیم وقتی مردم اجرای طرح فاضلاب شهری را با امضاء طومارهای متعدد باعث نابودی شهر می‌دانند. هرچه سریع‌تر آن را متوقف نمایند و بجای اصرار براجرای این طرح بیهوده اهتمام خود را مصروف تأمین آب شرب مناسب برای شهر نمایند. از آن‌ها بخواهیم از مهاجرین که به این شهر هجوم آورده و باعث استحاله فرهنگی شهر شده و سوغاتی بجز سرقت و اعتیاد و تجاوز با خود بهمراه نیاورده، هرچه سریع‌تر جلوگیری نمایند. از آن‌ها بخواهیم پروژه قطار برقی تهران-نطنز-اصفهان را که سوابق آن به نام نطنز ثبت شده مجدداً راه اندازی و احیاء نمایند. از آن‌ها بخواهیم مراقب اهمیت بیشتر شهر باشند.
واضح است که عملی‌ترشدن مطالبات مردم حضور جدی‌تر منتخبین مردم در صفوف مقدم می‌باشد. در شرایط حاضر باتوجه به مواضعی که نماینده مجلس در خصوص معادن و طرح فاضلاب شهری و سایر مشکلات نطنز داشته هیچ امیدی به ایشان نیست ولی از اعضاء شورای شهرمان انتظار داریم از این فرصت طلائی که مردم در اختیار آن‌ها گذاشته‌ند غافل نباشند و بویژه در ایامی نظیر محرم که بهانه‌ی برای حضور گسترده همشهریان در شهر می‌باشد حداکثر تلاش را در جهت بسیج مردم و شکل‌دهی مطالبات آن‌ها و پیگیری معمول دارند. در اکثر شهرها با پیش قدم شدن شورا معضلات اساسی آن‌ها حل شده است. شوراها در چندین شهرموفق شدند فعالیت چندین معدن را متوقف سازند. ما به اعضاء شورای شهر اطمینان می-دهیم که اگر در خصوص معضلات اساسی شهر سکوت نمایند، تاریخ آن‌ها را نخواهد بخشید ولی اگر مسئولانه پابه میدان بگذارند مردم با تمام وجود همراه و پشتیبان آن‌ها خواهند بود. در چنین شرایطی می‌توانیم مدعی باشیم که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» حضرت را لبیک گفته‌یم.

مسعود کریم پور نطنزی
مدیر مسئول نشریه ارمغان



 
آسیب شناسی انتخابات نطنز
ساعت ٥:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

از قدیم گفتند گذشته چراغ راه آینده است. به همین جهت بدواً به آقای فرماندار توصیه مینماییم حتماً مروری بر چند دوره انتخابات برگزار شده مجلس شورای اسلامی در نطنز داشته باشند و سوابق و پروندههای موجود را به دقت مورد ارزیابی و مطالعه قرار دهند. نکات زیر در خصوص انتخابات مجلس این حوزه قابل امعان نظر است.
۱ـ معمولاً نتایج انتخابات نطنز بخاطر شکایت فراوان و اعزام بازرسان دیرتر از سایر حوزهها اعلام میشود.
۲ـ معمولاٌ در هر دوره بازرسان شورای نگهبان جهت بررسی شکایات از نزدیک و تحقیقات میدانی به این حوزه اعزام شدهاند.
۳ـ انتخابات این حوزه در دوره چهارم مجلس بخاطر وسعت تقلبات و تخلفات از سوی شورای نگهبان باطل گردید.
۴ـ انتخابات این حوزه در دوره پنجم مجلس بخاطر گستردگی تخلفات و آراء تکراری توسط شورای نگهبان ابطال گردید.
۵ـ انتخابات این حوزه در دوره ششم مجلس تامرز ابطال کشیده شد و حتی صورتجلسه ابطال انتخابات طی فکس محرمانه به وزارت کشور و استانداری اصفهان اعلام شد. ولی در فاصله تعطیلات عید و نامهنگاری موسوی لاری وزیر وقت کشور مبنی براینکه حوزههای زیادی تا کنون ابطال شده و مصلحت در تأیید حوزههای باقیمانده است. شورای نگهبان در آخرین جلسه خود و برخلاف رویه و سنت موجود مجدداً پرونده انتخابات نطنز را که قبلاً درخصوص آن تصمیمگیری و ابطال کرده بود در دستورکار قرار داد و انتخابات این حوزه را بنابر مصالحى تأیید نمود.
۶ـ حتی شورای نگهبان در اطلاعیه خود به مسائلی اشاره نمود که عمق فاجعه را نشان میدهد. بدین مضمون که علیرغم تخلفات عدیدهای که در حوزه انتخابیه نطنز و قمصر انجام شده و سوءاستفاده از امکانات دولتی و خرید و فروش آراء و آراء تکراری و وارداتی برای ما محرز است ولی بنا به مصالحى انتخابات این حوزه تأیید میگردد.
۷- عمده دلایلی که موجب مخدوش شدن انتخابات این حوزه گردیده حاکم شدن مسائل قومی و قبیلهای و ناسیونالیستی برمنافع ملی و شایستهسالاری است. در برخی مناطق گفتهشده نماینده چوب خشک باشد ولی از منطقه ما باشد. به همین جهت اینگونه افراد به خود اجازه میدهند برای رسیدن به هدف هر وسیلهای را توجیه نمایند. آراء تکراری فراوان به صندوقها میریزند، از شناسنامه افراد مرده استفاده مینمایند. اقدام به آراء وارداتی به صورت انبوه با راه انداختن کارناوالهای اتوبوس مینمایند. با توزیع اقلام خوراکی وغیره در ایام انتخابات اقدام به تطمیع افراد مینمایند. با سرازیر نمودن بلوکهای سیمانی روی ماشین کاندیدای رقیب و سوء قصد به جان وی اقدام به تهدید و ایجاد جو رعب و ترس مینمایند. دربرخی روستاها که جمعیت کل اهالی آن به هزارنفر نمیرسد و علیالقاعده ۲۰۰ رأی بیشتر ندارد تا هزاررأی از صندوق استخراج میشود. با افتخار میگویندرشد ۱۲۶درصدی در برخی حوزهها داشتهایم.
۸- نوع دیگر تقلب این بوده که رؤسای برخی ادارات که خود را وامدار نماینده میدانستند با امکانات دولتی درصدد تبلیغات برای کاندیدای مورد نظر خود بر میآمدند و زیرکانه وظایفی که در خدمت رسانی به مردم به عهده داشتهاند به گونهای طراحی میکنند که وانمود نمایند این خدمات به دستور نماینده انجام شده است. بویژه در ایام انتخابات این خدمات را گسترش داده و اقلام خاصی بین مردم توزیع مینمایند.
۹- روش دیگر خاصه خرجی برخی کاندیداها است. یک نماینده در طول چهار سال نمایندگی خود اگر ماهانه حسب ادعای خودشان ده میلیون تومان حقوق بگیرند جمعاً در طول مدت نمایندگی رقمی معادل ۴۸۰ میلیون تومان دریافت میکنند. ولی ملاحظه میگردد در ایام انتخابات برخی میلیاردی هزینه مینمایند. برخی سرمایه دارن قسمتی از این هزینهها را متقبل میشوند ولی قطعاً برای رضای خدا نیست. اینها بدین وسیله نماینده را مدیون خود ساخته و به نوعی به کارگزار خود تبدیل مینمایند تا در طول دوره نمایندگی حافظ منافع آنها باشد. اگر یک معدنداریازکارخانه دار خرج نماینده میکند احتمالًا انتظار دارد از نفوذ نماینده برای أخذ مجوزهای بیشتر و یا عدم پرداخت عوارض و مالیات و عدم برخورد با تخلفات استفاده کند. بدین ترتیب نماینده از وظایف اصلی خود یعنی قانونگزاری و نظارت باز میماند.بی جهت نیست که وزیر کشور و وزیر دادگستری نسبت به دخالت پولهای کثیف در انتخابات هشدار میدهند. معاون اول رئیسجمهور دولت دهم صراحتاً اقرار مینمایند که ۱۲میلیارد ریال برای انتخابات نمایندگان مورد نظر خود هزینه کرده است. آیا چنین نمایندگانی که با زر و زور وارد مجلس شوندمى توانند وظایف نظارتی خودرا در قبال صاحبان قدرت وثروت انجام دهند؟
۱۰- در دورههای قبلی شاهد بودیم که یک ماه مانده به انتخابات، هدایای مخصوص از قبیل روغن، برنج، پارچه چادری، توپهای ورزشی و غیره درب خانههای مردم تحویل میگردید. با نامهای مخصوص افراد جهت أخذ وام یا تسهیلات به کمیته امداد یا بانکها معرفی میشدند. تراول ۵۰ هزار تومانی لای قرآن میگذاشتند و به درب خانههای مردم میفرستند و آنها را برای رأی دادن قسم میدادند.
۱۱- گزارش بازرسان انتخابات حاکی از این است که در دورههای أخیر برخی کاندیداها، ستاد خرید آراء تشکیل میدادند. افراد خود را در مناطق پرجمعیت از قبیل کاشان، ابوزیدآباد،حسین آباد، آران و بیدگل، چهاردانگه، ورامین و غیره مستقر نموده و با تعاونیهای مسافربری و مینیبوسرانی قرارداد منعقد مینمودند. تا در روزهای پنجشنبه و جمعه بین پنج تا ده هزار نفر همراه با شناسنامه به بهانه زیارت همراه با یک وعده غذا به منطقه بیاورند و آراء آنها را أخذ نمایند. ممکن است در توجیه این عمل بگویند رأی دادن در همه جای ایران آزاد است. بله درصورتی این عمل قابل دفاع است که افراد روی شناخت و علاقه به منطقه بیایند و به فرد مورد علاقه خود رأی دهند نه اینکه با گرفتن پول، به همین جهت قانونگزار خرید و فروش رأی و تطمیع و تهدید مردم را ممنوع اعلام نموده است. نوارهای آن موجود است که مسافران اتوبوسها صراحتاً میگفتند به هر نفر از ما ۲۰هزارتومان وجه نقد و وعده ناهار و زیارت دادهاند. و ماهم قرارشده به هرکسی آنها میگویند رأی دهیم. آیا با یک نظارت مسئولانه نمیتوان مقابل اینگونه آراء وارداتی ایستاد. بخاطر دارم رسولی فرماندار وقت نطنز در روز جمعه أخذ رأی در پمپبنزین بادرود مستقربود و وقتی هجوم این اتوبوسها را مشاهده نمود با گریه میگفت کاری از دستم برنمیآید. البته معضل خرید آراء در این دوره باتوجه به جمعیت قابل توجه مهاجرین در نطنز که علیالقاعده شناختی روی کاندیدا ندارند و احتمال تطمیع آنها وجود دارد بسیارمهم است.
۱۲- روش دیگر تقلب که قدری نوین است مهندسی انتخابات میباشد. با مروری در پرونده انتخابات مجلس نهم ملاحظه میگردد که با روشهای زیرکانهای طوری برنامهریزی کردند که در شهر بادرود فقط یک کاندیدا در صحنه باقی بماند ودر مقابل در بخش مرکزی پنج کاندیدا.؟ صابری را توصیه به انصراف کردند. پورعسگر که همه را به گرد خود جمع نموده بود وحتی نماینده فعلی با داشتن استعفا در جیب، حاضر به اعلام انصراف به نفع وی شده بود. در آخرین روزها رد صلاحیت گردید. و کسی که هیچ آمادگی برای انتخاب شدن نداشت و در روستاهای حوزه حضور فعالی نداشت حتی بروشور و زندگى نامه خود را چاپ و توزیع نکرده بود برخلاف باور خودش و همگان راهی مجلس شد. در نطنز ناری ابیانه را که رد صلاحیت شدهبود دوباره برگرداندند تا در نطنز با تعدد کاندیداها آراء تقسیم شود. نمیتوان نقش هیئت اجرائی و هیئت نظارت شهرستان وحتی فردی در استان اصفهان که همواره نقش تعیین کننده در انتخابات نطنز داشته را نادیده گرفت.
۱۳- آنچه که مهمترین نقش را در سلامت انتخابات نطنز دارد ترکیب هیئت نظارت و هیئت اجرائی است. شاید فرماندار در تعیین اعضاء هیئت نظارت دخالتی نداشته باشد ولی نقش فرماندار در ترکیب هیئت اجرائی غیرقابل انکار است. معمولاً افراد نطنزی حاضر در هیئتهای نظارت یا در اقلیت هستند و یا نقش انفعالی دارند. فرماندار قبلی در جایی اعتراف کرده بود که در انتخابات روزهای آخر سرمن کلاه گذاشتند. لیست ناظر به صندوقها را بر من تحمیل کردند. نمایندگان فرماندار بر سر صندوق و ترکیب اعضاء صندوق هاى أخذ آراء و حتی تعیین شب أخذ رأی و صندوقهای سیار که همگی تحت نظارت فرماندار و هیئت اجرائی صورت میگیرد. بسیار مؤثر و تعیین کننده میباشد. اگر مجموعه ناظرین و اعضاء صندوقها و هیئتهای اجرایی و نظارت نتوانند از آراء مردم که به فرمایش مقام معظم رهبری « حق الناس است» صیانت نمایند و خدای ناخواسته امیال شخصی را در ترکیب آراء دخالت دهند سنگ روی سنگ بند نمیشود. فرماندار و هیئت اجرائی باید حداکثر دقت و مراقبت را در اماکنی که صندوقهای رأی قرار میگیرند و تعیین نمایندگان خود بر سر صندوقها و ترکیب اعضاء هر صندوق و صدور کارت به موقع برای کلیه نمایندگان کاندیداها مصروف نمایند و کلیه فعالیت کاندیداها را از چند ماه قبل رصد نموده و در روز أخذ رأی حتی الامکان از قرار دادن صندوقهای سیار بپرهیزند تدابیری اتخاذ شود که اعضای صندوقهای ۲۴گانه بادرود ازبین اهالی نطنز و بادرود ى هایى که سابقه تخلف ندارند و صندوقهای نطنز توسط ترکیبی از نطنز و بادرود و قمصر و صندوقهای قمصر نیز ترکیبی از بادرود و نطنز و قمصرتعیین شوند. فرماندار میتواند طی جلسهای کلیه کاندیداها را دعوت و طی صورتجلسهای از آنها امضاء بگیرد که هیچکدام موافق با آراء وارداتی و یا خرید آراء نیستند و به استناد همین صورتجلسه به نیروی انتظامی دستور اکید دهد که در روزهای پنجشنبه وجمعه أخذ رأى از ورود کلیه وسایل نقلیه عمومی و تجمع افراد غیربومی در جوار صندوقهای رأی جلوگیری نمایند.
جناب فرماندار، آیا میدانید در انتخابات دوره هفتم مجلس ،آنقدر نظارت و اجراى انتخابات در نطنز ضعیف بود که طرفداران کاندیداى بادرودى با طراحى و برنامه ریزى قبلى قصد ترور و کشتن کاندیداى نطنزى را داشتند و از بالاى پل راه آهن اجسام سنگین و بلوک هاى سیمانى را بر روى خودروى حامل کاندیداى نطنزى سرازیر نمودند و نامبرده تا مرگ یک ثانیه فاصله داشت،اعترافات متهمین بازداشت شده که صراحتاً به برنامه ریزى قبلى خود براى این کار و مدیریت این اقدامات توسط رییس ستاد کاندیداى بادرودى اقرار نموده اند بسیار تکان دهنده است . اما مسؤلین در قبال این اقدام وحشت ناک چه کردند؟ پس از مدتى بازداشت متهمین بر گردن آنها دسته هاى گل آویختند و حتى به برخى از آنها پاداش دادند و یکى از انها را در اداره میراث فرهنگى استخدام نمودند، آیا چنین بى تفاوتى و سهل انگارى موجب تجرى خلاف کاران و تکرار آن نمى شود؟
آقاى فرماندار، آیا میدانید در همان دوره همان افراد براى جو سازى و ترساندن نظام براى تأیید انتخابات مسئله دار این حوزه اقدام به آتش زدن ماشین بخشدارى بخش امامزاده و به آتش کشیدن مرغدارى متعلق به یک جانباز ٧٠ درصدى که اتفاقا عضو هیات اجرایى هم بود نمودند؟
جناب فرماندار، آیا میدانید یکى از آفت هاى انتخابات این حوزه تمدید ساعات اخذ رأى مى باشد به نحوى که از ساعت پنج تا ده شب که معمولا اخذ راى تمدید مى شود در برخى حوزه ها و صندوق ها اتفاقات وحشت ناکى رخ مى دهد،گونى هاى شناسنامه ها سرازیر مى شود ، با یک شناسنامه کودک دو ساله تا هشتاد بار رأى داده مى شود،اگر مى خواهید سلامت انتخابات بیشتر تضمین شود تحت هیچ شرایطى ساعات اخذ رأى را تمدید نفرمایید،مطمئن باشید در این حوزه کم جمعیت هر کس بخواهد رأى بدهد تا همان ساعت پنج بعد از ظهر رأى خود را مى دهد ،باقى فرصت صرف تقلب مى شود.
آقاى فرماندار ، آیا مى دانید در انتخابات دوره قبل ، نماینده هیأت نظارت استان که براى نظارت و سرکشى به یکى از شهرهاى این حوزه آمده بود در روز رأى اخذ رأى که مشغول مستند سازى و فیلمبردارى بود هم کتک خورد و هم دوربین فیلمبردارى وى را شکستند، مسؤلین بزرگوار هم براى اینکه وانمود کنند انتخابات در اوج سلامت و آرامش برگزار شده از کنار موضوع به این مهمى گذشتند و به روى خود نیاوردند وتازه این پایان ماجرا نبود، پس از انتخابات همین فرد حمله کننده را مورد تشویق قرار دادند و به عنوان پاداش این اقدام انقلابى همزمان سه پست کلیدى ادارى را در اختیار وى گذاشتند.
برفرماندارفرض است که تمام تلاش خود را مصروف صیانت از آراء واقعی مردم نماید نه اینکه علیرغم مشاهده تخلفات برای حفظ پست و مقام خود به مقامات بالاتر إلقاء نماید که انتخابات در اوج شکوه و سلامتی بر گزار شده و هیچ گونه تخلفی صورت نگرفته است .با در نظر گرفتن خدا و لزوم امانتدارى رأى مردم با شجاعت کامل تخلفات را گزارش نماید. درصورت امکان لازم است آقای فرماندار جلساتی با آقایان رسولی و سلیمانی فرمانداران قبلی نطنز جهت بهره برداری از تجارب آنها داشته باشد . انتظار داریم با توجه به مراتب فوق و نظارت جدی و همه جانبه فرماندار ،هیئت إجرائی و نظارت و مراقبتی که از هم اکنون نسبت به عملکرد کاندیداهای احتمالی معمول میدارند برای هریک پروندهای تشکیل داده و رئوس وعدهها و تخلفات احتمالی را درج نمایند و با نظارت دقیقی که در قبل از انتخابات و روز أخذ رأی و پس از شمارش صحیح آراء واقعی مردم معمول میدارند شاهد انتخاباتی شکوهمند و سالم و قانون مند در این حوزه انتخابیه باشیم.

مدیر مسئول نشریه ارمغان
مسعود کریم پور نطنزی


 
مقایسه یک مقاله و جوابیه اش!
ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

پس از انتشار مطلبی با عنوان "آسیب شناسی انتخابات نطنز " به قلم جناب آقای مسعود کریمپور که در آن با قلمی شیوا و روان به موارد عدیده ی تخلفات صورت گرفته در انتخابات های ادوار گذشته حوزه انتخابیه  نطنز و قمصر اشاره کرده اند و هدفشان را در ابتدای مقاله هوشیاری دستگاه نظارتی برای جلوگیری از تکرار این قبیل تخلفات، عنوان نموده اند؛ گویا افرادی از این صراحت و شجاعت ، عصبانی وشوکه شده و در اقدامی عجولانه متنی را با عنوان "جوابیه" انتشار داده اند.

در این نوشتار قصد داریم که این دو نوشته را قدری با هم مقایسه کنیم و به نکات مندرج در هر دو متن اشاره ای کوتاه داشته باشیم و قضاوت را همچون گذشته به افکار عمومی جامعه بسپاریم :

1- نگارنده مقاله " آسیب شناسی انتخابات نطنز" نه تنها از افشای هویتش هراسی ندارد،بلکه با صراحت تمام نامش را در ذیل مقاله درج کرده است، اما نگارنده "جوابیه " خود را در پشت نقاب "جمعی از جوانان، دانشجویان و فعالان سیاسی شهر بادرود" پنهان کرده است. که باید به ایشان گفت: دست مریزاد از این همه جسارت !

2- نویسنده مقاله اول ، موارد مورد نظرش را یک به یک و با ذکر جزییات تمام عنوان کرده است ،اما نگارنده "جوابیه" با فرار از پاسخگویی شفاف، چاره را در کلّی گویی و فرافکنی دیده است!

3- نگارنده مقاله اول، مطلبش را در سایت رسمی یک نشریه با هویت درج کرده، اما نگارنده "جوابیه" مطلبش را نه در پایگاه های معتبر خبری شهرش ، که در لابلای پیام های فضای مجازی انتشار داده است تا ابدا ماهیّت نگارنده لو نرود.

4- نگارنده دستپاچه و عصبانی "جوابیه" برای فرار از پاسخگویی ،حاج مسعود را به اتهام زنی" بر نظام، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، هیات نظارت، هیات اجرایی، مردم فهیم بادرود و حومه، اهالی محترم مناطق حسین‌آباد، ابوزیدآباد، کاشان " متهم کرده است، در صورتی که در مقاله "آسیب شناسی انتخابات نطنز " ابداً این موارد دیده نمی شود و ایشان صورت تخلفات را مورد به مورد ذکر کرده اند.

5- در حکومت عدل علی(ع) هم ، خلخالی را به زور از پای زنی می ربایند و در نظام اسلامی ما نیز بروز تخلفات امری بدیهی و بری از قداست نظام است، اینکه نگارنده "جوابیه" اصرار دارند، شفاف سازی جناب کریمپور را توهین به نظام اسلامی قلمداد کنند، امری بسیار نخ نما و منسوخ است. کاش نگارنده "جوابیه" هم، همچون جناب آقای کریمپور، این پیام روشن رهبر انقلاب را دریافت کرده و سرلوحه قضاوت خویش قرار میداد که: " رای مردم حق الناس است"  و به جای فاصله گرفتن و براعت جویی از متخلفان در پی سرپوش گذاری بر گناه نابخشودنی آنها نبود.

6- در خصوص اتهامات وارده بر تخلفات انتخابات مجلس هشتم درمتن "جوابیه" ؛ قطعاً نماینده 10 ساله مجلس شورای اسلامی، که عضو ارشد شورای نگهبان برای عیادتش شخصاً حضور می یابد، در صورت داشتن دلایلی روشن و مبرهن براحتی می توانست اقدامات مقتضی را جهت ابطال انتخابات یا صندوق های متخلف صورت دهد، مگر اینکه کثرت تخلفات خودی ها ، سپردن امر را به محاکم عادله ؛ میسر نکرده باشد !

7- در پی انتشار "جوابیه " گروهی از حامیان نامزد های پرادعای انتخابات دهم ،که عملا هیچ عملکرد مثبتی از نامزدشان برای ارائه به افکار عمومی جهت قبولاندن نامزدشان به جامعه نطنز سراغ ندارند، ذوق زده شده و گمان کردند با پایین کشیدن کریمپور می توانند خود را بالا بکشند!!! به این دوستان و همه صاحب نظران امر، توصیه میکنم که یک بار دیگر هر دو مقاله را بخوانند تا عیار واقعی هر دو نگارنده برایشان مشخص شود.

که از قدیم گفته اند:

     خوش بود گر محک تجربه آید به میان            تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

 

مدیر وبلاگ نطنزیان_13 آبان 1394


 
آزموده را آزمودن خطاست..
ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

 این روزها این ضرب المثل عمیق و پرمعنای پارسی ورد زبان برخی از همشهریان عزیز و تنی چند از صحنه گردانان انتخابات های ادوار گذشته نطنز شده است.این بزرگواران برای آنکه  همه ی بار مسئولیت شکست های گذشته را صرفاً بر گردن نامزدهای مغلوب انتخابات بی اندازند ،از این جمله به کرّات استفاده می کنند که "آزموده را آزمودن خطاست"

البته من نیز معتقدم که اگر آزموده را آزمودن خطاست، آن وقت :

آزمودن دوباره ی صحنه گردانان انتخابات های گذشته و سپردن تصمیم گیری های اساسی به این بزرگواران هم خطاست.

آزمودن روشهایی که در گذشته برای تعیین کاندیدای اصلی و اول شهر اعمال می شده و برنامه های مبارزاتی و تبلیغاتی انتخاباتهای پیشین مان،هم خطاست.

ورود یک کاندیدا به عرصه مبارزات انتخاباتی بدون آنکه فعالیت مستمرّی در سالهای پیش از انتخابات در فضای سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی شهرمان داشته باشد؛ نیز خطاست.

تصمیم گیری بر اساس وعده های سرمایه دارانی که بدون طمع، سلام کسی را هم پاسخ نمی دهند ،چه برسد به آنکه بخواهند ریالی از سرمایه شان را برای کسی خرج کنند؛ نیز خطاست.

قول و قرار هایی که طی آن آرای مناطق مختلف حوزه ی انتخابیه را به نفع  نامزدهای تازه واردِ بی خبر از همه جا (که نمی دانند برای کسب حتی یک رای چه مرارتهایی لازم است) وعده می دهد ؛نیز خطاست.

عدم تحلیل درست و لحظه به لحظه صحنه ی انتخابات و به خصوص آرایش سیاسی حریفان نیز خطاست.

آری موارد ذکر شده، تنها بخشی از خطاها و اشتباهاتی بوده است که منجر به سوخته شدن مهره های کلیدی این دیار ( به زعم دوستان)، در انتخابات های ادوار گذشته شده است.

جالبتر آنکه صحنه گردانانی که از پس نتیجه گیری در انتخابات به مراتب آسان دوره ی نهم (به لحاظ کاهش چشمگیر تخلفات حریف و نبود یک مهره قَدَر و توانمند در جناح مقابل و قانون به نسبت سهل کسب یک چهارم کل آرای ماخوذه +یک برای پیروزی ) بر نیامده اند؛ امروز هم بدون پذیرش اشتباهات گذشته؛ قدم در راه تصمیم گیری و صحنه گردانی  انتخابات دهم گذاشته اند!!

باری امروز دیگر زمان تکرار اشتباهات گذشته نیست.امروز واجب تر از هر وقت دیگری است  که جوانان نطنزی نیز در ذیل سایه مستدام پیشکسوتان و بزرگان شهر وارد صحنه شوند و  برای توسعه ای پایدار ؛ در فکر بازنگری در اندیشه ها و رفتارهای غلط سیاسی گذشته برآیند.

آری، امروز زمان هم دلی و همزبانی است. امروز زمان پی ریزی بنیانی محکم و استوار، نه فقط برای پیروزی در انتخابات دهم که برای پیروزی در کل انتخابات های  آینده ماست.

 

امروز باید به جای آنکه بخواهیم؛ با اصرار فراوان چهره های جدیدی را بدون فعالیت مستمرّ در عرصه اجتماعی و سیاسی شهرمان به سمت مهره سوزی سوق دهیم، گام در راه نهضت چهره سازیبگذاریم و از همه ی تازه واردان این میدان نفس گیر بخواهیم ، با همه موقعیتهای شغلی و امکانات مالی و سیاسی شان وارد عرصه ی خدمت رسانی به مردم شوند و 4 سال دیگر اقداماتشان را در سطح منطقه برای گزینش چهره اصلح مورد ارزیابی ومقایسه قرار دهیم.

امروز باید به جای زیر و رو کردن و مرور اختلافات گذشته در فکر اتحاد بخش مرکزی و بازیابی اعتماد و رای متحدین استراتژیک مان درادوار گذشته باشیم. متحدینی که با مشاهده انشقاق در بخش مرکزی ،آنها نیز راه شان را از راه ما جدا کرده اند و به آنها یادآوری کنیم که شکست ما ،شکست آنها نیز هست و در صورت پیروزی همه با هم کامروا  می گردیم.

آری!  امروز باید به جای ماندن در گذشته، وقایع گذشته را چراغ راه آینده مان قرار دهیم و بدانیم کسانی که از گذشته خود درس نگیرند، لاجرم محکوم به تکرار آن هستند .

در پایان از همه پیشکسوتان و دلسوزان  شهرم ،اگر باعث رنجش خاطرشان شده ام، پوزش می طلبم و سخنان تلخم را با ابیاتی از حافظ شیرین سخن به پایان می‌رسانم.

 بیاتا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد/ من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز / بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد / بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم.

 

مدیر وبلاگ نطنزیان_12 آبان 1394


 
دایه های مهربان تر از مادر!!!
ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

گویند در زمان های قدیم، نزاع دو زن برسر حضانت طفلی بالا می گیرد و هر یک از آن دو زن ادعا می نمایند که مادر آن طفل هستند . لاجرم برای  حل این اختلاف به قاضی شهر مراجعه می کنند. قاضی دور اندیش هم، پس از  پرس و جو  از طرفین چاره را در دو نیم کردن طفل می بیند وحکم می دهد، بچه را با شمشیر دو شقه کنند و به هرکدام از آنها یک شقه از بدن کودک را بدهند. پس از صدور حکم، یکی از زنان از این حکم ابراز رضایت می نماید ، ولی زن دیگر از ادعایش، مبنی بر حق مادری خود دست بر می دارد . قاضی هم پس از مشاهده رضایت یک زن برای دونیم کردن کودک  بر کذب بودن ادعایش پی می برد و او را به خاطر دروغگویی اش مجازات می کند و در نهایت دستان کودک را در دستان مادر واقعی اش که تاب دیدن خراشی بر بدن فرزندش ندارد می سپارد....

از قضا شهر ما نیز از این مدعیان دروغین کم ندارد. کاندیداهایی که خود را دلسوز شهر و دایه مهربانتر از مادر می دانند اماهیچ گاه حاضر نشده اند برای منافع شهر ؛ یک قدم بردارند و برای جلوگیری از تخریب بخشی از آرای کاندیدایی که قابلیت و مقبولیت بیشتری در نزد مردم و در کل حوزه انتخابیه دارد،اجماع کنند.

اما خنده دار از حضور سلسله وار این عزیزان در انتخاباتهای ادوار مختلف، ادعاهایی است که توسط ایشان و به زبان هوادارانشان مطرح می شود!

به عنوان مثال اینکه آنها عامل شکست نطنزیان در انتخابات دور قبل را عدم کناره گیری کاندیدایی که مورد اقبال مردم قرار گرفته بود و نزدیک 10600 رای هم داشت به نفع فردی که احراز صلاحیتش در دقیقه نود توسط شورای نگهان تایید شده بود و تعداد آرایش در کل انتخاباتهایی که نامزد گردیده، حدود 1000 رای بوده است ، عنوان می کنند!!!!

پس از شنیدن ادعاهایی از این دست از این دوستان ، بر خود لازم دیدم نکاتی را برای بیدار شدن این بزرگواران از خواب زمستانی شان عرض نمایم:

براستی شما از حضور سریالی در انتخاباتها و شکست های سنگین با آرای محدود خسته نشده اید؟؟!!

مگر شما در این سالها کدام شق القمر را کرده اید که می پندارید مقبولیت تان در بین مردم فزونی یافته است؟

آیا می پندارید با نوشتن طومار و جمع آوری امضا می توانید از مقبولیت سایرنامزدها بکاهید و یا محبوبیتی تصنعی برای خود در بین مردم ایجاد کنید؟

آیا در زمینه تحلیل مسایل انتخاباتی آنقدر ساده لوح و زود باور هستید که  قول وقرار های منطقه ای که در کل ادوار مختلف انتخابات مجلس،  به یک غیر بومی رای نداده اند شما را فریب می دهد؟؟

البته  اظهار نظرات فخیمانه تان برایمان مسجل نموده است ،که شما خواب نیستید ؛ بلکه خود را به خواب زده اند و لاجرم  کوشش ما و همه مصلحان شهر نیز برای بیدار کردن تان بی ثمر خواهد بود،

اما:  من آنچه شرط بلاغست با تو می گویم/ تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال...

مدیر وبلاگ نطنزیان_3 آبان ماه 1394


 
نامزد محترم تا حالا کجا بودید؟!!
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

نطنز نیوز – با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی، شهرستان حال و هوای دیگری به خود گرفته است. و چیزی که شاید نامطلوب به نظر برسد صحبت از حضور نامزد هایی است که با توجه به مسئولیت ها و جایگاه های مهمی که در دولت و کشور دارند تاکنون قدم مثبتی برای این حوزه انتخابیه برنداشته اند.
کم کم صحبت از حضور نامزدها در حوزه انتخابیه نطنز و قمصر می شود.هر روز نام یک نفر به لیست نامزد های احتمالی انتخابات مجلس شورای اسلامی آینده ، اضافه می شود . دسته اول که شاید چند نفری فقط اسمش را شنیده باشند و حتی به چهره نیز وی را نشناسند.دسته دوم افرادی هستند که مردم وی را تا حدودی می شناسند،هر از چند گاهی نیز در حوزه انتخابیه حضوری داشته اند،دسته سوم افرادی هستند که مستقل از اینکه ساکن شهرستان نطنز بوده اند یا نه و جدا از محل کار و… همیشه به فکر موطن خود بوده و تا جایی که توانسته اند سعی کرده اند که برای شهرستان قدمی شایسته و قابل توجه بردارند.
درد دارد وقتی نامزدی به میان می آید که ظاهرا فقط اهل حوزه انتخابیه بوده و گاها برای تعطیلات و تفریح به شهرستان سفر می کرده است.نه مشکلاتش را میشناسد و نه تا دیروز به فکر حل مشکلات موطن خود بوده است.
نامزدهایی هستند که صرفا برای شرکت در انتخابات و کسب آرا به شهرستان سفر می کنند و تا به حال خیلی از نقاط شهری و روستایی نطنز را ندیده اند.از مشکلات حوزه انتخابیه ( نطنز و قمصر ) آگاه نیستند .
اینها از فرصت به دست آمده استفاده می کنند تا به مقام نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی برسند.اگر موفق به کسب اکثریت آرا شوند به دلیل عدم شناخت کافی از حوزه انتخابیه خود، به فعالیت های فرعی می پردازند و قدمی موثر برای حل مشکلات بر نمیدارند.اگر منتخب مردم هم نشوند فقط هزینه مالی کرده اند و از طرفی رای مردم را خرد کرده اند که خود نوعی ضرر برای حوزه محسوب شده و آثار آن حد اقل تا ۴ سال باقی می ماند.
یک عده نامزدها اهل همین حوزه انتخابیه هستند.بین مردم بوده اند اما نه به مشکلات شهرستان و حوزه انتخابیه واقف هستند نه تخصص لازم را دارند. چرا که وقتی کسی به مشکلات شهرستان نطنز آگاه باشد ولی تخصص لازم را نداشته باشد و مسیر های اداری حل مشکل را نداند قدرت نمایندگی وی دردی از درد حوزه انتخابیه ( نطنز و قمصر )دوا نمی کند.
برخی می آیند که فقط خودی نشان دهند. با اینکه می دانند رای نمی اورند اما می آیند و برایشان مهم نیست با خرد شدن آراء مردم چه بر سر حوزه انتخابیه خواهد آمد.
برخی مغلوب حس ناسیونالیستی خود و اطرافیان خود می شوند و نامزد می شوند، اگر رای بیاورند که با فعالیت های ناسیونالیستی خود بر طبل تفرقه می کوبند و حق عده ای از مردم حوزه انتخابیه را زیر پا می گذارند. در کل تلاش می کنند تا شهر، روستا و منطقه ای از حوزه انتخابیه که خود را متعلق به آنجا می داند را مثلا آباد کند و برایش چندان مهم نیست که چه بر سر سایر نقاط حوزه انتخابیه می آید.این گونه نامزد ها اگر هم رای نیاورند باز سبب خرد شدن آراء می شوند .ن
اما عده ای هستند که همیشه دلسوز حوزه انتخابیه بوده اند و بین روستاها و شهرهای حوزه انتخابیه خود فرق نمی گذارد.هنوز عده ای در شهرستانمان هستند که از نزدیک نه تنها مشکلات شهرستان بلکه مشکلات حوزه انتخابیه ( نطنز و قمصر ) را خوب لمس کرده و می فهمند.افرادی که هم تخصص لازم را دارند و هم حرفشان خریدار دارد.کسانی در شهرستانمان هستند که تا آنجا که می توانسته اند و از دستشان بر می آمده برای بر طرف شدن مشکلات شهرستان تلاش کرده اند.مانند برخی نیست که با وجود مشاهده مشکلات شهرستان اصلا لب به سخن باز نکرده اند و معلوم نبوده تا به حال کجای کشور در حال زندگی بوده اند که حال به میدان انتخابات امده اند.کسی که مشکلات شهرستان را نمی داند و هدفش حل مشکلات نیست و توانایی لازم را ندارد حضورش فقط خیانت است و بس.
مشکلات بزرگ نطنز امروز فعالیت معادن است، مسئله ساخت تصفیه خانه فاضلاب شهری در نقطه ای غیر کارشناسی و غیر اصولی است که ادامه فعالیت پروژه فعلی فاضلاب شهری نطنز ضربه ای به صنعت کشاورزی نطنز است. هدر دادن بودجه بیت المال و شاید خیانت به مردم نطنز است.
مشکل امروز نطنز سهم یک در صد ما از بودجه سایت هسته ای است که هیچ وقت کامل دریافت نشده است.مشکل ما مشکل کمبود و عدم کیفیت آب اشامیدنی نطنز است.مشکلات زیادی که برخی واقعا از آن اطلاع کاملی داشته و حتی راه حل آن را هم می دانند.
آقا یا خانم نامزد احتمالی محترم
اگر مشکلات حوزه انتخابیه شهرستان نطنز و بخش قمصر را می شناسی و چاره ای اندیشیده ای به میدان انتخابات بیا، اگر از روی حس ناسیونالیستی ناقص خود قصد نامزد شدن داری، اگر دنبال مقام و منفعتی ، اگر … ، نیا که فردای قیامت باید پاسخگوی عده کثیری از مردم باشی.

منبع : نطنز نیوز


 
تکذیبیه اى که منتشر نشد!
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

روز یکشنبه مورخ ٩۴/٨/٣ درست یک روز پس از عاشورا، جمعیت زیادى از روستاى کمجان،شامل زن ومرد و پیر و جوان در یک اعتراض مدنى نسبت به اقدامات ویران گرانه معدن داران روانه شهر نطنز شده و بدواً در دفتر امام جمعه نطنز حضور یافته و پس از طرح مشکلات روستا ناشى از فعالیت معادن، با راهنمایى و هماهنگى امام جمعه در گروه هاى مختلف عازم فرماندارى و دادستانى واطلاعات شدند.
لازم به توضیح است که همین گروه در بدو حضور خود در نطنز نمایندگانى را به دفتر نشریه ارمغان فرستاده و خواستار پوشش رسانه اى این اقدام خود شدند، بلافاصله خبر نگار و عکاس ارمغان در محل دفتر امام جمعه حاضرشدند ولى پس از هماهنگى بامسؤل دفتر متأسفانه مخالفت صریح وآشکار امام جمعه با حضور خبرنگار و رسانه اى کردن موضوع به ما منعکس و از ورود خبرنگار به جلسه ممانعت گردید، در چنین شرایطى نمى توان بطور دقیق در جریان مطالب رد و بدل شده و تصمیمات متخذه قرار گرفت و اطلاعات ما محدود گردید به عکسها و مطالبى که اعضاء محترم شرکت کننده در تجمع در اختیار ما قرار دادند. همان مطالب نقل شده از سوى حاضرین در جلسات عیناً در سایت خبرى ارمغان تحت عنوان ” حماسه تاریخى مردم کمجان ” منتشر گردید.
پس از انتشار این خبر، دو پایگاه خبرى متعلق به بادرود، هرکدام با مقاصد خاص و احتمالا ً حمایت از معدن دارى که از اهالى محترم بادرود مى باشند به قضیه ورود پیدا کردند. پایگاه خبرى اول به سراغ دو نفر به اسامى اقاى سید حسن میر مهدى (که وجود خارجى ندارد) به عنوان سخنگوى تجمع و اقاى مهدیار رفته و تلفنى با آنها مصاحبه نموده تا وانمود سازد مطلب سایت ارمغان در این خصوص صحت ندارد، محور‌هاى این گفتگواین بوده که : اولا ً خود اهالى از قبل هماهنگى کرده بودند که این اقدام رسانه اى نشود ( که با حضور نمایندگان تجمع در دفتر نشریه در صبح همان روز تناقض آشکار دارد) . ثانیا ً : اینکه عملکرد معدن داران در خرید اراضى و باغات اهالى کمجان با چند برابر قیمت به روش صیهونیست ها تشبیه شده مورد قبول مردم کمجان نیست ،ثالثا ً مسؤلین با خوشرویى و احساس مسؤلیت و دلسوزى کامل آنها را به حضور پذیرفته و قول حل مشکلات را داده اند ( که البته با اظهارات برخى حاضرین در تجمع تناقض دارد)
پایگاه خبرى دوم نیز به نقل از پایگاه خبرى اول با انتخاب تیتر جهت دار هر دو مطلب را منتشر نمود،
نکته جالب ماجرا زمانى شروع مى شود که پس از اطلاع مردم قهرمان کمجان از اینگونه عکس العمل هاى دوپایگاه خبرى مذکور سخت برآشفته شده و در تماس هاى خود با دفتر ارمغان ضمن تشکر از خبر رسانى ارمغان بر صحت مطالب منتشره تاکید و صرفا اضافه نمودند که از برخورد کلیه مسؤلین بویژه مسؤل اداره اطلاعات بسیار راضى هستند،
اقاى مهدیار یکى از افرادى که مورد مصاحبه از طرف پایگاه خبرى اول قرار گرفته ،تکذیبیه اى را براى پایگاه مذکور ارسال و درخواست نموده تانسبت به انتشار ان بمانند اصل خبر اقدام نماید و حتى حق شکایت را براى خود محفوظ دانسته ولى متأسفانه بر خلاف رسالت رسانه اى هیچ کدام از این دو پایگاه خبرى اقدامى در در خصوص انتشار تکذیبیه معمول نداشتند ، پایگاه خبرى اول این تکذیبیه را صرفا ً در ستون نظرات که چندان مورد توجه قرار نمى گیرد قرار داد و پایگاه خبرى دوم نیز هیچ اقدامى ننمود. اینک براى اطلاع خوانندگان گرامى عین تکذیبیه ذیلا ً درج مى شود.


نطنزنا از قول من مغلطه کرده است.
پاسخ من به نطنزنا بشرح زیر است:

مدیر مسئول محترم پایگاه خبری نطنزنا
متاسفانه باید بعرض برساند جز پارگراف اول نقل قول از من ، موارد کذب به من نسبت داده شده است و حق من برای پیگرد های قانونی مخفوظ است .
باوجود تاکید من به خبرنگار شما آقای محمدی مبنی بر انعکاس عین سخنان من -که عین آنرا در اختیار دارم- ایشان امانتداری نکرده اند .
من اصلا در جلسه فرمانداری خضور نداشته ام و ایشان بدروغ مطالب مربوطه را بمن انتصاب داده اند. 
من در صورت لزوم جوابیه را به شما ارسال خواهم نمود لطفا دستور فرمایید طبق قانون در همان صفحات درج گردد. – مهدیار


 
انه اجتماعی گفتگوی خواندنی احمد خرم وزیر راه دولت اصلاحات در خصوص تغییر مسیر قطا
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

مقدمه ارمغان :  بالاخره بعد از گذشت شش سال، وزیر وقت راه و ترابرى مطالب نشریه ارمغان را تایید نمود، گفتنى است ارمغان در نشریه شماره ٢ خود به تفصیل با چاپ اسناد و مدارک در خصوص تغییر مسیر قطار برقى تهران نطنز اصفهان هشدار داده بود ولى متاسفانه مسؤلین و نمایندگان توجهى به این مهم ننمودند، اینک نیز اعتقاد داریم با نظرات کارشناسى موجود باز هم کریدور نطنز اولویت داشته و قابلیت اجرائى دارد.

ghatare sariol seyr armaghan

حقیقتا صنعت حمل‌ونقل ایران نه‌تنها پیشرفته و توسعه‌یافته نیست، بلکه با ناوگانی مسن و فرسوده به نفس‌نفس افتاده و حال و روز خوبی ندارد؛ گرچه ایران خواستار توسعه اقتصادی است و صنعت حمل‌ونقل، آن‌چنان‌که می‌گویند، محور توسعه.

وزیر راه دولت اصلاحات در گفت‌وگو با شرق می‌گوید: «برای سرپاکردن صنعت حمل‌ونقل، اول باید گرفتگی رگ آئورت را ترمیم کنیم! ما اول رفته‌ایم راه‌های روستایی که به مثابه مویرگ است را در اولویت قرار داده‌ایم، حال آنکه باید آزادراه می‌ساختیم». احمد خرم که هر سؤالی را می‌خواهد دقیق و با تکیه بر آمار جواب بدهد، چندبار حتی ماشین حساب می‌آورد و فرصت‌های ازدست‌رفته برای توسعه صنعت حمل‌ونقل را جمع و تفریق می‌کند. او هم از مسیر قطار پرسرعت اصفهان-تهران می‌گوید که با جنجال یک نماینده مجلس تغییر می‌کند و هم از حرکت پوپولیستی دولت‌های نهم و دهم که به راه روستایی پرداختند. او هم از کُندی دولت یازدهم در تصمیم‌گیری‌ها شکایت دارد و هم از تکنولوژی و ناوگان شرقی ابراز بیزاری می‌کند.

برای ورود به بحث، جایگاه و وضعیت صنعت حمل‌ونقل کشور را به طور خلاصه ارزیابی کنید.

برای ارزیابی وضعیت فعلی حمل‌ونقل، اول باید عملکرد را ارزیابی کنیم و اینکه نتیجه عملکرد چه بوده است. ما در زمان انقلاب وضعیت مشخصی را تحویل گرفتیم و حالا آن را به یک رقمی رسانده‌ایم. حقیقتا اگر آن مقدار اولیه را به یک کشور بدون ثروت هم داده بودند نتیجه عملکردش بهتر از ما بود. نمونه‌اش ترکیه؛ نه نفت دارد، نه گاز و نه معادن چشمگیر، اما وضعیت زیربناها و وضعیت اقتصادی‌اش به‌مراتب از ما بهتر است. ایران یک درصد از مساحت و حدود یک درصد از جمعیت جهان و هفت درصد منابع طبیعی و ذخایر را در اختیار دارد. کشوری که هفت برابر سهمش ثروت دارد و از نظر نیروی انسانی هم غنی است، نباید چنین وضعیت اسف‌باری داشته باشد. ما حداکثر دوهزارو ۵٠٠ کیلومتر آزادراه داریم؛ یعنی از سال ١٣۵٠ که اتوبان‌سازی در کشور کلید خورد تا امروز، فقط این مقدار آزادراه ساخته‌ایم درحالی‌که مشاوران قبل از انقلاب، در طرح جامع حمل‌ونقل کشور، ساخت ١١هزارو ۵٠٠ کیلومتر اتوبان را برآورد کرده‌اند. این وضعیت حمل‌ونقل ماست، تا جایگاهی که باید باشد فاصله بسیار زیادی دارد.

‌از این دوهزارو ۵٠٠ کیلومتر، چقدر قبل از انقلاب ساخته شده است؟

حدود ١۵٠ کیلومتر پیش از انقلاب ساخته شده اما باید در نظر داشت که این برآورد، تازه در سال ۵٣ مطرح شده و فرصتی برای اتوبان‌سازی وجود نداشته است. آزادراه دو باند جدا از هم است که از نو ساخته می‌شود. اما بزرگراه، یک باندش وجود دارد و یک باند دیگر کنارش می‌سازند. درنهایت، ساخت یک آزادراه جدید، از ساخت یک باند جدید کنار یک جاده رفت‌وبرگشتی و تبدیل آن به بزرگراه، برای دولت ارزان‌تر تمام می‌شود. اول اینکه طول بزرگراه بیشتر از آزادراه است چراکه آزادراه بسیاری از موقعیت‌ها را با ترانشه‌های بلند و احداث تونل، حل می‌کند یعنی تا می‌شود میان‌بر می‌زنند. مثلا درحال‌حاضر طول مسیری که از تهران با گذشتن از مسیر کرج، شهرستانک، مرزن‌آباد و چالوس به شمال می‌رسد، ١٩٨ کیلومتر است. این میزان در آزاد راه تهران – شمال، که از دو دهه پیش در دست احداث است به ١٢١ کیلومتر تقلیل پیدا کرده یعنی ۶٧ کیلومتر کمتر شده است؛ هزینه سوخت، استهلاک و زمانی که در مسیر قدیم تلف می‌شود یک طرف، کشته و تلفات جانی و مالی جاده فعلی هم یک طرف. در ضمن علاوه بر کاهش مصرف سوخت به دلیل کاهش طول مسیر، به دلیل سرعت بالا و یکنواخت در اتوبان، یک کاهش مصرف سوخت دیگر هم هست. در سفر به شمال از مسیر آزادراه، زمان کارکردن موتور خودرو از پنج ساعت به یک‌ساعت‌ونیم کاهش می‌یابد.

‌ در این مسئله‌ای که مطرح کردید در آینده هزینه ساخت آزادراه به دولت برمی‌گردد اما شما گفتید ساخت آزادراه از بزرگراه ارزان‌تر است. این را توضیح می‌دهید؟

در فرایند ساخت بزرگراه‌ها باید یک باند را از نو ساخت و باند قدیمی را نیز بهسازی کرد. هزینه بهسازی باند قدیمی حدود ۴٠ درصد هزینه احداث باند جدید است. نکته دیگر اینکه سالانه معادل شش درصد راه ساخته‌شده هر جاده‌ای، هزینه راهداری، شامل نگهداری و مرمت جاده و نصب و نگهداری تجهیزات ایمنی آن می‌شود. در ١٠ سال، در ساده‌ترین حالت، مجموع هزینه مرمت بزرگراه معادل ۶٠ درصد احداث هر دو باند آن می‌شود. این هزینه مرمت و راهداری شامل حال آزادراه هم می‌شود اما آزادراه و بزرگراه یک فرق عمده دیگر هم دارند؛ از آزادراه عوارض می‌گیرند اما از بزرگراه نه. ١۵ درصد عوارض دریافتی در آزادراه صرف راهداری می‌شود اما در بزرگراه علاوه بر اینکه دریافت عوارض انجام نمی‌شود هزینه راهداری نیز از بودجه عمومی و از خزانه برداشته می‌شود. یعنی آزادراه هم هزینه‌های راهداری را تأمین می‌کند و هم درآمدزاست اما بزرگراه برای نگهداری هم نیازمند بودجه بیت‌المال است. در ساخت آزادراه، سرمایه‌گذار متعهد می‌شود که ١۵ درصد از عوارض اخذشده را به هزینه راهداری اختصاص دهد و پس از اتمام سال‌های بهره‌برداری نیز، آزادراه را با مشخصات ٩۵ درصدی روز اول، تحویل دولت دهد. از هر کسی بپرسید آزادراه برای دولت بیشتر هزینه دارد یا بزرگراه؟ می‌گوید آزادراه اما با این توجیهات بهتر می‌توان قضاوت کرد. آزادراه برای دولت هم ارزان‌تر تمام می‌شود و هم می‌تواند به صندوقی برای وزارت راه تبدیل شود. محورهای حمل‌ونقل جاده‌ای به چهار دسته: شریانی خاص (آزادراه و بزرگراه)، جاده‌های اصلی، فرعی (درجه یک و دو) و جاده روستایی تقسیم می‌شوند. مهم‌ترین قسمتی که باید ساخت و زودتر به اتمام رساند، همین آزادراه‌ها است. ما ١١ تا ١٢ هزار کیلومتر بزرگراه و دوهزارو ۵٠٠ کیلومتر آزادراه داریم که متأسفانه بخش کمی سه‌خطه و چهارخطه و بخش عمده مسیرها دوخطه هستند که به‌سرعت اشباع می‌شوند. این در حالی است که در کشورهای توسعه‌یافته، مثل آمریکا، هر باند آزادراه، هشت خطه است.

‌به‌جز آزاد راه، اوضاع بقیه حوزه‌ها چطور است؟

ایران در حوزه راه روستایی شبکه کاملی از زیرساخت‌ها را دارد. وضع ما در این حوزه، از کل کشورهای آسیایی و خاورمیانه، هم از نظر طول و هم از نظر کیفیت راه‌ها، بهتر است چراکه هیچ کشوری برای این حوزه این‌چنین هزینه نمی‌کند. این به نظر من مثبت نیست. وضع ما در جاده روستایی بهترین است اما نباید این‌گونه باشد. روستاهایی با حداقل خانوار به آسفالت وصل شده‌اند درحالی‌که این اشتباه است.

‌چرا اشتباه است؟ یعنی نباید راه‌های روستایی آسفالت می‌شدند؟

باید روستاهای کوچک را ادغام می‌کردیم. سال‌ها پیش ما این کار را در بشاگرد هرمزگان انجام دادیم چراکه خدمات‌رسانی به ٩٠٠ روستا با کیفیت قابل‌قبول امکان‌پذیر نبود. حالا در این منطقه صد روستا وجود دارد و هر چندتا روستا به یک مرکز خدماتی وصل است. این کار باید در همه جای کشور به‌خصوص در دو دهه اول انقلاب که سیستم کوپنی جریان داشت، انجام می‌شد. با این کار هم در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌شود هم درجه رفاه در روستاها افزایش پیدا می‌کند. به دلیل پراکندگی نقاط جمعیتی در کشور، هزینه ایجاد زیرساخت‌ها آن‌قدر بالا رفته که شبیه چاه ویل شده است و تا قیامت هم پر نمی‌شود.

‌در وضعیت آن روزها شاید کمتر کسی با این دید به ماجرا نگاه کرده باشد. حالا باید چه کار کرد؟

در شرایط فعلی هم درست کار نمی‌کنیم. در بحث سکونتگاه‎ها، ما در کنار تهران شهرهای جدید اندیشه، پرند، پردیس و هشتگرد را ایجاد کرده‌ایم. همین شهرهای جدید را می‌توانستیم به کنار دریا منتقل کنیم، فعالیت‌های صنعتی و اقتصادی را نیز به کنار آب بکشانیم. اول باید نقاط فعالیت مشخص می‌شد بعد به شهرسازی می‌پرداختیم. ما صنایع را به دلیل پرهیز از خسارت‌های ناشی از درگیری نظامی احتمالی، به مرکز کشور منتقل کرده‌ایم حال آنکه اگر قرار باشد این‌گونه مکان‌ها مورد اصابت قرار بگیرند دیگر فرقی نمی‌کند در مرکز کشور باشند یا در سواحل. در آن شرایط ما فولاد بندرعباس را به مرکز اصفهان، که با کمبود و حتی قحطی آب مواجه است، برده‌ایم اما این کارها هنوز هم ادامه دارد و آمادگی ذهنی برای انتقال صنایع به مرکز کشور کماکان پابرجاست. جمعیت ساکن در سواحل جنوبی کشور کمتر از دوو‌نیم میلیون نفر است درحالی‌که می‌بینیم آن طرف آب، در یک باریکه لب دریا، چه سرمایه‌گذاری انبوهی کرده‌اند. این مسئله نشان می‌دهد که ما راه را درست نیامده‌ایم. ما باید ساخت زیربناها را درست و کارشناسی و براساس اولویت انجام می‌دادیم. اینکه ما در دو مقطع سال‌های ۶٢ و ٨۴ اولویت اول راه‌سازی را به راه‌ روستایی داده‌ایم نشان می‌دهد که در مسائل اجرائی و اقتصادی درست مطالعه و فکر نکرده‌ایم. هرچه به ذهنمان رسیده بدون مطالعه، صورت‌جلسه و ابلاغ کرده‌ایم. در بودجه سال ٨۵، بودجه راه روستایی از ١٧٠ میلیارد تومان به هزار و ۵٠٠ میلیارد تومان افزایش یافت و اختصاص داده شد درحالی‌که ما در طول مدت سه سال از دولت اصلاحات، بودجه اتوبان‌سازی را از ١١ میلیارد تومان به ٢٠٠ میلیارد تومان رسانده و پیش‌بینی کرده بودیم در ابتدای برنامه چهارم توسعه این رقم به ٣۵٠ میلیارد تومان و تا انتهای برنامه چهارم به هزار میلیارد تومان برسد. اما متأسفانه در دولت‌های نهم و دهم درست عکس این مسئله اتفاق افتاد؛ ٢٠٠ میلیارد تومان بودجه اتوبان‌سازی به صد میلیارد تومان و ١٧٠ میلیارد تومان راه روستایی به هزار و ۵٠٠ میلیارد تومان رسید. این یک حرکت پوپولیستی و مردم فریبانه بود و حالا می‌بینیم که راه‌های روستاها آسفالت شده و برق و همه امکانات به آنجا رفته اما تخلیه شده‌اند. چرا؟ چون فعالیت مناسب سطح رفاه ملی در روستا نیست. ما در جاده روستایی، به‌غلط یا درست، وضعمان خیلی خوب است، در جاده‌های فرعی هم وضع خوب و در جاده‌های اصلی هم قابل قبول است، اما در شریان‌های خاص، شامل آزادراه و بزرگراه، مشکل داریم. اول باید احداث بزرگراه را متوقف کنیم و از این به بعد سرمایه‌گذاری‌ها روی ساخت آزادراه متمرکز شود. بخش خصوصی هم به‌شدت علاقه‌مند است در این حوزه فعالیت کند.

‌پس چرا گفته می‌شود بخش خصوصی هیچ وقت آن‌طور که بایدوشاید وارد صحنه نشده است؟

وارد شده.

‌چند درصد؟

حدود هزار و صد تا هزار و ٢٠٠ کیلومتر از این دو هزار و ۵٠٠ کیلومتر آزادراه موجود، با سرمایه‌گذاری بانک‌ها و مابقی با مشارکت بخش خصوصی ساخته شده است. زمانی که برای اجرای طرح‌های آزادراهی فراخوان می‌دادیم، حدود پنج تا ١٠ سرمایه‌گذار خصوصی اعلام آمادگی می‌کردند. وقتی برای ساخت مسیر ساوه – همدان فراخوان دادیم، هشت سرمایه‌گذار و پیمانکار متقاضی بودند. هنوز هم این تقاضا وجود دارد. مثلا کمربند دوم تهران را که گفتند احداثش به‌صورت مذاکره‌ای داده شده است را اگر فراخوان می‌زدند، قطعا شرکت‌های زیادی برای سرمایه‌گذاری و اجرای طرح اعلام آمادگی می‌کردند و طرح را ارزان‌تر و با مشخصات مناسب‌‌تری را به انجام می‌رساندند.
پس چرا با وجود این بخش خصوصی توانمند و مشتاق، به اندازه نیاز اتوبان‌سازی نکرده‌ایم؟

ما سال ٨١ را سال آغاز نهضت اتوبان‌سازی و راه‌آهن‌سازی با سرعت بالا نام گذاشتیم و اولین قطار سریع در مسیر تهران- اصفهان با سرعت ٣٠٠ تا ٣۵٠ کیلومتر در ساعت را شروع کردیم. مطالعات آن را انجام دادیم و عملیات اجرائی آن را نیز آغاز کردیم اما دولت اصولگرای احمدی‌نژاد آمد و آن ‌را متوقف کرد.

‌چرا؟

به دلیل جنجال نماینده دلیجان. نماینده وقت دلیجان در مجلس شورای اسلامی، که از جانبازان عزیز هم بودند، دادوبیداد راه انداخت که مسیر باید تغییر کند و از اصفهان به دلیجان، قم و سپس به تهران برود در حالی‌که مسیر اصلی از اصفهان به نطنز، کاشان، قم و تهران می‌رفت و ١٠ کیلومتر هم کمتر از مسیر دلیجان بود. علاوه بر این، زمین‌های مسیر کاشان نیز همگی به منابع طبیعی تعلق داشت و بدون معارض بود در حالی‌که در مسیر دلیجان، به طول ٣٠ کیلومتر زمین‌ها معارض دارند. حالا هم طرح به همین دلیل و نداشتن بودجه متوقف است. این زمین‌ها مستثنیات است و مالکان هم وقتی می‌فهمند پروژه دولتی از آن عبور می‌کند، می‌‌خواهند زمین‌های بایر را چندین برابر قیمت واقعی به دولت بفروشند.

‌پس عاقبت، مسیر مورد نظر نماینده در برابر مسیری که از ابتدا با کار کارشناسی تعیین شده بود، پیروز شد! چه کسی تأیید کرد؟

رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی وقت تأیید کرد. اولین مدیر این سازمان در دولت نهم پروژه را متوقف کرد. این تصمیم کاملا سیاسی بود. چون ما آن را شروع کرده بودیم، این حرکت را انجام دادند. این پروژه نماد پیشرفت و اولین قطار پرسرعت در خاورمیانه بود. دولت‌های نهم و دهم می‌خواستند افتخارش به‌ناحق نصیبشان شود.

‌چرا بعدا مسیر را به سمت مسیر کارشناسی‌شده منتقل نکردند؟ هزینه‌ای در این مسیر جدید خرج شده که امکان برگشت وجود ندارد؟

در مسیر اول هم هزینه صرف شد. به‌هرحال مسیر قطار تهران- اصفهان به مسیر اصلی برنگشت گرچه میزان تونل مسیر دلیجان و هزینه آن هم بیشتر است.

‌وقتی هم زمین‌های این مسیر معارض دارد هم تونل و هزینه ساخت آن بیشتر است، پس چرا به مسیر اول برنگشتند؟

همین رفتارهاست که باعث شده نتوانیم درست کار کنیم و حمل‌ونقل در کشور به جایگاه شایسته و بایسته خود نرسیده است.

‌حالا چه باید کرد؟

به‌هرحال در شرایط فعلی اولویت این است اتوبان‌هایی که در طرح جامع تعیین‌ شده را به سرعت کامل کنیم. به‌عبارتی برای سرپاکردن صنعت حمل‌ونقل، اول باید گرفتگی رگ آئورت را ترمیم کنیم. ما اول رفته‌ایم راه‌های روستایی، که به‌مثابه مویرگ است را در اولویت قرار داده‌ایم. اشتباه تا همین‌جا بس است. حالا باید درست اولویت‌بندی کنیم. باید سیاستی را مشخص کنیم که تا اتوبان‌ها تکمیل نشده‌اند، به دیگر حوزه‌ها پول قابل ملاحظه تزریق نکنیم. پول هنگفتی برای اتوبان‌سازی و توسعه شبکه ریلی لازم است. پول هنگفت دیگری هم برای نگهداری و راهداری و بازسازی نیاز است.

‌با اقداماتی که تاکنون انجام داده‌ایم و الزاماتی که انجام نداده‌ایم؛ حالا وضعیت ایمنی راه‌ها چگونه است؟

من سال ٧٩ برای اولین‌بار تعداد کشته‌های جاده‌ای را از پزشکی‌قانونی و جاهای دیگری که مطلع بودند، درآوردم. تا پیش از آن همه فکر می‌کردند سالانه سه هزار کشته داریم و رتبه جهانی کشور در تلفات انسانی مثلا ۶٠ است. ما آماری با حداکثر خطای پنج درصد تهیه کردیم و به عدد ١٧ هزار و ٩٠٠ کشته در سال رسیدیم. این رقم همین‌طور تا سال‌های ٨۶ و ٨٧ رو به افزایش بود. عواملش هم مشخص بود. عوامل انسانی با ٧٠ درصد، عامل جاده با ١٩ درصد و خودرو و اقلیم نیز با پنج درصد، از مؤثرین عوامل در سوانح بودند. آن زمان دیدیم بخش زیادی از کشته‌ها مربوط به نقاط حادثه‌خیز است و در برآورد اولیه متوجه شدیم حدود ٨٠٠ نقطه حادثه‌خیز وجود دارد. بعد از آنکه از مدیران کل خواستیم نقاط حادثه‌خیز را شناسایی کنند، این میزان به چهار هزار نقطه رسید. حالا هم حدود هزار نقطه دیگر وجود دارد که حادثه‌آفرین هستند و باید برطرف شوند. البته برای این کار هم بودجه نسبتا زیادی نیاز است.

‌در شرایطی که حمل‌ونقل جاده‌ای کشور بنا بر گفته شما، مسیر درست و کارشناسی را طی نکرده است، وضعیت حمل‌ونقل ریلی، به عنوان رقیب اصلی حمل‌ونقل جاده‌ای، چگونه است؟

فعلا ٩ هزار کیلومتر مسیر ریلی داریم که قسمت کوچکی از آن دوخطه است، قسمت کمی از آن سیگنالینگ دارد و بقیه یک‌خطه است و سیگنالینگ هم ندارد. از این میزان نیمی متعلق به قبل از انقلاب است و نیمی نیز به بعد از انقلاب تعلق دارد. از سال ١٣١٧ که کار ریلی در ایران آغاز شده، تا آخر حکومت پهلوی در سال ۵٧ به مدت ۴٠ سال، با ابزار آن روزها، چهار هزار و ۵٠٠ کیلومتر شبکه ریلی ساخته شده است. این میزان شامل محورهایی مانند تهران – اهواز، که به‌شدت صعب‌العبور است و تونل‌های فراوان و ترانشه‌ها و پل‌های سنگین دارد یا محور تهران- شمال، که شامل پل ورسک و تأسیسات واقعا شگفت‌انگیزی است، می‌شود. حدود چهار هزار و ۵٠٠ کیلومتر از شبکه ریلی نیز در دوران پس از انقلاب ساخته شده اما واقعا این راندمان، زیبنده کشورما نیست.

‌وضعیت ساخت خطوط ریلی در زمان وزارت شما و بعد از آن چگونه بود؟

ما در آن مقطع وزارتخانه را با ١۴٠، ١۵٠ کیلومتر در سال تحویل گرفتیم و در سال ٨٣ به ۵٠٠ کیلومتر در سال رساندیم. یک خط ریلی داشتیم از بافق به مشهد که حدود هزار کیلومتر می‌شد. این طرح را ابتدای سال ٨١ استارت زدیم، آخر ٨٣ آماده بهره‌برداری بود و اردیبهشت ٨۴ افتتاح شد. ۵٠٠ کیلومتر هم در همین سه سال در نقاط دیگر ساخته شد؛ صد کیلومتر در معدن چادرملو، ٢۵٠ کیلومتر کرمان به بم، که در روز دوم زلزله بم افتتاح شد و بخش زیادی از کمک‌های مردمی و امدادی از این راه به بم رسید، در جاهای دیگر هم مسیرهای ٢٠ و ٣٠ کیلومتری ساخته شد. جمعا در سه سال هزارو ۵٠٠ کیلومتر خط ریلی ساخته شد.

‌بعد از آن چه شد؟

پیشنهاد دادیم در سال اول برنامه چهارم ۵٠٠ کیلومتر خط ریلی بسازیم و با ادامه روند صعودی درآمدهای دولت از نفت، در سال آخر هزار کیلومتر خط ریلی تحویل دهیم، مشکل مالی هم نبود. اگر این روند ادامه پیدا می‌کرد کل شبکه ریلی در سال ٩٠ تحویل کشور می‌شد اما حالا ١٢ تا ١٣ هزار کیلومتر دیگر لازم داریم تا شبکه ریلی کامل شود. در شرایطی که ناوگان ریلی نیز با ٢۵ سال، بسیار فرسوده است. ما قرارداد خرید ٣٠٠ دستگاه لوکوموتیو را در سال‌های ٨٢ و ٨٣ با آلستوم فرانسه و زیمنس آلمان منعقد کردیم که قرار بود ٢٠ درصد آن شامل موتور و گیربکس از آنجا وارد شود و ٨٠ درصد باقی‌مانده در داخل ساخته شود. برای این کار هم « شرکت واگن‌پارس» مجهز شده بود. آن زمان این نکته در همه حوزه‌های حمل‌ونقل به‌ویژه حوزه ریلی و هوایی مطرح بود که از تکنولوژی شرقی استفاده نکنیم.

‌چرا؟

به دلیل عمر مفید. مثلا درباره کامیون‌، آلات متحرکه یعنی موتور، گیربکس و دیفرانسیل، در تکنولوژی آمریکایی حداقل ١٠ و به‌طور میانگین ١۵ سال بدون نیاز به تعمیر موتور و سایر آلات متحرکه کار می‌کند. همین کامیون در تکنولوژی اروپایی پنج، شش سال و در تکنولوژی چینی بعد از حداکثر یک و نیم سال نیازمند تعمیر است. نکته دیگر اینکه در نقطه ثقل این کامیون‌ها نیز تفاوت‌هایی هست. مثلا کامیون هوو «HOWO» چینی با اینکه یک درصد از ناوگان را شامل می‌شود، ولی ١٠ درصد تصادفات به آن اختصاص دارد. به دلیل مزایا و امتیازاتی که در تکنولوژی غربی وجود دارد، قرار شد به طرف آنها برویم و دانش فنی و تکنولوژی را نیز به داخل انتقال دهیم. حتی در آن زمان با ولوو وارد مذاکره شده بودیم که تکنولوژی ساخت آن به کشور وارد شود و ایران هاب تولیدات مورد نیاز برای کل منطقه باشد که این تلاش هم در دولت نهم با متمایل‌شدن به سمت شرق، ناکام ماند.

‌گفتید در حمل‌ونقل جاده‌ای اولویت این است که اتوبان‌سازی کنیم، به‌نظر شما، در حمل‌ونقل ریلی اولویت چیست؟

در حوزه ریلی باید روی راه‌اندازی و توسعه قطارهای سریع کار کنیم. در دولت اصلاحات به این مطلب رسیدیم که سه مسیر تهران- اصفهان، تهران – شمال و تهران– مشهد، کاملا توجیه دارد، به مجلس بردیم و تصویب هم شد. با این مسیرها فاصله تهران تا اصفهان یک ساعت و ربع، تا مشهد سه ساعت و مسیر شمال هم کمتر از یک ساعت پیموده می‌شد. اینجا آدم متحیر می‌شود که در زمان وفور دلار و بالارفتن قیمت نفت خام تا بشکه‌ای ١٢٠ دلار، چرا این اقدامات انجام نشد؟

‌قرار بود برای ساخت این سه مسیر از متخصصان و فناوری چه کشور یا کشورهایی استفاده شود؟

در مسیر تهران – اصفهان، در نظر گرفته بودیم زیرسازی را به پیمانکاران ایرانی و روسازی را به شرکت اتریشی واگذار کنیم. تهیه ناوگان هم با رایزنی با زیمنس تهیه می‌شد، چراکه این شرکت در ناوگان قطار سریع، تقریبا در دنیا بهترین است.

‌حالا وضعیت این طرح چگونه است و چه کسانی کار را به پیش می‌برند؟

حالا با چینی‌ها قرارداد می‌بندند. چینی‌ها هم رفته‌اند با همان شرکتی که ما صحبت کرده بودیم برای اجرای طرح صحبت کرده‌اند و پورسانت می‌گیرند. پورسانتشان هم کم نیست. ما هزینه مسیر تهران-اصفهان را یک و نیم میلیارد دلار برآورد کرده بودیم حالا با ٢,٨ میلیارد یورو قرارداد بسته می‌شود درحالی‌که افزایش قیمت‌ها در این ١٠ سال در بیرون کشور به‌ویژه در اروپا و آمریکا کمتر از ۵٠ درصد است.

‌عملکرد دولت‌های نهم و دهم در زمینه راه‌آهن چطور بوده است؟

در برنامه چهارم دیده شده بود در سال اول برنامه ۵٠٠ کیلومتر و در سال آخر هزار کیلومتر راه‌آهن ساخته شود. یعنی به‌طور میانگین باید حدود سه هزار و ۵٠٠ تا چهار هزار کیلومتر راه‌آهن در طول برنامه چهارم توسعه ساخته می‌شد؛ از این میزان در دولت‌های نهم و دهم فقط ٩٢٠ کیلومتر ساخته شد که از این میزان هم ۵٢٠ کیلومتر به مسیر اصفهان – شیراز تعلق داشت که صد کیلومتر آن را روی خاک گذاشته بودند و وقتی قطار روی ریل رفت از آن خارج شد، همه تراورس‌ها شکست و ریل‌ها دفرمه شد و عاقبت هم با مصیبت آن لوکوموتیو را دوباره روی خط گذاشتند.

‌چرا ریل را روی خاک گذاشته بودند؟

برای اینکه افتتاح کنند و بگویند کار کرده‌ایم! اقدامات دولت‌های نهم و دهم عوام‌فریبانه بود.

‌بعد از آن چه شد؟ دوباره زیرسازی کردند؟

هنوز تمام نشده است، نه ایستگاه‌ها و نه مسیر. در هشت سال دولت‌های نهم و دهم، به قولی ٨٠٠ میلیارد دلار درآمد نفتی عاید کشور شده است. پایین‌ترین رقمی هم که از زبان مسئولان نقل‌قول شده ٧٠٠ میلیارد دلار است. البته من معتقدم درآمد نفتی دولت‌های نهم و دهم از ٨٠٠ میلیارد دلار هم بالاتر است، چراکه در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، محصولات پتروشیمی و فراورده‌های نفتی مانند قیر و روغن پایه و مازوت جزء صادرات نفتی محسوب می‌شد اما آقای احمدی‌نژاد همان سال اول اینها را صادرات غیرنفتی اعلام کرد. با این کار هم در صادرات غیرنفتی رشد بالا نشان داد و هم رقم کل درآمدهای نفتی دولت پایین آمد. به‌هرحال با این درآمد ٧٠٠، ٨٠٠ میلیارد دلاری دولت گذشته و با در نظرگرفتن متوسط هزینه‌های دوره ٨٢ تا ٩٢، از دولت‌های نهم و دهم بسیار بیش از عملکردش توقع می‌رفت. ما در سال‌های ٨١ تا ٨٣ راه‌آهن بافق- مشهد را به‌طور متوسط با ٣٠٠ میلیون تومان برای هر کیلومتر احداث کردیم اما در سال ٩٢ قراردادهایی را برای طرح‌هایی با همان مشخصات و همان پل و ابنیه مختصر، به مبلغ سه و نیم میلیارد تومان برای هر کیلومتر بسته‌اند. یعنی هزینه بعد از ١٠ سال حدود ١٢ برابر شده است! در این دوره مجموع تورم‌های سالانه مگر چقدر بوده؟ میانگین تورم ١۵ درصد بوده است، در این شرایط ٣٠٠ میلیون تومان اگر ۵٠٠ درصد هم افزایش پیدا کند، می‌شود یک و نیم میلیارد تومان، نه سه و نیم میلیارد! حتی اگر میانگین هزینه احداث هر کیلومتر راه‌آهن را یک و نیم میلیارد و قیمت دلار را نیز دو هزار تومان فرض کنیم، با ١٠ میلیارد دلار از درآمدهای دولت‌های نهم و دهم می‌شد ١٣ هزار کیلومتر راه‌آهن یا آزادراه ساخت. با این مبلغ می‌شد نیروگاه‌هایی با ظرفیت ٢٠ هزار مگاوات برق ایجاد کرد. با ١٠ میلیارد دلار می‌شد هفت فرودگاه بین‌المللی کشور را به صورت کامل احداث کرد. این مبلغ برای تکمیل و تجهیز کل بنادر کشور کافی بود. دولت اصلاحات ١٧۴ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت و آنچه در توانش بود و آن‌قدر که اجازه دادند، در حوزه زیرساخت‌ها فعالیت کرد اما دولت‌های نهم و دهم با ٨٠٠ میلیارد دلار در هشت سال، که ۴,۶ دهم برابر درآمد کشور در دو دولت قبل بوده، نسبت به برنامه، عملکردی بین ٣٠ تا ۴٠ درصد داشته‌اند. دولت‌های نهم و دهم ٣٠، ۴٠ درصد اهداف برنامه را محقق کرده‌اند در حالی که در دولت آقای خاتمی، در بخش حمل‌ونقل، ١٣درصد بالاتر از اهداف برنامه کار شد.

‌پول به این حوزه‌ها تزریق شده و کار نکرده‌اند یا پولی اختصاص پیدا نکرده است؟

اصلا پول تزریق نشده است. سالانه باید حداقل ١٠ هزار میلیارد تومان به بخش حمل‌ونقل داده شود. با استدلال کارشناسی می‌توان ثابت کرد برای اینکه وضع موجود نگهداری شود و رشدی حدود یک تا یک‌ونیم درصد هم در حوزه حمل‌ونقل ایجاد شود، باید ٢۵ درصد بودجه عمرانی را به این حوزه اختصاص دهند. در دولت‌های نهم و دهم این اتفاق نیفتاده است.

‌این پیشرفت‌نکردن در طرح‌های زیرساختی که در حوزه جاده‌ای و ریلی به آن اشاره کردید، در حوزه حمل‌ونقل دریایی نیز وجود داشت یا دارد؟

بله. حوزه دریایی هم دچار همین نقیصه‌هاست. ما برای ترمینال دوم کانتینری شهید رجایی، با یک سرمایه‌گذار خارجی صحبت کرده بودیم که ٧۵٠ میلیون دلار سرمایه بیاورد، درضمن آن سرمایه‌گذار گفته بود هم ترمینال را می‌سازم و هم کانتینر را از ٨٠٠ هزار TEU به چهار میلیون TEU می‌رسانم، یعنی خود سرمایه‌گذار بارهای کانتینری را به سمت بندر می‌آورد. این قرارداد را هم دولت احمدی‌نژاد منتفی کرد. کاری که می‌شد دوساله تمام کرد، تا دو سال پیش، کش پیدا کرده بود. راه‌اندازی ترمینال از دو سال شد هشت سال، تعداد کانتینر ورودی به بندر هم با سیر طبیعی افزایش پیدا کرد.

‌در بنادر دیگر وضعیت چگونه بوده است؟

ما ظرف یک‌ونیم سال در بندر چابهار یک اسکله برای کشتی‌های تا صد هزار تن ساختیم. بقیه اسکله‌های کشور بیش از ۵٠ هزار تن جواب نمی‌دهند. از آن زمان تاکنون دومین اسکله صد هزار تنی هنوز طراحی هم نشده است! این بنادر برای واردات و صادرات مواد معدنی با حجم بالا مورد نیاز است. روبه‌روی معدن سنگ‌آهن سنگان ایران، با ظرفیت سالانه ١,٢ میلیارد تن سنگ‌آهن با عیار ۵٨ درصد، در افغانستان یک معدن سنگ‌آهن با ظرفیت سالانه دوونیم میلیارد تن و با عیار بالا وجود دارد. راه‌آهن ایران تا لب مرز کشیده‌ شده و با احداث ٣٠ کیلومتر دیگر به معدن می‌رسد. به‌راحتی می‌شود سنگ آهن را برای افغان‌ها به چابهار ترانزیت کرد یا از آنها خرید. البته فعلا راه‌آهن زاهدان – چابهار در دست اجراست تا با اضافه‌کردن یک اسکله صد هزار تنی دیگر زمینه برای حمل مواد معدنی با تناژ بالا مهیا شود.

‌اوضاع ناوگان دریایی کشور چگونه است؟

بالابودن سن ناوگان هم یکی دیگر از مشکلات حمل‌ونقل دریایی است. ناوگان دریایی ما ٢٣ساله است. ١٢٠ فروند کشتی داریم با میانگین عمر ٢٣ سال و واضح است به‌شدت باید روی نوسازی ناوگان دریایی هم کار کنیم. اگر خدای‌نکرده پوسیدگی ایجاد شود و کسی نفهمد و یک کشتی غرق شود، آبروی کشور می‌رود.

‌گویا معضل بالابودن سن ناوگان، مشکل همه حوزه‌های حمل‌ونقل است. سن‌وسال ناوگان هوایی کشور چطور است؟

میانگین سن هواپیماها هم حدود ٢١، ٢٢ سال است. فعلا از ٢٣٠ فروند هواپیمایی که در کشور داریم ١٢٠ فروند، مشکل قطعه و موتور دارند. ما از یک سال و نیم پیش به سازمان هواپیمایی کشوری پیشنهاد دادیم کار تعمیر موتورها را برعهده بگیریم. گفتیم فقط شما چهار موتور هواپیما به ما امانت دهید تا ببریم تعمیر کنیم.

‌«ما» شرکت بود یا شخص حقیقی؟

هم شرکت بود هم شخص من. بالاخره من در این مملکت مدیر و مسئول بودم. به اندازه چهار موتور هواپیما باید اعتبار داشته باشیم!

‌می‌خواستید موتورها را برای تعمیر به کجا ببرید؟

در منطقه، دو مرکز تعمیر موتور هواپیما وجود دارد؛ یکی در هند و دیگری در مصر. با این دو مرکز صحبت کردیم، کاملا هم آماده بودند اما اشکالی که به این دولت وارد است، این است که در تصمیم‌گیری کُند است. قاطع و سریع تصمیم‌گیری نمی‌کند.

‌اخیرا تلاش می‌کنند با خرید هواپیماهایی که حدود ١٠ سال دارند، میانگین سنی ناوگان را کم کنند، به‌نظر شما بهترین کاری که می‌شود کرد، چیست؟

با این وضعیتی که فعلا در صنعت هوایی داریم، نمی‌شود ناوگان نو آورد، چون قیمت‌های فعلی بلیت کفاف ناوگان نو را نمی‌دهد. ناوگان دست‌ِدوم، به‌ویژه بالای ١٠ سال، برای ایرلاین‌ها بسیار ارزان تمام می‌شود مثلا یک ایرلاین با سه، چهار میلیون دلار یا حداکثر ١٠ میلیون دلار می‌تواند یک هواپیمای ١٠ تا ١۵ساله بخرد و بعد از سی‌چک پنج، شش سال با آن پرواز کند. این هواپیما هم مثل همان هواپیمای ٨٠ میلیون دلاری نو پرواز می‌کند. درحقیقت هواپیمای دست‌ِدوم، ظرف دو، سه سال سرمایه اولیه و هزینه‌های بعدی را پوشش می‌دهد درحالی‌که برای هواپیماهای نو، باید ١٠، ١٢ سال اقساط پرداخت کرد تا هواپیما به مالکیت ایرلاین دربیاید.

‌پس با این اوصاف، نباید انتظار داشت هواپیمای زیر ١٠ سال به کشور بیاید؟!

اگر قیمت‌گذاری بلیت آزاد شود، می‌توان هواپیمای نو هم آورد. البته باز هم تفکر ایرلاین‌دارها این است که هواپیمای دست‌دوم با عمر پنج تا ١٠ سال بخرند تا فعالیتشان بیشتر صرفه اقتصادی داشته باشد. اما من معتقدم اگر هواپیمای صفر بیاوریم و قیمت بلیت را هم دو برابر کنیم، باز مشتری سوار می‌شود. فکر می‌کنم به هر قیمتی که هست باید هواپیمای نو و صفر وارد کرد تا مردم با خیال راحت و آسوده سوار شوند. کشورهایی مانند امارات، ترکیه و قطر، میانگین سن هواپیمایشان را پنج سال گذاشته‌اند. یعنی هواپیمای صفر را تا ١٠ سال بیشتر نگه نمی‌دارند. مدام ناوگان ١٠ساله را می‌فروشند و صفر می‌خرند.

‌گفتید مردم احساس ناامنی می‌کنند. آیا حمل‌ونقل هوایی ما ناامن است؟ جایگاه ما در دنیا از نظر امنیت پرواز کجاست؟

اگر قطعه مورد نیاز هواپیماها به‌موقع برسد، پروازهایمان ایمن است. ما در بخش تعمیر و نگهداری نیروهای فنی خوبی داریم. البته در بحث هواپیما از یک عمری به بالا، مثلا ١۵ سال، نباید ریسک کرد. بالاخره اتفاق خبر نمی‌کند. فعلا بخشی از ناوگان هوایی یا باید باری شود، یا به موزه برود.
می‌شود آنها را گوشه‌وکنار شهر گذاشت و مثلا به کافی‌شاپ تبدیل کرد! مشکل دیگری هم که در مورد هواپیماهای سن بالا وجود دارد، این است که هرچه از عمر هواپیما بگذرد، هزینه‌های پرواز و نگهداری آن بیشتر می‌شود. یک هواپیمای ٢٠ساله از یک هواپیمای پنج‌ساله بسیار پرهزینه‌تر است. درضمن مصرف سوخت هواپیماهای کهنه نسبت به هواپیمای جدید، ٢٠ تا ٣٠ درصد بیشتر است.

‌به‌نظر شما برای نوسازی ناوگان هوایی، باید چه نوع هواپیمایی و از کجا خرید. در ماه‌های اخیر چند بار بحث خرید هواپیمای سوخو مسافری از روسیه مطرح و تکذیب شده است، به‌نظر شما این هواپیما مناسب صنعت هوایی ایران است؟

من کاملا با خرید هواپیمای شرقی مخالفم. اگر به دلیل قیمت یا کیفیت دنبال خرید هواپیمای روسی هستند، باید گفت از نظر صندلی- ساعت- پرواز، هواپیمای بوئینگ و بعد از آن هم ایرباس ارزان‌ترین هواپیماها هستند. درآخر هم، توپولف در جایگاه گران‌ترین هواپیماها قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم هواپیمای نو وارد ناوگان هوایی کنیم، باید از کشورهای اروپایی و آمریکا هواپیما بخریم.

کیفیت هواپیماهای روس پایین‌تر از انواع غربی است؟

قطعا پایین‌تر است. چه کسی در دنیا قبول می‌کند کیفیت کالاهای روسی بهتر از کالاهای غربی باشد؟ درحقیقت آمریکایی‌ها یک تا دو نسل در دانش و تکنولوژی از اروپایی‌ها جلوتر هستند و اروپایی‌ها هم یک تا دو نسل از شرقی‌ها جلوتر هستند.

‌به‌نظر شما دولت یازدهم برای نوسازی ناوگان هوایی باید چگونه عمل کند؟

دولت باید راه فاینانس خارجی و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را باز کند، از صندوق توسعه ملی هم کمک بگیرد و برای هر کسی نیز که می‌تواند ناوگان نو بیاورد، باید فرش قرمز پهن کنیم.

منبع : الف


 
ترور شخصیت!
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

  مثال عامیانه و پُر معنایی در زبان شیرین فارسی است که کلی پشت آن فلسفه است و اگر این مثال کاربرد لازم را نداشت یقیناً فراموش می شد، این مثال می گوید: هر کسی را بهر کاری ساخته اند، یعنی براساس توانایی و تجربه و تحصیلاتش برای هدفی انتخاب می شود، مثلاً یک وکیل دادگستری باید لیسانس حقوق داشته، دوره کارآموزی دو ساله را زیر نظر یک وکیل با تجربه طی کند، در امتحان اختیار کانون شرکت کند و اگر قبول شد می شود وکیل دادگستری. تازه چند سال بعد باید تجربه پیدا کند تا مورد وثوق مردم قرار گیرد.

   خب اگر وکیل دادگستری شدن این مراحل را دارد آیا کسی که می خواهد وکیل مجلس بشود نباید تحصیلاتی در خور وظیفه اش داشته و تجربیاتی در مناصب دیگر و همینطور فعالیتی مثمر ثمر در حوزه انتخابیه اش داشته باشد، آیا کسی که می خواهد وکیل مجلس بشود نباید در فعالیت های گذشته اش با کس یا کسانی رابطه کاری، موقعیتی و مناسبتی داشته باشد که بتواند به نفع حوزۀ انتخابیه اش قدمی بردارد. در کشوری که روابط بر ضوابط می چربد نماینده ای قادر است خواسته ها و نیازهای شهرش را برآورده سازد که از قدرت بالایی در ایجاد رابطه و حتی چانه زنی برخوردار باشد.

   و اما ترور شخصیت از کجا پیدا شد، در رژیم قبل وقتی خواستند مجلسی به قول خودشان مردمی داشته باشند از کشتی گیری نامدار، سینماگری موفق و خیاطی خوش دست دعوت کردند که بیایید نماینده شهرستان بشوید بدون اینکه پشتوانۀ تحصیلی و تجربی برای چنین وظیفه بزرگی داشته باشند، آنان هم که از این پیشنهادِ سخاوتمندانه به وجد آمده بودند آن را با جان و دل پذیرفتند، اتفاقاً آن سالها مجلسی بدست آمد بی بو و خاصیت، فرمایشی، جناحی که به مفت خدا نمی ارزید، بعد از انقلاب معیار انتخاب را گرچه بر تقوا گذاشتند ولی هیچگاه گفته نشد که بدون تخصص کاندید کاری شوند ولی تدریجاً وضع طوری پیش رفت که هر کسی خود را لایق بزرگترین مناصب بداند، و بدون اینکه صلاحیت کسب مقامی را داشته باشد خود را نامزد و یا کاندید پُست و مقامی بنماید و اسمش را بگذارد که احساس وظیفه می کنم، اگر همشهریان فیلمی که خود وزارت کشور چندین سال پیش منتشر کرد را دیده باشند از دختر خانمی ۲۲ ساله تا جوانی نامتعادل و کشاورزی فرتوت و چندین نفر دیگر حکایت می کرد که همه خود را لایق کسب مقام ریاست جمهوری می دانستند. دیدن این فیلم کوتاه تأسفی عمیق برجای می گذاشت که چگونه انسانها بدون داشتن  صلاحیت و توانایی و دانش لازم، خود را داوطلب چنین مقام بزرگی می کردند.

   قصدم از این روده درازی ها و مقدمه چینی این بود که من از خیل داوطلبان شهرمان نطنز از یک طرف به وجد آمده ام که شهر ما چنان نخبگانی دارد که شایستگی نمایندگی را در خود می بینند و از طرف دیگر بیمناکم که اگر همه این نخبگان بخواهند در انتخابات شرکت نمایند آرا پخش شده بطوریکه امیدی به نتیجه گیری درست نخواهیم داشت و این بار هم نماینده از بین مردم زحمتکش، متحد و هوشیار شهر بادرود خواهد بود و شهر نطنز سرش بی کلاه خواهد بود.

    من به رقابت منصفانه، مشفقانه بین شهر بادرود و مرکز نطنز اعتقاد دارم، ولی صد البته میل دارم که نمایندۀ این دوره از شهر نطنز نه از بادرود باشد در حالیکه به اهالی بادرود بسیار ارادت دارم و با بزرگان آنجا از مدتها پیش دوستی دیرینه دارم و در هر جشن و مراسمی دعوت شده ام مخلصانه شرکت کرده ام ولی نمی توانم علاقه خود را پنهان نمایم که میل دارم این دوره نماینده شهرستان نطنز از مرکز نطنز باشد.

   یکی از اخلاق بدِ ما نطنزی ها که من مخلص همه شان هستم این است که وقتی شخصی که مایل است نماینده شود با ما مشورت می کند وقتی می بینیم و می دانیم که موفقیتی در این زمینه ندارد به دو علت مهم و اساسی قادر نیستیم که حقیقت را به او بگوییم.

   اول بخاطر حجب و حیایی ذاتی نمی توانیم با صراحت حقیقت را به او بگوییم، دوم میل نداریم یا نمی خواهیم او را ناامید کنیم، در حالیکه اگر با حوصله و دلیل و برهان، دلایل عدم موفقیتش را برشماریم هم او خود را به دردسر نمی اندازد، هم ما کاندیدی به سایر کاندیداها اضافه نکرده ایم.

   یکی دیگر از معایب بعضی از ما نطنزی ها این است که اگر کاندیدی از ما حمایت خواست به او وعده می دهیم و تعجب در این است که اگر کاندید دیگری هم با ما مشورت کند به او هم وعده پشتیبانی می دهیم خوب این روش که نه از روی قصد و غرض بلکه ناشی از عدم صراحت ماست کار شایسته ای نیست، در نتیجه این رفتار غیر عقلایی باعث شده که کاندیداها به موفقیت خود اطمینان بیشتری پیدا کرده و وارد مبارزه انتخابات می شوند و این روشِ نه چندان مطلوب متأسفانه به ضرر خود ما تمام می شود چرا که نخواسته ایم با صراحت با او صحبت کنیم و او را از این کار منع کنیم.

و اما توصیه های آخر:

   الف – کهنسالان عزیز که سال ها در نطنز بوده اید و به شرایط شهرتان واقفید رودربایستی را کنار بگذارید و به کسانی که بدون داشتن پشتوانه مردمی و توانایی لازم در این وادی حضور پیدا کرده اند نصیحت کنید که کاندید نشوند.

   ب – به جوانانی که آینده نطنز هستند و مسلماً به مسائل روز واقفند توصیه می شود: اولاً خود را عقل کل ندانید و فکر نکنید که سرنوشت انتخابات نطنز صرفاً بستگی به نظر شما دارد و ثانیاً در کمال آرامش و حوصله با کاندیدها مذاکره کنید و اجازه ندهید هر شخصی خود را کاندید نماید.

   ج – به کار چرخانان انتخابات که همیشه مورد نظر کاندیداها بوده اند توصیه می شود که سرنوشت نطنز را خدای ناکرده به مطامع خود نفروشید و با نماینده ای بپیوندید که احتمال موفقیتش زیادتر است و همه را به قول معروف سر کار نگذارید.

   در مقاله بعدی به امید خدا شرایط و ویژگی های یک نماینده خوب و کارآمد را برمی شمارم تا شما بتوانید با دقت و امعان نظر شخص توانمندی را به مجلس بفرستید تا قادر باشد با حضور پر شورش و اظهار نظرِ به موقع اش در مجلس آبرویی برای این شهر نخبه پرور بخرد.

   مهم ترین مرکز اتمی ایران در نطنز است، اگر شانس یاری کند شهرستان نطنز در آینده بین ۱۲۰ شهرستان، به عنوان شهر نمونه انتخاب خواهد گردید، بنابراین ما نطنز را دست کم نمی گیریم دیگران هم باید آن را بدانند.

با احترام – اصغر کیهان نیا



 
نمایندگانی که می‌خواستند مذاکرات هسته‌ای متوقف شود
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی
روز 22 اردیبهشت ماه سال جاری، طرح ۳ فوریتی «توقف مذاکرات هسته‌ای تا قطع تهدیدات آمریکا» با ۸۰ امضا تقدیم هیأت رئیسه مجلس شد.
 
 به گزارش خبرآنلاین 80 نماینده زیر این طرح را امضا کرده بودند که اسامی آنها در ادامه می آید:
 
 .....
 
77. محمد فیروزی نماینده نطنز
 
 ......
 
.
 
آقای نماینده!
ما از شما انتظاری غیر از این نداشتیم!!!
فقط امیدوارم خوانندگان این خبر در سرتاسر ایران و جهان ، سطح شعور سیاسی و موقعیت سنجی مردم نطنز را از خط گیری های حذبی شخص شما جدا کنند!

 

اللَّهُمَّ غَیِّر سُوءَ حَالِنَا بِحُسنِ حَالِکَ

مدیر وبلاگ نطنزیــــــــان_30 رمضان  1394


 
حکایت تلخ ِ شهر ما ؛ " مشکل شناسان ِ مشکل تراش "
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی


وبلاگ نطنز یــــان

 

همواره در گردهمایی نطنزیان، به خصوص در ایام نزدیک به انتخاباتهای  مجلس ، چهره هایی ظهور می کنند که به بیان مشکلات و نابسامانی های شهرستان نطنز می پردازند. این بزرگواران که اغلب از شخصیت های برتر علمی ، سیاسی و اجرایی کشور نیز هستند، در سخنرانی ها و تبلیغاتشان این طور الغا میکنند که به تمامی مسایل و معضلات این منطقه به طور کامل اشراف داشته و برای حل هر مشکل راه حلی در آستین دارند!

اما حقیقت این است که  این بزرگواران، نه تنها هیچ گونه کمکی به رفع نارسایی ها و مشکلات عدیده نطنز  نکرده اند ، بلکه با پافشاری بر حضور در عرصه انتخابات به عنوان کاندیدا ، گره کوری بر سایر گره های موجود زده  و در حالیکه دم از آباد کردن  "شهرشـــان" میزدند ولی در سر ، سودای آباد ساختن "خانه خودشـــــان" را دارند!!! (جدایش آرای بخش طرق رود وبرزرود از آرای بخش مرکزی در دور قبل یا سه پاره شدن آرای بخش مرکزی در انتخابات های ادوار گذشته ،شاهدی بر این ادعاست)

 آری ! حقیقت این است که  مردم نطنز نیازی به فهرست شدن مشکلاتشان ندارند، چرا که خود با تمام پوست و گوشت و استخوان به همه ی نارسایی ها و کمبودها واقفند!!!

 نطنزیان امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه ی حضور بزرگمردی  ، همچون مرحوم شیخ زین العابدین انصاری (ره) هستند. شخصیت برجسته ای که از عمق وجود به نطنز عشق می ورزید ودر راه آبادانی شهرش از زندگی و مال و آبرویش مایه می گذاشت و حتی در راه  ساختن موطنش از ویران شدن خانه اش  اِبایی نداشت.

 شیخی که مردم  نطنز دعوتش را از دل وجان اجابت می کردند ، حتی اگر آنها را در دل شب به هموار کردن مسیر مستقل شدن نطنزشان فرا می خواند.

شیخی که بعد از رفتنش نطنز انسجامش را از دست داد  ؛ کوهستانهای زیبایش غارت  شد ؛ ادارات و ارگانهایش از نیروهای بومی خالی گردید و کرسی مجلسی که به خون دل خوردن ها بدست آمده بود ، برای سالیان سال از حضور فردی توانمند بی نصیب ماند...

آری برادر! این بود حکایت تلخ شهر ما...

مدیر وبلاگ نطنزیــــــــــــان _ 14 امرداد  1394


 
منشور انتخاب نطنزیان
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی
نوشتاری که لازم است هریک از همشهریان عزیز،آن را بخواند و در باب آن اظهار نظر نموده و بر غنای آن بیافزاید:
 

سالیان سال است که در ایام منتهی به انتخاباتهای مجلس شورای اسلامی در نطنز،افرادی سنگ و گنجشک این عرصه را مفت دیده و با ورود به میدان کاندیداتوری انتخابات مجلس دریک فرایند مونولوگ به بیان مشکلات و نواقص شهر تاریخی نطنز می پردازند و نهایتاً اقدامات خود را در صورت پیروزی در انتخابات لیست می نمایند.

هرچند که اکثر این دوستان در ایام پسا انتخابات، ابداً تا مدتها در این شهر آفتابی نمی شوند،اما همان حضور چند هفته ای آنها،آسیب های جبران ناپذیری را بر پیکره اجتماعی شهر رنج دیده نطنز وارد میکند و بخش هایی از آرای محدود ، ولی تاثیرگزار بخش مرکزی را جهت پیروزی کاندیدای اصلح بی اثر میکند!

طیفهای مختلف از همشهریان عزیز هم با توجه به منافع شخصی خود و یا از روی لجبازی با سایر کاندیداها و یا از روی حسن ظن، پیرامون این دوستان جمع می شوند،که البته نظرات و آرای فرد فرد همشهریان عزیز محترم است ،اما غالباً این تکسر آرا به شکست بخش مرکزی در انتخابات های ادوار مختلف منتهی گردیده است و صد البته  که نسل جوان نطنز ،بزرگترین قربانی این اختلاف نظرات می باشد.

طبیعی است که برای همدل  و همزبان شدن باید در ابتدا ،فرد اصلح از میان نامزد های مختلف مشخص شود و لذا برای سنجش میزان توانمندی و وفاداری نامزد های محترم ، باید سوالاتی طرح گردد که پاسخ کاندیداهای محترم به هر پرسش،در تعیین وزن و عیارش موثر خواهد بود.

و عقلاً و منطقاً فردی که در این میان عیار بالاتری داشت باید مورد حمایت همه مردم قرار بگیرد و اختلافات فردی و جناحی با وی، فراموش شده یا به بعد انتخابات موکول شود!!!

قطعا این مجموعه از سوالات که چکیده ی ساعت ها هم اندیشی و گفتگو با نطنزیان دلسوز و دلسوخته در مکانها و مناسبت های مختلف میباشد هنوز کامل نبوده و با همفکری و هم اندیشی همه متفکران  و صاحب نظران نطنزی پخته تر و کامل تر خواهد شد.

و اما اهمّ سوالات به این شرح است:

1-  به عنوان مهم ترین و کلیدی ترین پرسش ،کاندیداها باید مشخص کنند که تاکنون چقدر از خودشان (موقعیت اجتماعی،وقت ،آبرو،جیب، امکانات و مناصبشان)برای مردم و شهر نطنز خرج کرده اند. اینکه آنها چه مناصب و سمت هایی را در سطح اول مملکت داشته و دارند ابداً برای مردم نطنز در این برهه مهم نخواهد بود .اما اینکه آنها با توجه به موقعیشان چه اقداماتی  برای رفع محرومیت ها و مشکلات مردم و شهرشان انجام داده اند، حایز اهمیت است.

2-   در صورت پیروزی در انتخابات قصد دارند چه اقداماتی جهت رفع معضلات موجود (از قبیل تخریب محیط زیست نطنز و بهره برداری بی رویه از معادن،مشکلات آب و فاضلاب،مهاجرت جوانان نطنز ، کاهش شدید امنیت اجتماعی و...) از یک سو و رشد و شکوفایی بالنده شهرستان نطنز  از سویی دیگر انجام دهند و برای عملیاتی کردن قولهایشان چه امکاناتی در اختیار دارند وچه ضمانت هایی به مردم می دهند. به طور مشخص افرادی که به بدنه دولت  وقت نزدیک تر باشند و قرابت فکری و جناحی بیشتری با آن داشته باشند، وزن حرف ها و  وعده  وعیدهایشان سنگین تر خواهد بود.

3-  برای کسب آرای طیف ها ،بخش ها و روستاهای مختلف نطنز چه ابزاری در اختیار دارند و اصولا حمایت چه احزاب و افراد سرشناس و ذی نفوذ در هر روستا یا محل را در اختیار دارند.

4-  به چه میزان با ساز و کار مجلس شورای اسلامی و بده بستان های رایج سیاسی و اصول دیپلماتیک آشنایی دارند و آیا توان آن را دارند در مسایل مهم مملکتی با اظهارنظرات فخیمانه موجبات سربلندی نطنزیان را فراهم کنند و  یا به دلیل کم تجربگی ، زمان اندک خدمت رسانی  به مردم را با چرت زدن ؛عکس یادگاری گرفتن با سرشناسانی که تا دیروز فقط  از پشت قاب تلویزیون آنها را می دیدند و اظهار نظرات ناشیانه و غیبتهای پی در پی در صحن علنی می گذرانند و موجب زیر سوال رفتن سطح شعور و آگاهی و آبروی مردم با فرهنگ یک دیار می شوند؟

5-   تا کجا حاضرند مصالح عمومی شهر نطنز را بر منافع شخصی خود رجحان دهند و آیا حاضرند در راه همبستگی مردم نطنز با سایر کاندیداها به اجماع برسند؟

در پایان  امید است با همت و مطالبه عمومی همه ی همشهریان عزیز؛ به ویژه نسل جوان ،این جنبش پرسشگری و پاسخ خواهی بر سنت منحوس خودرایی،خود برتر بینی و خودخواهی فعلیغلبه کند و اندکی از جراحات وارده بر این شهر مظلوم التیام یابد.

 

مثل ققنوس زما باز شرر خواهد خاست

شیر پابسته همین طور نمی ماند و بر خواهد خاست

مدیر وبلاگ نطنزیان_30 شهریور 1394


 
آیا شورای نگهبان قانون اساسی می تواند صلاحیت محمد فیروزی را تایید نماید؟
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

بسمه تعالی

براساس اصل شصت و هفتم قانون اساسی نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید در نخستین جلسه مجلس به شرح ذیل سوگند یاد کنند ومتن قسم نامه را امضاء نمایند.

بسم الله الرحمن الرحیم
« من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمایم که پاسدار حریم اسلام ونگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران ومبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم ودر انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم وهمواره به استقلال واعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پای بند باشم ، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته ها و نوشته ها واظهار نظرها ، استقلال کشور وآزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مدّ نظر داشته باشم » .

اکنون و درآستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی ،با توجه به این اصل از قانون اساسی ، برخی مصادیق و نکات را در خصوص عملکرد سه ساله محمد فیروزی نماینده فعلی شهرستان نطنز و بخش قمصر برای بررسی بیشتر توسط شورای محترم نگهبان قانون اساسی تقدیم حضور می کنیم تا دوستان ضمن ملاحظه این نکات میزان وفاداری نماینده فعلی را به این سوگند و متن صریح قانون اساسی بررسی نمایند.

۱ – محمد فیروزی سوگند یاد کرده بود که امین و حافظ قانون باشد،اما در سه سال گذشته از نمایندگی ایشان و حتی پیش از آن ، حرمت قانون را که امانتی بزرگ نزد همگان است رعایت نکرد و نام حوزه انتخابیه ای که در قانون به عنوان شهرستان نطنز و بخش قمصر بوده به خاطر مسائل ناسیونالیستی و جلب آرای مردم منطقه بادرود تغییر داده و در نامه های رسمی و سایت خود ، عنوان نماینده نطنز، بادرود و قمصر را جایگزین نام قانونی حوزه انتخابیه کرده است.نامبرده علاوه بر این اقدام آشکار غیر قانونى و اصرار ورزیدن در به کار بردن عبارت غیر قانونى ” حوزه انتخابیه نطنز، بادرود و قمصر ” بجاى عبارت قانونى ” حوزه انتخابیه شهرستان نطنز و بخش قمصر ” در سربرگ نامه هاى مجلس و مکاتبات ادارى وسایت خود،مرتکب ایجاد اختلاف و تنش هاى سیاسى دربین شهرهاى مختلف حوزه انتخابیه گردیده است . از یک طرف وقتى شهرستان نطنز درج شود دیگر نیازى به درج کلمه بادرود نیست زیرا شهر بادرود از توابع شهرستان نطنز مى باشد و هنگامى که اصرار دارند عبارت بادرود را در کنار نطنز اضافه نمایند بدین معناست که ما بادرود را جزو شهرستان نطنز نمى دانیم و همین موضوع باعث ایجاد اختلاف بین اهالى نطنز و بادرود مى گردد . از طرفى این حوزه انتخابیه شامل شهرهاى مختلفى از قبیل خالدآباد، طرق و جوشقان نیز مى باشد و اهالى این شهرها به حق معترضند که اگر قرار است در کنار نام نطنز اسم شهر ها درج شود چرا اسم شهر ما را نمى آورید و همین موضوع ساده باعث اختلاف بین شهر هاى دیگر با شهر بادرود شده است.
۲ – محمد فیروزی سوگند یاد کرده بود که عادل و خادم مردم باشد، اما در سه سال گذشته از نمایندگی خود ، هنوز دفتری در مرکز حوزه انتخابیه یعنى شهر نطنز دائر نکرده و موکلین مرکز حوزه انتخابیه خود را روانه شهری می کند که از آنجا رای بیشتری آورده. آن هم در حالیکه هر ماه مبلغی از سوی مجلس شورای اسلامی جهت راه اندازى دفتر در حوزه انتخابیه به حساب نمایندگان واریز می گردد.
۳ – محمد فیروزی سوگند یاد کرده بود که عادل باشد اما در سه سال گذشته از نمایندگیش، تفاوت بین نطنز و بادرود را در حد بی نهایت اعمال کرده. کافی است دوستان شورای نگهبان قانون اساسی سری به سایت ایشان بزنند و لیست فعالیت ها ایشان برای بادرود و نطنز را مقایسه کنند. دیدارهایی که ایشان با مسئولین کشوری برای بادرود ترتیب داده اند، امکاناتی که برای بادرود گرفته اند و حضوری که در مراسم این شهر داشته اند و در تمام اینها شهر نطنز مهجور مانده. او حتی در روز حضور وزیر بهداشت در شهرستان نطنز به جای آنکه خود زمینه ای را برای شنیدن مشکلات مردم نطنز فراهم کند به صورت پیاپی خواهان اتمام ملاقات مردم با وزیر می شود . هر چند شاید برخی از مردم بادرود هم عنوان نمایند ایشان نسبت به نماینده قبلی که از بادرود به مجلس راه یافته برای بادرود کاری نکرده، اما عدم رعایت عدالت ایشان، در همین حجم از کار هم بسیار مشهود است.علاوه بر اعمال تبعیضات ناروا بین نطنز و بادرود از جهت گسیل نمودن امکانات و اعتبارات و ماشین آلات و تجهیزات ادارى به سمت بادرود، و بى اعتنایى کامل نسبت به شهر نطنز ،سعى نموده که اکثر مسؤلین کشورى و استانى را صرفاً به شهر بادرود برده و جلسات رسمى ادارى را نیز به جاى مرکز شهرستان در شهر بادرود منعقد نموده وتلاش نموده اینگونه مسؤلین حتى الامکان حضورى در نطنز نداشته باشند. از طرفى در جلساتى که نزد وزراء و رؤساى سازمان ها در تهران یا اصفهان براى حل مشکلات شهرستان منعقد م

ى شود اصرار عجیبى دارد که فقط اعضاء شوراى اسلامى و مسؤلین ورزشى و مدیران شهر بادرود حضور داشته باشند و هیچگاه مسؤلین نطنز براى شرکت در این جلسات دعوت نشده اند.از طرفى نامبرده اصرار دارد از واژه هاى تقسیمات کشورى تخطى نماید و به جاى عبارت قانونى ” بخش امامزاده ” از عبارت بخش بادرود استفاده مى نماید که به شدت مورد اعتراض اهالى شهر خالدآباد قرار گرفته است زیرا بخش امامزاده شامل دو شهر بادرود و خالدآباد و چند روستاست و وقتى که عبارت جعلى بخش بادرود که توسط برخى رسانه ها حتى به شهرستان بادرود نیز ارتقاء یافته بکار مى رود موجب تضییع حقوق خالدآباد و اریسمان و ده آباد مى گردد. 
۴ – محمد فیروزی سوگند یاد کرده بود حافظ حقوق ملت باشدودر جهت تأمین مصالح مردم گام بردارد، اما در سه سال گذشته از نمایندگیش، به کرات در مقابل حقوق مردم نطنز ایستاد و بر خلاف حقوق آنها حرکت کرد. وی در حالیکه تمامی مردم نطنز مخالف اجرای طرح فاضلاب شهری به سبک کنونی هستند و حتی مهندس جانباز مدیرعامل آب و فاضلاب کشور به غیر کارشناسی بودن آن اذعان دارد مصرانه خلاف این موضوع حرکت می کند و نمونه هایی دیگر مشابه این موضوع از قبیل عدم تلاش در جهت جلوگیرى از بهره بردارى بى رویه از معادن که موجب نابودى نطنز گردیده و عدم تلاش در جهت اجراى پروژه قطار برقى که حق مسلم مردم نطنز بوده و عدم اقدام مؤثر در اخذ یک در صد هسته اى و ده ها موارد دیگر
اینها فقط نمونه هایی بود که در فرصت اندک و به خاطر عملکرد ایشان در خصوص حضور وزیر بهداشت و درمان به ذهن ما رسید. قصدمان هم این نیست که برای تصمیم گیری نهاد یا افرادی را تحت فشار قرار دهیم. صرفا این مطلب برای رعایت حقوق مردم مظلوم نطنز نوشته شده است و مطمئنا اعضای محترم شورای نگهبان برای حفاظت از قانون اساسی ،این میراث امام (ره) و شهدا خود بررسی دقیق تر و جامع تری را انجام خواهند داد.


 
مسئولین نطنز چقدر فراموش کارند
ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

شهید شاطررجبی


رضا شاطررجبی را بیشتر مردم نطنز می‌شناختند. شاید همین الان آنهایی که می‌شناختندش بخواهند او را برای چند لحظه به یاد بیاورند تصویر مجسم آنها از او، یا فردی است که روی ویلچر نشسته یا فردی که مشکل حرکتی دارد و اصلا نمی‌تواند درست راه برود و عجیب در هنگام راه رفتن قدمهایش آزارش می‌دهد. این تازه فقط دیده‌های ساده و هر روز ما از اوست. شاید اگر فرد نزدیکتری مثل فرزندان، برادران و یا دوستان نزدیکش بخواهند در این لحظه او را به یاد بیاورد چیزهای دیگری جلوی چشمانشان بیاید. مثلا تصویر بیمارستان یافت آباد تهران و تصویر تختی که بدن او با جراحات فراوان بر روی آن قرار داشت. یا مثلا عصبانیت‌هایی که به خاطر وجود ترکش در سرش گاه و بیگاه عذابش می‌داد. یا تصویر تخت بیمارستان ساسان که در دو سال پایانی عمرش به خاطر حرکت یکی از ترکش‌های بدنش میزبانش بود. همه می‌دانند. همه اینها هم دلیل مشخصی داشت. او نه پایش در چاله افتاده بود که بشکند و نه در یک نزاع دسته جمعی تیری خورده بود. او در عملیات بدر در جزیره مجنون بدنش را میزبان ترکش‌های خمپاره دشمن بعثی کرده بود. دشمنی که به قصد جان و ناموس آمده بود و شاطرجبی‌های این وطن جانشان را در کف دستشان گرفته بودند برای بیرون راندنش. آری او مجروح دفاع مقدس ملت ایران بود. بیش از ۱۷ سال هم با این جراحات بالای ۷۰ درصد زندگی کرد و شاکر خدا هم بود. او منتی هم بر کسی نداشت. حتی وقت رهبر والامقام این روزهای ما در کسوت رییس جمهور بالای سرش آمد و فرمود چه می‌خواهی ، گفت سلامتی شما. بر عکس خیلی از کسانی که رنگ جبهه و جنگ را ندیدند و به خاطر شهادت اطرافیانشان زندگیشان از نعمت‌های دنیایی گلستان شد و هنوز منت جان دیگری را بر سر مردمان این سرزمین می‌گذارند. آری رضا شاطررجبی اینطور زندگی کرد و بعد هم رفت. همراه با همسرش و بعد از دوسال زندگی در بیمارستان ساسان تهران به خاطر همین جراحات. دو فرزند کوچکش هم که یکی در دبیرستان و دیگری در دوره راهنمایی تحصیل می‌کرد تنها ماندند. بدون پدر و بدون مادر. مسئولین هم گاه گاهی سرشان می‌زدند و برای ارائه گزارش به بالاتری‌ها عکسی از اهدای دیس و بشقاب‌ها به آنها می‌گرفتند. اما هیچ وقت نپرسیدند که فرزندان کوچک این جانباز رنج کشیده جنگ تحمیلی چگونه بزرگ شدند و جای محبت پدر و مادرشان را چه کسی پر کرد. آنها هیچ گاه سعی نکردند جای پدر آنها را حتی برای لحظاتی پر کنند. آنها حتی انقدر فراموش کارند که یادشان رفت امسال وقتی فرزندان وی، برای پدرشان مراسم یادبود گرفتند به پاس آن ۱۷ سال رنج پدرشان هم که شده به خودشان زحمت بدهند و در این مراسم حاضر شوند. آنها خیلی فراموش کارند. آنقدر فراموش کارند که یادشان رفته این میز و صندلی‌ها را از صدقه سر همین شاطررجبی‌ها دارند. این فخر فروختن به مردم‌ها را از صدقه سر همین شاطرجبی‌ها دارند. ظاهرا آنها این روزها فقط خود را گم نکرده‌اند. تاریخ این سرزمین را هم گم کرده‌اند. تاریخی که حضور چند روزه یک نفر در جبهه‌ها ارزش داشت چه برسد به رنج ۱۷ ساله. جمعه شب که مراسم یادبود شهید شاطررجبی را خالی از مسئولین شهر دیدم بیشتر برای این مسئولین نگران شدم. نگران شدم اگر همین طور جلو بروند شاید روزی برسد که یادشان برود این انقلاب هم ثمره زحمات امام خیمنی(ره) بوده. به پسران شهید شاطررجبی گفتم ناراحت نباشید که مسئولین حرمت شما را پیش وزیر سابق ارشاد نگه نداشتند. ارزش برای شما و حتی برای میهمانتان حضور مردمی است که همیشه قدردان امثال پدرتان بوده‌اند. همین برایتان کافی است. با این حال امیدوارم مسئولین کشوری ما فکری به حال کسانی بنمایند که شهدا و جانبازان را اینگونه فراموش کرده‌اند و شنیده‌ام حتی سخن پراکنی هم کرده‌اند. مسئولینی که سال گذشته خود شاهد بودم چگونه در یکی از مراسم‌های برگزار شده توسط یک فرد متمول چگونه با ادب همگی حاضر شدند و عرض ادب کردند. باشد که چنین مسئولینی و افرادی که چینین مسئولینی را به کار می‌گمارند و نسبت به آنها بی‌تفاوتند، به جای شهدا و جانبازان در آن دنیا با همین پولدارها محشور شوند.

واما در پایان چند جمله خطاب به مسؤلین:

خطابم به شماست آقاى فرماندار، که در سخن همیشه از شهداء مایه مى‌گذارید ولى در عمل از حضور چند دقیقه‌اى در این مراسم خوددارى نمودید، شما که خود را منتخب دولت دهم مى‌دانید حداقل اگر بفکر شهداء نبودید، حرمت وزیر دولت دهم را نگه مى‌داشتید.
خطابم به شماست اقاى امام جمعه، که مردم را به بزرگداشت مقام شهداء توصیه مى‌نمایید، چرا بخود اجازه دادید غایب بزرگ این مراسم باشید!
خطابم به شماست اقاى شهردار و اعضاء شوراى شهر، شما که شاه بیت اقدامات خود را آویزان کردن تمثال شهداء در خیابان مى‌دانید آیا حضور در این مراسم لطمه‌اى به جایگاه و پست شما وارد مى‌کرد؟
اقاى رییس اداره ارشاد، شما که دو سال قبل هنگام حضور وزیر ارشاد در بادرود سر از پا نمى‌شناختى و سراسیمه به این سو آن سو مى‌دویدى آیا حضور در مراسم بزرگداشت شهید را باعث از دادن پست و مقام خود مى‌دیدى؟
پر واضح است که در چنین مراسم معنوى همواره مردم که قلبى پاک و بى‌ریا و ایمانى صادق دارند بدون چشمداشت و بدون محاسبه‌گرى سود و زیان، با عشق و علاقه حضورى مسؤلانه و پررنگ دارند ولى مسؤلین صرفاً بر اساس منافع و مصلحت این و آن تصمیم به حضور یا عدم حضور مى‌گیرند. وقتى فرماندار و امام جمعه عملاً مراسم بزرگداشت یک شهید والا مقام که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبرى بوده را تحریم مى‌نمایند توقعى از سایر مدیران نیست چرا که عادت آنها به تبعیت و تقلید کورکورانه است، امیدواریم بتوانند نزد خداوند و وجدان خود و افکار عمومى پاسخگو باشند.



 
جای خالی « تدبیر و امید » در فرمانداری نطنز
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

شهرستان نطنز با موقیت ژئو پلیتیک و ژئو استراتژیک خود در منطقه مرکزی ایران اسلامی و با توجه به میزبانی از آثار و اماکن مذهبی، تاریخی و طبیعی ارزشمند و استقرار تاسیسات ملی تولید انرژی در خود،  علاوه بر موقعیت جغرافیایی ویژه ای که در شمال استان اصفهان دارد، در دهه اخیر ایفا کننده نقش های مهمتری در محافل بین المللی بوده است. این مهم می طلبد تا مدیران عالی استان به مسائل مجموعه شهرستان و به ویژه بخش مرکزی آن نگاهی ویژه و فرا استانی داشته باشند و برای توسعه و آبادانی آن اقدامات لازم را به عمل آوردند، اما متاسفانه تاکنون استانداران و سایر مسئولان استان توجهی به مسائل و محرومیت های این بخش نداشته اند. در این خصوص نباید از قصور فرمانداران به عنوان نمایندگان دولت غافل شد، نمایندگانی که طبق قانون، کلیه امور اجرایی،  پروژه ها و اقدامات در هر شهرستان با مدیریت و نظارت واحد آنها انجام می شوند.

 

 

جای خالی تدبیر و امید در فرمانداری نطنز

 

 

 با روی کار آمدن دولت یازدهم موجی از شادی و امید در دل مردم شهرهای نطنز و طرقرود پدیدار گشت. دولتی که با شعار بسیار زیبا و پر محتوای « تدبیر و امید »  خدمت گذاری به ملت ایران را آغاز نمود. در اواخر سال 1392 بود که با تغییرات به وجود آمده در دولت و خط مشی های سیاسی و اجرایی مربوطه، موج تغییرات در فرمانداران کشور به شهرستان نطنز رسید و یوسف حسنی، فرماندار دولت دهم، در دولت یازدهم به فرمانداری شهرستان نطنز منصوب شد. اگرچه ایشان در دولت قبلی فرمانداری یکی از شهرستان های استان و نمایندگی دولت آقای احمدی نژاد را به عهده داشته اند اما در حال حاضر مردم نطنز، ایشان را به عنوان نماینده ریاست محترم جمهور، آقای روحانی می شناسند و انتظار دارند آقای حسنی بافرانی همانند سایر فرمانداران در دیگر مناطق کشور، در جهت اجرای سیاست های دولت یازدهم، خدمت به مردم و رفع مشکلات آنها و به ویژه در مسیر اعتدال و توسعه گام بردارند، ولی عملکرد یک ساله این نماینده محترم استاندار در شهرستان نطنز، از بروز مسائل دیگری حکایت می کند.  

 

 

 در سالی که گذشت مشکلات قدیمی حل نشده باقی ماند و بسیاری از مسائل جدید و بحران ساز به بخش مرکزی اضافه گردید و فرماندار محترم در این زمینه اقدام عاجلی به عمل نیاوردند و توجه خود را به تامین اعتبار و پیگیری مشکلات دیگر بخش شهرستان معطوف نمودند. اگرچه برخی صاحب نظران، نگاه های تبعیض آمیز و قوم گرایانه نماینده محترم مردم شهرستان در مجلس را در بروز و تشدید این نابسامانی ها و مسائل اخیر، دخیل می دانند اما بعضی از کارشناسان مطالعات شهری و منطقه ای معتقدند، ورود و پیگیری آقای فرماندار به عنوان نماینده دولت و همچنین نقش نظارتی کل نگر و  تعدیل کننده ایشان می توانست تا حدودی از بروز بی عدالتی ها جلوگیری نماید که البته این نقش مهم نیز از جانب این مقام دولتی، اجرایی نشد.

 

جای خالی تدبیر و امید در فرمانداری نطنز

 

 در طی سال گذشته موارد ذکر شده از یک سو و دعوت از مقامات کشوری به دیگر بخش شهرستان و نگاه گزینشی به مسائل شهرستان از سوی دیگر، آسیب های مادی و معنوی بسیاری را نیز به بخش مرکزی  وارد کرد. مردم این بخش از آقای فرماندار انتظار داشتند که سفرهای مسئولان اجرایی کشور از حالت گزینشی خارج شده و مسائل و محرومیت های بحران ساز شهرها و روستاهای کوهپایه های کرکس هم مورد توجه مسئولان قرار می گرفت. بسیاری از فرهیختگان و دلسوزان منطقه این نوع عملکرد آقای فرماندار را توهین آشکار به شعور مردم ولایت مدار و شهید پرور بخش مرکزی قلمداد می نمایند .

در این خصوص می توان:

-  عدم انعکاس مشکلات و محرومیت های بخش مرکزی به مسئولان استان و استانداری

-  عدم پیگیری موضوع تخصیص یک درصد بودجه هسته ای به شهرهای طرقرود و نطنز

-  بی توجهی به مسائل مطرح در حوزه عمران شهری و عدم پیگیری تأمین اعتبار استانی و ملی برای بهسازی خیابانها ، معابر و فضای سبز شهری و روستایی

-  بی توجهی به توسعه زیرساخت های فرهنگی و رفاهی و عدم پیگیری تأمین اعتبار استانی و ملی برای تعمیرات استخر و تکمیل ساختمان فرهنگسرای نطنز

- بی توجهی به تخریب منطقه حفاظت شده کرکس و تأسیسات زیربنایی روستاها، توسط معدنکاوان

-  عدم پیگیری موضوع انتقال آب زاینده رود به شهرستان

- عدم پیگیری موضوع تغییر جانمایی پروژه های تصفیه خانه شهری و ساختمان ندامتگاه نطنز

- کم توجهی به محدودیت های اعتباری در مرمت ابنیه تاریخی و توزیع ناعادلانه اعتبارات موجود در زمینه مذکور

- فقدان برنامه ریزی در خصوص بهره برداری مناسب از ظرفیت های متنوع گردشگری و توسعه زیرساخت های گردشگری  و عدم حمایت از فعالان بخش خصوصی در برگزاری همایش ها و نمایشگاههای مربوطه در داخل و خارج از استان 

-  عدم پیگیری مسایل مربوط به اطرافیان حاشیه ساز برخی از مسئولان عالی شهرستان

-  بی توجهی به هجوم نیروهای غیر بومی به ادارات بخش مرکزی و عدم برنامه ریزی در خصوص اشتغال جوانان بومی منطقه

-  بی تفاوتی نسبت به رعایت نشدن مالکیت معنوی آثار تاریخی و میراث فرهنگی منطقه توسط رسانه های جمعی کشور

- عدم توجه به موضوع سرقت مالکیت معنوی آثار تاریخی و مناطق گردشگری منطقه توسط شهرستان های مجاور

  و بی توجهی به رعایت نشدن عناوین تقسیمات کشوری در تابلو های سردرب ادارات شهرستان

  از مهمترین نکات ضعف عملکردی مجموعه فرمانداری در خصوص بخش مرکزی شهرستان می باشد.

 

جای خالی تدبیر و امید در فرمانداری نطنز

 

 در چنین فضایی که بسیاری از صاحب نظران و متخصصان محلی در مناطق نطنز، طرقرود، برزرود و چیمه رود با دلایل و مستندات از نارسایی ها موجود و اقدامات و تصمیم های غیر علمی، غیرکارشناسی و مُهلک مسئولان در بخش مرکزی می‌گویند ، یا اجازه صحبت در محافل رسمی پیدا نمی‌کنند و یا زمانی در جلسات مجوز حضور می یابند، که کار از کار گذشته است.  مسئولان استان و شهرستان غالباً و یا می‌شود گفت همیشه، پاسخی به حل مسائل کلان و جزیی شهرها و روستاهای بخش مرکزی شهرستان نطنز نمی دهند و می توان گفت فضای گفتگو و حتی نقد در این زمینه یک‌طرفه شده است.

 با اشاره به اینکه اگر امروز طرحی برای ساماندهی و رسیدگی به مسائل و موانع توسعه ای موجود در این بخش تدوین نشود ، بی تردید در آینده با ادامه روند فعلی عملکرد مسئولان عالی شهرستان، بر مشکلات دست و پاگیر کنونی این منطقه تاریخی، مذهبی افزوده می شود.

جای خالی تدبیر و امید در فرمانداری نطنز

  

در شرایط حاضر بهترین و موثرترین راه حل برون رفت از بحران های فنی و اجتماعی به وجود آمده و رفع این نارسایی ها در بخش مرکزی شهرستان نطنز، برنامه ریزی جدی و رعایت سیاست ها و خط مشی های مبتنی بر اعتدال و توسعه دولت تدبیر و امید، توسط مجموعه فرمانداری شهرستان می باشد. در این راستا از امام جمعه محترم و مسئولان شهری مناطق نطنز و طرقرود، به ویژه شوراهای اسلامی شهر و روستاها نیز انتظار می رود علاوه بر به کار گرفتن مساعی خود برای رفع مشکلات شهری و روستایی، تلاش نمایند هر چه سریعتر ، با افزایش سطح تعاملات و مکاتبات با مقامات کشوری و گفتگوهای سازنده با مقامات استانی ، اقدامات لازم را برای شکل گیری یک مسیر قانونمند و سازماندهی شده برای پیگیری مسائل و  پایان دادن به مشکلات فعلی در این بخش آغاز نمایند.

در آخر نیز ضمن احترام به فرماندار محترم و تصمیم اتخاذ شده  از جانب این بزرگوار؛ امیدواریم با همکاری سایر مسئولان شهرستان اقدامات لازم برای رفع مشکلات مردم، حذف موانع توسعه ای و دفاع از حقوق اولیه مردم بخش مرکزی انجام و نظارت کاملی برای استفاده مسئولان شهری و مردم از همه راهکارهای قانونی برای تحقق مطالبات مردمی ، همانند دیگر مناطق شهرستان و استان، اعمال گردد.

 

مطالب مرتبط:

نطنز، مشهور محروم / تبعیض در تخصیص اعتبارات عمرانی

تدبیر در تغییر / این بار شأن مردم نطنز را فراموش نکنیم

تدبیر امروز «نطنز فردا» را می سازد / توسعه شهر در گرو همدلی نخبگان است

 


 
امنیت را به نطنز بازگردانید !
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

در روایات و احادیث آمده است : “نعمتان مجهولتان ، الصحه و الامان” یعنى دو نعمت سلامتى و امنیت جزو بالاترین نعمت‌هاست. 

مقام معظم رهبرى نیز در هفته اخیر در دیدارى که با فرماندهان نیروى انتظامى داشتند توصیه فرمودند رسالت اصلى این نیرو تأمین امنیت براى مردم مى‌باشد و تأکید نمودند که امنیت مقوله‌اى است که مردم باید با تمام وجود خودشان احساس نمایند و با سخنرانى و همایش و تبلیغات و ارایه آمار امنیت ایجاد نمى‌شود. 
شهر نطنز با هویت غنى فرهنگى و تاریخى که دارد اساساً با پدیده‌هایى نظیر سرقت، تجاوز و زورگیرى و اعتیاد و غیره چندان مأنوس نبوده و در گذشته‌هاى نه چندان دور درب‌هاى خانه‌ها در نطنز معمولاً  باز بود و هیچ کس با درب بسته‌اى مواجه نمى‌شد. 
پس از هجوم بى رویه ١۵٠٠ مهاجر از شهر‌هاى دیگر به نطنزکه هیچ سنخیت فرهنگى با مردم این شهر ندارند، که بارها در نشریه ارمغان نسبت به این پدیده هشدار داده‌ایم و از شوراى تآمین شهرستان خواستیم که قاطعانه مقابل این حرکت بایستد ولى متأسفانه با سکوت مسؤلین شاهد عواقب شوم این پدیده در شهر بوده و جرایمى نظیر سرقت و زورگیرى و تجاوز و اعتیاد و ایجاد جو رعب و وحشت رو به افزایش گذاشت. مسؤلین نیروى انتظامى تلاش مى‌نمایند با ارایه آمار و ارقام در اذهان عمومى القاء نمایند که آمار کشفیات بالا رفته و میزان جرایم کاهش یافته است در حالى که مردم در میدان عمل چیز دیگرى احساس مى‌نمایند، همین که اقرار مى‌نمایند آمار کشفیات چند در صد رشد داشته نمایان‌گر یک واقعیت تلخ است. 
سایت ارمغان در ستون نظر‌سنجى خود پس از پرسش از مردم در خصوص عملکرد فرماندار و شوراى شهر، این بار ارزیابى عملکرد نیروى انتظامى را در معرض قضاوت افکار عمومى قرار داد که متأسفانه نتیجه نظر‌سنجى بسیار نگران کننده است و لازم است پرسنل خدوم نیروى انتظامى هر چه سریعتر تدابیر لازم در جهت رفع نگرانى مردم بیندیشند و در نحوه عملکرد خود تجدید نظر جدى بنمایند.
 
نظرسنجی
 
در دو هفته اخیر مراجعات مکرر مردم به دفتر ارمغان و طرح مطالب نگران کننده باعث گردید که این موضوع به عنوان یک هشدار جدى منعکس گردد تا هر چه زود‌تر مردم از این احساس ناامنى رهایى یابند.
گزارش‌هاى واصله به دفتر ارمغان که بررسى صحت و سقم آن به عهده نیروى انتظامى است، حاکى از موارد ذیل است: 
١- چند روز قبل حدود ساعت هفت بعد از ظهر که هوا هنوز روشن است، همسر آقاى الف – م وقتى به منزلش مراجعه مى‌نماید موفق به باز کردن قفل درب منزل نمى‌شود، گویا از داخل توسط دزدان بسته شده بوده بلافاصله موضوع را به همسرش اطلاع مى‌دهد وبالاخره پس از اینکه وارد منزل مى‌شوند متوجه مى‌شوند که سارقین حدود ۴٠ میلیون تومان زعفران و ٣٠ میلیون طلا موجود در داخل منزل را به سرقت برده اند. 
٢- چند روز قبل دو نفر سارق به منزل پیرمردى به نام ن – ک هجوم آورده و در حالیکه یک پیرمرد و همسر سال خورده‌اش در منزل بوده‌اند با نشان دادن اسلحه اقدام به اخاذى نموده و اندوخته این زوج سالخورده را به سرقت مى‌برند. 
٣- همسر آقاى ع – م در حال گذر از خیابان در روز روشن بوده که فرد مشکوکى از وى مى‌خواهد اجناس داخل خودرو را ملاحظه نماید، و در همین اثنى بلافاصله با وسیله‌اى دستبند طلاى وى را با زور قیچى کرده و از وى مى‌ربایند. 
اینگونه موارد و نظایر مشابه، با سرقت‌هاى عادى و مخفیانه بسیار تفاوت دارد و حکایت از یک نوع تجرى و عدم ترس از دستگیرى، زور گیرى، سرقت مسلحانه، باج‌گیرى و سرقت توأم با آزار و اذیت دارد که بسیار نگران کننده مى‌باشد. این حوادث براى یک شهر کوچک و امنى نظیر نطنز قابل تحمل نیست و مردم کم کم احساس نا امنى خواهند نمود چرا که مردم این دیار عادت داشته اند حتى خانه‌هاى خود را ماه‌ها رها کرده و مشغول کار و زندگى در شهرهاى دیگر بوده‌اند و همیشه پس از بازگشت همه چیز را جاى خود مى یافته‌اند و به خاطر امنیتى که در شهر حاکم بوده خیالشان از همه بابت راحت بوده است. 
از نیروى انتظامى انتظار مى‌رود بجاى انکار موضوع و عصبانى شدن و متهم کردن این و آن به تشویش اذهان عمومى به توصیه مقام معظم رهبرى عمل نموده و با برخورد قاطع با اینگونه جرایم مجدداً چراغ امید و احساس امنیت را در دل مردم روشن نموده و اجازه ندهند در یک شهر کوچک نظیر نطنز که تأمین امنیت آن بسیار ساده است، احساس ناامنى بر مردم غلبه پیدا کند و حداقل گزارش عملکرد خود را در اینگونه مواردبه صورت شفاف و بموقع به اطلاع افکار عمومى برسانند.

 
توقعات مردم نطنز از امام جمعه چهارم
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

 

 مسعود کریم پور نطنزی

مسعود کریم پور نطنزی

حجج الاسلام آقایان رسولی، سلیمانی و طاحونی هرکدام چند صباحی در کسوت امام جمعه نطنز سکاندار این سمت خطیر عبادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بودند. طبیعی است که هرکدام نقاط قوت و ضعف‌هایی داشتند که در اذهان مردم باقی مانده است. در این مقاله در صدد موشکافی و نقد عملکرد ائمه جمعه سابق نیستیم ولی بی‌مناسبت نیست که به نقاط قوت آنان توجه شود و سعی گردد این صفات تقویت گردد و نقاط ضعف آنان نیز بررسی و سعی در عدم تکرار و جبران مافات گردد.
ارمغان برحسب رسالت مطبوعاتی خود در بدو ورود هریک از آقایان از حضور هرکدام در این سنگر مهم استقبال نموده و همواره سعی در حمایت و پشتیبانی و تقویت ائمه جمعه را داشته و به فراخور حال در هر زمانی انتظارات به حق مردم را نزد ائمه جمعه منعکس نموده، در هرکجا که ائمه جمعه در مقام ایفاء وظایف خود موفق بوده و زبان گویای مردم بودند از آنها قدردانی نموده. و در هرکجا نیز لغزش، سستی، سازش یا بی‌تفاوتی مشاهده نموده بدون مماشات صریحاً نقاط ضعف را گوشزد و تذکر برای رفع آنها داده است.
در این مرحله نیز ارمغان به نوبه خود بدواً حضور حجه الاسلام والمسلمین روح‌اله امینی را به شهر دارالعباده نطنز خیرمقدم می‌گوید و ضمن اعلام آمادگی از انعکاس دیدگاه‌ها و نظرات این مقام، هرگونه حمایت و پشتیبانی نشریه را از امام جمعه جدید اعلام می‌دارد و از خداوند سبحان مسألت داریم که در انجام رسالت خطیر خود و کسب رضای خدا و مردم توفیقات روزافزون داشته‌باشد.
و اما بر حسب وظیفه لازم می‌دانیم باتوجه به آسیب شناسی‌های قبلی و تذکراتی که به ائمه جمعه قبلی داده می‌شد (که در آرشیو ارمغان موجود است) و متأسفانه چندان توجهی به این تذکرات نمی‌شد و باعث می‌گردید امام جمعه در انحصار یک گروه معدود قرار گیرد و روز به روز اقبال مردم به نماز جمعه کم رنگ‌تر شود.نکاتی را در قالب وظایف ائمه جمعه و توقعات مردم از آنان یادآوری نمائیم. ذکر این خاطره پندآموز است که امام جمعه قبلی حجت‌الاسلام والمسلمین طاحونی از نظر علمی، اخلاقی و رفتاری و ایراد خطبه‌های پرمحتوا در ابعاد مذهبی و معنوی ممتاز بود ولی خود را محصور در بین عده‌ای معدود نموده بود که اجازه نمی‌داد به عنوان پدر معنوی شهر با همه اقشار و گروهها و حتی هیئت‌های مذهبی جوانان تعامل سازنده‌ای داشته باشد و از طرفی سعی می‌نمود که هرکس نزد وی مراجعه نماید راضی برگردد و این رویه روحیه چاپلوسی و تملق و ریا را تا حدودی ترویج می‌نمود. هیچ نظارتی بر دستگاه‌های اجرائی نداشت و اساساً به مطالبات حق مردم توجهی نمی‌نمود. در کمتر خطبه‌ای به ذکر درد دل‌ها و مشکلات مردم شهر می‌پرداخت و در یک کلام صدای مردم نبود. بعد از تذکرات مشفقانه ارمغان، کمی رویکرد ایشان تغییر کرد و در یک خطبه از اینکه جوانان بومی در ادارات جذب نمی‌گردند گله کرد و در خطبه دیگر بر لزوم توقف اجرای طرح فاضلاب شهری تأکید نمود. در آخرین دیداری که بعد از عاشورای امسال با ایشان داشتم به صراحت عنوان کرد: من نشریه ارمغان و انتقادات مطروحه را مؤثر می‌دانم بعد از تذکر نشریه در مورد ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار مصلی، متوجه شدیم که مدت دوسال است این اعتبار بدون استفاده در حساب بانکی ما باقی‌مانده است و اخیراً دستور داده‌ام فکری به حال آن بشود. در مورد تذکر ارمغان در خصوص وعده ۱۰۰ میلیون تومانی که نماینده برای استخرشنای نطنز داده و من هم آنرا در نماز جمعه اعلام نمودم حق با شماست ایشان خلف وعده کرده و از نماینده سخت گله کردم. در پایان امام جمعه با اندوه و حزن خاصی اعلام نمود: خدا لعنت کند کسانی را که بین ما و نشریه ارمغان فاصله انداختند: و بالأخره برای جبران مافات از بنده خواستند که مدت یک ساعت در نماز جمعه نظر خود را در مورد مشکلات نطنز اعلام نمایم که فرصت یار نگردید.

جایگاه نماز جمعه و وظیفه ائمه جمعه
در این فرصت اجازه می‌خواهم اشاره‌ای به جایگاه نماز جمعه و وظایف ائمه جمعه داشته باشم.
معاون شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور اظهار نموده که: « امام جمعه در هر منطقه‌ای بخشی از وظایف رهبری را باید انجام دهد «و تأکید نموده که مسئولین با این نگاه به جایگاه امام جمعه نگاه کنند و با امام جمعه تعامل و همدلی نمایند.
نظر رهبر فقید انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) در مورد نماز جمعه:
من امیدوارم که این نماز جمعه در ایران، آن محتوای اصیل خودش را که در صدراسلام داشته است، احیاء کند. باید ما وضع را در نماز جمعه‌ها، در مساجد روشن کنیم. از اینجا از طرف ائمه جمعه، همه چیزها در دنیا منتشر بشود. امور مسلمین عبارت از امور سیاسی مسلمین است. امور اجتماعی مسلمین است. گرفتاری‌های مردم است و کسی که به آن اهتمام نکند مسلم نیست.

لزوم برخورد برادرانه امام جمعه با جوانان

«…. و آن چیزی که من از آقایان تقاضا می‌کنم این است که آقایان ارشاد کنند مردم را، دعوت کنند مردم را، اگر فرض کنید که این جوان‌ها، اینها هم نه اینکه سوء قصد دارند، اینها هم یک اشتباهاتی دارند، یک خطاهایی دارند، البته ممکن است که از گروه‌های مخالف که همه منحرف هستند نفوذ کرده باشند. در بین اینها، لیکن شما نصیحتشان کنید. با برادری با آنها رفتار کنید. وقتی نصیحت کردید و آنها فهمیدند راه چیست، اکثراً اینطور هستند که تابع می‌شوند و باید با برادری رفتار کرد و موعظه کرد و نصیحت کرد.

و اگر فرض کنید یک خطایی از اینگونه افراد می‌شود، در نماز جمعه مطرح نشود. در بعضی جاها یک مطلبی واقع می‌شود. آقای امام جمعه میروند و اظهار می‌دارند که فلانی همچین کاری کرده است. این شأن امام جمعه نیست که درمحضر همه مردمی که هستند، حیثیت یک آدمی را که این چنین خطا کرده یا اشتباه کرده یا فرضاً تعمد کرده این را ازبین ببرند باید آقایان ارشاد کنند، دعوت کنند.

نظر مقام معظم رهبری در مورد امام جمعه
۱ـ امروز وظیفه امام جمعه این است که دشمن را در هر لباسی که هست شناسایی کند و به مردم معرفی نماید. تبلیغ صحیح، ایجاد روشنفکری و شاخص سازی در جامعه به خصوص در دوران فتنه، وظیفه خواص پیشاهنگ و بزرگانی است که بیش از همه به ولی خدا نزدیک‌ترند.
۲ـباز تولید بصیرت و عدم غفلت از توطئه‌های دشمن یکی دیگر از وظایف کلیدی ائمه جمعه در شرایط کنونی است.
۳ـ تأمین مطالبات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جوانان در حوزه‌هایی مثل ازدواج، مسکن، اشتغال، تحصیلات، حرفهای جدید در عرصه فرهنگ، سیاست و اقتصاد از وظایف امام جمعه است.
۴ـ امروز خطیبان جمعه به‌سان غواصانی هستند که در اقیانوس اطلاعات شناور هستند و گوهر آگاهی را صید می‌کنند و در آوردگاه ذکر کثیر مؤمنین عرضه می‌کنند.
۵ـ ارتباط مستمر با جوانان، کشور ما جوان است و اصلی‌ترین مخاطب انقلاب جوانان هستند. برخورداری ارتباط آن هم به گونه‌ای مستمر و مؤثر با جوانان شیوه‌ای خاصی طلب می‌کند. مبادی ارتباط با جوانان را باید در نمازهای جمعه جستجو کرد. امام جمعه باید با جوانان رفیق شود و حرف و سخن آنان را بشنود.
۶ـ آگاهی به مسائل روز، اشراف به واقعیات جامعه و اطلاع از مسائل روز یکی از ضرورت‌های حیاتی ائمه جمعه در عصر انفجار اطلاعات است.
۷ـ روحانیت شیعه همواره در کف جامعه مدنی در نزدیک‌ترین نقطه به مردم یا دورترین نقطه به حاکمیت قرار داشته است. اولین علتی که می‌توان برای این نوع واقع بینی، اطلاع از مسائل روز، تعویذ مردم و فاصله‌گیری از قدرت ذکر کرد، غصب نامشروع حکومت توسط سلاطین جور و ظلم بوده است.
۸ـ امام جمعه باید اشراف کامل بر حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی منطقه خود داشته باشد. بارصد موضوعات مختلف می‌توان در زمینه روشنگری مردم بیش از پیش گام برداشت.
۹ـ امام جمعه نقش مهمی در جلوگیری از تهاجم فرهنگی دارد و با وجود برنامه‌های فرهنگی هر منطقه و شهر می‌توان از مظاهر فساد و سایر معضلات اجتماعی و فرهنگی جلوگیری کرد.

اهم وظایف امام جمعه
۱ـ اولین وظیفه یک امام جمعه، اقامه نماز جمعه با دوخطبه پرمحتوا و شیوا که شامل: توصیه به تقوای الهی، تبیین حکیمانه دین، موعظه حسنه، تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی اجتماعی و فرهنگی شهر، کشور و جهان اسلام می‌باشد.
۲ـ سکونت در محل اقامه نماز جمعه و پرهیز از مسافرت‌های مکرر و طولانی به نحوی که امام جمعه باید حداقل در هفته چهار روز در محل حضور داشته یاشند.
۳ـ نظارت و مراقبت در زمینه تحقق اهداف و سیاست‌های کلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نظارت و مراقبت در زمینه حسن جریان امور.
۴ـ نظارت و مدیریت در جهت ارتقاء فرهنگی، دینی، اجتماعی و تقویت حوزه‌های علمیه و مراکز فرهنگی و تبلیغی
۵ـ ایجاد دفتری به منظور پاسخگوئی به مراجعات مردم
۶ـ اختصاص ساعاتی از روز برای ملاقات با مردم و مسئولین محلی و تشکیل جلسات مرتب با آنان
۷ـ پرهیز از موضع‌گیرهای تفرقه افکنانه و زیان بخش به سود یا زیان افراد
۸ـ خودداری از پذیرفتن مسئولیت‌های اجرائی و قضایی و هرگونه فعالیتی که وی را از انجام وظایف اصلی باز دارد.
۹ـ پرهیز از موضع‌گیری به نفع یا ضرر کاندیداها از تریبون نماز جمعه.
۱۰ـ عدم دخالت در عزل و نصب مدیران و پرهیز از تأیید و توصیه‌های غیرضروری و مسأله‌ساز.

توقعات مردم نطنز از امام جمعه چهارم

و اما توقعات و انتظارات مردم از امام جمعه جدید
۱ـ بر امام جمعه جدید فرض است که تمام تلاش و مساعی خود را مصروف اعمال سیاست‌های مقام معظم رهبری نماید.
۲ـ امام جمعه جدید با مشورت با نخبگان سیاسی و فرهنگی شهر، اعضاء جدید ستاد نماز جمعه را تعیین و با تفکیک وظایف، آنها را به مردم معرفی نماید. در این خصوص، موجه بودن افراد، محبوبیت آن‌ها، جوان بودن، صاحب افکار و برنامه‌های جدید بودن و نحوه تعامل سازنده آن‌ها با مردم می‌تواند ملاک عمل قرار گیرد.
۳ـ امام جمعه جدید باید زبان گویای مردم باشد. تمام قد از حقوق مردم دفاع نماید. مطالبات و مشکلات اصلی مردم و شهر را در نماز جمعه و ملاقات با مسئولین استانی و کشوری مطرح نماید. مسئولین را به رفع دغدغه‌ها و حل مشکلات مردم ترغیب نماید. امر مهمی که امام جمعه سابق از آن غافل ماند. حقیقت این است که مردم نطنز نمی‌دانند بعد از خدا به چه کسی پناه ببرند. اغلب مدیران این شهر غیربومی هستند و انگیزه و شجاعت لازم برای حل مشکلات را ندارند. شاید باورتان نشود که در شورای تأمین شهرستان که محل اخذ تصمیمات مهم است حتی یک نفر نطنزی حضور ندارد. در چنین شرایطی است که اگر یک درصد هسته‌ای نطنز را نمی‌دهند چه کسی باید این حق را پی‌گیری کند و آنرا مطالبه نماید. اگر معادن شهر را غارت می‌کنند و شهر را به نابودی می‌کشانند چه کسی باید فریاد کند و جلوی این تخریب‌ها را بگیرد. اگر اجرای طرح فاضلاب شهری که منجر به خشکسالی و نابودی شهرمیشود را بخواهیم متوقف کنیم دست به دامان چه کسی باید بشویم؟ اگر مانع تردد افاغنه در این شهر می‌شوند و در عوض سیل مهاجرین به این شهر باعث گردیده که فساد و فحشا و سرقت و اعتیاد را با خود به سوغات بیاورند چه باید کرد؟ اگر در محوطه مسکونی مشغول ساخت بازداشتگاه می‌شوند که هیچ نیازی به آن نیست، چه کسی باید ممانعت کند؟ اگر فعالیت‌های فرهنگی و قرآنی در شهر بسیارضعیف است چه کسی پاسخگو است؟ اگر جوانان این شهر امکانات کافی در زمینه‌های هنری، فرهنگی، ورزشی، تفریحی، سینما، کتابخانه، استخرشنا و غیره ندارند چه کسی باید آنرا مطالبه نماید؟ این‌ها و صدها مشکلات دیگر از مطالبات اصلی مردم این دیار است که بنظر می‌رسد امام جمعه شهر به عنوان پدرمعنوی شهر می‌تواند از تریبون نمازجمعه و حتی ملاقات با مسئولین به عنوان مطالبات مردم مطرح و تا حصول نتیجه پی-گیری نماید.
۴ـ امام جمعه لازم است فقط رضای خداوند و مردم را در نظر بگیرد و از هرگونه محافظه‌کاری بپرهیزد.
۵ـ امام جمعه شایسته است که جاذبه و دافعه داشته باشد. در قبال مفاسد اداری، کم کاری، بی اعتنایی مدیران به مردم، عدم پاسخگوئی مسئولین، گسترش فساد و بی‌بند وباری و اعتیاد، بیکاری جوانان تحصیل کرده بومی، عدم توفیق مدیران در جذب اعتبارات و عقب افتادگی شهر سخت برآشفته گردد و از طرف دیگر مدیران شایسته را ارج نهاده و تشویق نماید.
۶ـ امام جمعه لازم است اجازه ندهد متملقان و ریاکاران و چاپلوسان محلی از اعراب داشته‌باشند. به عنوان پدر معنوی شهر باید با همه اقشار و طبقات و گروه‌ها و سلایق مختلف علاقمند به نظام و رهبری تعامل داشته باشد و از مشورت آن‌ها بهره گیرد.
۷ـ بر امام جمعه فرض است که با جوانان ارتباط مستمر و برادرانه داشته باشد و با آنان رفاقت نماید تا هرچه بیشتر جوانان قهرکرده جذب نمازجمعه گردند.
۸ـ آقایان باید توجه داشته باشند فکر استفاده ابزاری از امام جمعه را از سرشان بیرون کنند، پس از دائر شدن دفتر امام جمعه هرلحظه وارد و خارج نشوید و خبرهای غلط و دروغین که به نفعتان هست را در اختیار ایشان قرار ندهید.
۹ـ همه خانواده‌ معظم شهداء و ایثارگران جایگاه رفیعی نزد مردم دارند، مبادا به خود اجازه دهیم که این قشر عزیز را نیز درجه بندی کنیم. یک برادر شهید درجه یک باشد و یک برادر شهید درجه دو و بعضی از خانواده شهداء هم اصلاً به حساب نیایند.
۱۰ـ امام جمعه می‌تواند کارتیمی را محور قرار دهد به صورت جمعی و گروهی و استفاده از خرد جمعی نسبت به پیشبرد جامع و نظام‌مند تولید فکر و اندیشه و با استفاده از تجارب صاحب نظران سیاسی و فرهنگی نسبت به مسائل و مشکلات شهر آشنا و در صدد رفع آنها باشد.
۱۱ـ امام جمعه می‌تواند کمیته‌های مختلف بویژه در زمینه فرهنگی و مذهبی و اقتصادی تشکیل دهد و بر هیئت‌های مذهبی به صورت شایسته نظارت و آن‌ها را ساماندهی نموده به ویژه از هیئت‌های مذهبی متشکل از جوانان و نوجوانان حمایت بیشتر معمول دارد و از متولیان فرهنگی این شهرستان که بحمداله از نظر تعداد فراوانند ولی خروجی مطلوبی ندارند برنامه‌های مدون زمان‌بندی مطالبه نمایند.
در پایان تذکر این نکته را ضروری می‌داند: اینکه فرماندار و امام جمعه جدید و فرمانده نیروی‌انتظامی و… مدتی در شهرستان نائین با همین سمت‌ها با هم همکاری داشته‌اند هم می‌تواند یک فرصت تلقی شود و هم یک تهدید، فرصت از این لحاظ که آقایان اقلاً با روحیه و خلقیات همدیگرآشنا بوده و با تعامل سازنده و همکاری بیشتر می‌توانند سریع‌تر در جهت رفع مشکلات مردم گامی بردارند و اختلافی بین آنان وجود ندارد که دودش بخواهد بچشم مردم برود و فرصت‌ها به راحتی سوخته شود و از یک طرف ممکن است به تهدید مبدل شود و آن وقتی است که این رفاقت‌ها باعث برخی ملاحظات و مماشات‌ها گردد که در فرصت بعد به تشریح آن خواهیم پرداخت.

مسعود کریمپور نطنزی – مدیر مسئول نشریه ارمغان

این مقاله مربوط به نشریه ارمغان شماره ۴۶ می‌باشد

 


 
میلگردهایی که در سایه بی توجهی مسئولان زنگ زدند/ کمبود اعتبار، زخمی کهنه بر دل ف
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : نطنزی

 

تنها فرهنگسرای شهر نطنز، با گذشت بیش از 15 سال از آغاز عملیات اجرایی و تکمیل قسمتی از آن تا سال 1390، همچنان ناتمام بوده و امروز فقط میلگردهای زنگ زده سازه ساختمان در این مجموعه مشاهده می‌شوند.

 

 فرهنگسرای کوثر نطنز

 

 فرهنگسرای کوثر تنها مجموعه فرهنگی شهر نطنز می باشد، عملیات اجرایی آن از اواخر دهه 70 آغاز و پس از کش و قوس های فراوان ناشی از کمبود اعتبار، سوء مدیریت مسئولان غیر بومی و نگاه های تبعیض آمیز نمایندگان وقت مجلس، سرانجام به همت برخی از دلسوزان و پیگیری مسئولان شهری در سال 1390 بخشی از پروژه تا حد ممکن تکمیل و بهره برداری گردید.

  باتوجه به نامگذاری سال گذشته به نام « اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، انتظار شهروندان از مسئولان عالی شهرستان این بود که با تأسی به توصیه‌ها و تأکیدات رهبر معظم انقلاب درخصوص توجه به حوزه فرهنگ، به پروژه های فرهنگی نطنز توجه ویژه ای داشته باشند. اما، متأسفانه رویکرد جهادی در اجرای پروژه های فرهنگی این شهر از مدیران شهرستان مشاهده نشد و مسئولان مربوطه در این مسیر به جای اقدامات عملی مؤثر، تنها به ارائه شعارهای زیبا بسنده نمودند.

  در حال حاضر که جوانان نطنزی از امکانات تفریحی و فرهنگی مناسب بی بهره‌اند، تکمیل ساختمان فرهنگسرای کوثر به عنوان یک پروژه فراموش شده‌، به موضوع مهمی تبدیل شده است و تذکراتی که در این رابطه و از جانب مردم و جوانان به مسئولان داده شده، کارساز نبوده و باید فکری اساسی برای آن کرد. تاکنون نماینده محترم مردم شهرستان به عنوان شخصیت فرهنگی عضو کمسیون عمران مجلس توجهی به این پروژه نداشته و از طرف فرماندار نطنز هم در این خصوص اقدامی صورت نگرفته است.

 لازم به ذکر است که در قسمت تکمیل شده این مجموعه از دکوراسیون و تجهیزات صوتی و روشنایی مناسبی استفاده نشده و همواره برگزارکنندگان مراسم ها، خبرنگاران و عکاسان را نیز با مشکلات فراوانی مواجه کرده است .

 

فرهنگسرای کوثر نطنز

 

  در شرایط فعلی که نقش فرهنگسراها در توسعه فرهنگ عمومی جامعه نسبت به گذشته به مراتب افزونتر شده است،ضرورت هماهنگی وهمسوئی مدیران اجرایی و برنامه‌ریزان شهرستان در تأمین نیازهای فرهنگی شهر نطنز بیشتر احساس می‌شود.

انتظار می‌رود مسئولان استان اصفهان اندکی نیز به فکر جوانان و نوجوانان این شهر باشند، چرا که فرزندان این خطه از ایران اسلامی حق مسلم خود می‌دانند تا از امکانات رفاهی مناسبی در مقایسه با همنوعان خود در سایر شهرهای استان بهره‌مند شوند.

شایسته است مسئولان با تامین و ابلاغ اعتبار مناسب جهت تکمیل ساختمان نیمه تمام فعلی و آغاز عملیات اجرایی دیگر ساختمان های مورد نیاز این مجموعه فرهنگی، شرایط اولیه رفاه و گذران اوقات فراغت جوانان و نوجوانان باغشهر تاریخی ایران را فراهم آورند.


 
مسئولان اصفهان زخم های نطنز را درمان نکردند / جان کرکس در دستان دکتر ابتکار
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : نطنزی

کرکس زخمی

 

 در کنار هجوم ریز گردها به مناطق غربی کشور ، دریاچه ارومیه، پرورش ماهی تیلاپیا و راهسازی در مناطق جنگلی که در حال حاضر بزرگترین مسائل زیست محیطی و مهم‌ترین دغدغه های خانم ابتکار و همکاران ایشان در سازمان محیط زیست و فعالان و دلسوزان این بخش می باشند، متأسفانه،معدن کاوی در حیات وحش کوهستان مرکزی ایران و تخریب زیستگاه گونه های متنوع گیاهی و جانوری ارزشمند منطقه حفاظت شده کرکس که به موضوعی حاد برای مردم شهرستان نطنز تبدیل شده، جایی در برنامه ریزی و تصمیم گیری های مسئولان این سازمان در استان اصفهان ندارد. گویا مسئولان عالی این استان هم تمایلی به رفع  مشکلات طبیعت نطنز ندارند و حتی نمی خواهند اخبار این معضل زیست محیطی بیش از این رسانه ای شود و به خارج از استان بروز نماید.   

 اگر در کوهپایه های  شهرهای نطنز و طرقرود  قدم بزنیم، می‌بینیم که کویر کم کم جای خود را در کوهستان باز کرده  و این کرکس مهمان نواز و رنج کشیده، ناخواسته فرش قرمزی را برای‌ قدوم کویر خشک و بی طراوت پهن کرده ‌است.

 این معضل فراگیر که توان فکری و عملی بسیاری از فعالان محیط زیست ، مسئولان شورای شهر و شهروندان شهرهای نطنز و طرقرود و روستانشینان منطقه کرکس را به خود اختصاص داده است، چندان قدیمی نیست و گویا خروج معدن کاوان از شهرستان نطنز هم به آسانی ورود سریع آنها نخواهد بود.

 

کرکس زخمی

 

 صحبت کردن و نگارش در مورد مشکلاتی که معدن داران برای منطقه حفاظت شده کرکس و روستانشینان و شهرنشینان این منطقه به وجود آورده اند ، کار چندان سختی نیست زیرا که اولاً: نگاهی گذرا بر سیمای کرکس، خود زبان گویای رنج های بسیاری است که بر چهره طبیعت این منطقه کوهستانی وارد شده و افزایش شدت فعالیت معادن هر روزه بر همه مردم عیان و آشکار است .  ثانیاً بسیاری از دلسوزان این عرصه، از جمله خبرگزاری های رسمی کشور و نشریات محلی سالهاست که این معضل را به مسئولین و مردم گوشزد می‌کنند. جلسات و سخنرانی‌های زیادی هم در این مقوله در شهر نطنز برگزار شده است ولی آنچه که کم‌تر مشاهده شده،حداقل تصمیمات جدی و اجرایی مسئولان شهرستان و استان برای رفع این بحران زیست محیطی  است. بحرانی که در صورت بی توجهی علاوه بر نابودی حیات وحش و انقراض گیاهان دارویی و ارزشمند ، موجب توسعه کویر در کوهستان مرکزی ایران خواهد شد.

 

کرکس زخمی

 

 بر اساس نظر متخصصان امر، این تخریب زیست محیطی به موارد اخیر محدود نمی شود، انهدام مخازن طبیعی برفگیر و آبگیر در ارتفاعات منطقه، مسدود شدن مسیرهای آبی سطحی و زیر زمینی و آلودگی زیست محیطی حاصل از ضایعات سنگهای استخراجی، از دیگر نتایج حضور مهمان های ناخوانده آهنی در کوهپایه های کرکس می باشد.

کرکس زخمی

 

 بانگاهی گذرا به منطقه حفاظت شده کرکس که فقط در تابلوهای نصب شده رعایت این عنوان منطقه را مشاهده می کنیم، در‌می‌یابیم که جانوران وحشی دیگر محیطی امن برای زندگی خود ندارند و بی خانمان شده اند و گیاهان منطقه نیز زیر چرخ بولدزر های آهنی له می شوند و یا به همراه سنگ ها از کوهستان جدا شده و برای همیشه از زندگی نباتی خود خداحافظی می کنند این موضوعات اگر در ماه های آتی مدیریت نشود شاهد فاجعه محیطی غیر قابل جبرانی در در ابعاد ملی در منطقه جغرافیایی حاشیه کویر ایران خواهیم بود.

 در دیگر نقاط کشور از جمله کرمان که شدت فاجعه کمتر از نطنز بوده ، برنامه‌ها و طرح‌های موفقی برای از بین بردن این معضل توسط استانداران و جامعه محلی آنها به مرحله اجرا گذاشته شده که در بیشتر موارد با حمایت بالای مردم نیز مواجه شده است.   

  هرچقدر بیشتر کنکاش کنیم به این نتیجه می‌رسیم که برای رهایی از اثرات زیانبار این بحران، راهی جز تعطیلی معادن و عدم تولید سنگ در این منطقه حفاظت شده نیست. حال که مسئولان استان و شهرستان چشمان خود را بر روی واقعیت ها و عواقب این مسئله بسته اند، تنها از سازمان کشوری تحت امر خانم ابتکار انتظار می‌رود که با ورود جدی به این موضوع و جلوگیری از گسترش بحران، حیات دوباره ای را به طبیعت منطقه حفاظت شده کرکس هدیه نمایند.

کرکس زخمی

 

 با رویکردی که ریاست محترم جمهوری از همان ابتدای فعالیت دولت یازدهم در موضوع حفاظت از محیط زیست از خود نشان داده اند مسئولان و مردم شهرستان نطنز هم می‌تواند یکی از برنامه‌ها حمایتی را در پیش گیرند و به صورت قانون مند و با هماهنگی مسئولان کشوری، در کنار آگاهی بخشی گسترده و با کمک رسانه‌های ملی و محلی که همگی آنها ان شا الله به میزان تأثیرخود نقشی به عهده خواهندگرفت، کوهستان مرکزی ایران زمین را از این فاجعه غیرقابل جبران نجات دهند.

در این خصوص ، اتخاذ سیاستی مؤثر و کارآمد از انتظارات به حق مردم شهرستان نطنز از خانم دکتر ابتکار است. و چون نگرانی های زیست محیطی، یکی از اولین بحث‌های جلسات دولت تدبیر و امید بود، همکاری دولت محترم در این راستا کار چندان سختی به نظر نمی‌رسد.


 
سکوت قابل تامل فرماندار نطنز در قبال بی قانونی های صورت گرفته و نشر اکاذیب توسط
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ دی ۱۳٩۳ : توسط : نطنزی

نطنز نیوز - مدتی است که در فضای رسانه ای ، مجازی و حتی در ساخت و ساز های ساختمان های اداری اقداماتی صورت گرفته است که با توجه به متن صریح قانون تخلف محسوب میشود و فرمانداری اقدام مفیدی انجام نداده است.

بر طبق قانون، دخل و تصرف در تقسیمات کشوری و نام آنها و همچنین نشر اکاذیب در خبرگزاری ها جرم محسوب می شود.

این چیزی است که بارها و بار ها در شهرستان نطنز اتفاق افتاده است و جوی نابجا بر فضای رسانه ای شهرستان حاکم شده است.

نکته حائز اهمیت موارادی است که تقسیمات کشوری در شهرستان توسط برخی از مسئولین دولتی تغییر پیدا کرده اند.

متاسفانه فرماندار شهرستان نطنز که خود یکی از مجریان و ناظران قانون در شهرستان نطنز و هم چنین مسئول مستقیم تقسیمات کشوری و حوزه استحفاظی شهرستان است در قبال چنین بی قانونی هایی سکوت کرده است. ضمنا هیچ اقدامی که منجر به نتیجه مفید و جلوگیری از این بی قانونی شود توسط فرمانداری صورت نپذیرفته است.

آقای فرماندار خواهان پاسخ شما هستیم.


 
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان در مهد تعزیه ایران نطنز
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩۳ : توسط : نطنزی

در هشتمین روز از دهه محرم الحرام ، حجت الاسلام والمسلمین محمد قطبی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با حضور در شهرستان نطنز از نمایش آئینی تعزیه شهرستان نطنز بازدید به عمل آورد.

به گزارش پایگاه خبری شهرستان نطنز “نطنزنا” به نقل از روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نطنز، در هشتمین روز از دهه محرم الحرام، حجت الاسلام والمسلمین محمد قطبی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با حضور در شهرستان نطنز از نمایش آئینی تعزیه شهرستان نطنز بازدید به عمل آورد.

در این بازدید که حجت الاسلام والمسلمین  طاحونی  امام جمعه شهرستان نطنز، محمد فیروزی نماینده شهرستان نطنز و قمصر، حجت الاسلام مجیدی تبار رئیس سازمان تبلیغات اسلامی نطنز، علی مشربی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و هیات همراه  وی را همراهی می کردند به ترتیب  از چهار  حسینیه  ارشاد علیاء، مرکز شهر، افوشته و سرشک  بازدید  و از نزدیک همراه با خیل سوگواران سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) نمایش های آئینی (تعزیه) اجرا شده را به نظاره نشستند.

علی مشربی رئیس  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی  شهرستان نطنز طی سخنانی  در جمع عزاداران حسینیه مرکز شهر  نطنز با اشاره به سابقه  تاریخی  و قدمت  اجرای تعزیه  از دورهء قاجاریه در شهر نطنز ابراز امیدواری نمود تا در سالهای آتی  همایش ها و سوگواره های عاشورایی کشوری با حضور  گروه های  برتر تعزیه خوان در شهرستان نطنز برگزار گردد.

در این دیدار اعضای شورای نمایش آئینی(تعزیه) شهرستان نطنز  نیز نقطه نظرات  و خواسته های  خود را به سمع  حجت الاسلام والمسلمین  قطبی رساندند.


 
برگزاری آیین ۹۰۰ ساله نخل گردانی/ برگزاری ۱۰۰ تعزیه در دهه نخست محرم نطنز
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ : توسط : نطنزی

مردم نطنز به عنوان یکی از قدیمی ترین شهرستان‌های استان اصفهان دارای آدابی ویژه برای عزاداری ماه محرم هستند که برگزاری آیین ۹۰۰ ساله نخل‌گردانی با پای برهنه به نشانه عزاداری برای امام حسین (ع ) و برگزاری ۱۰۰ تعزیه در دهه نخست محرم از مهم ترین این موارد است.

 

به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان نطنز یکی از شهرستان های اصفهان است که زبان مردم آن یکی از گویش‌ های کهن زبانهای ایرانی محسوب می شود و آیین ‌های عزاداری مردم شهرها و روستاهای این شهرستان از جمله ابیانه و بادرود در میان مردم کشورمان شهرت خاصی دارد.

آیین زیبا و خاطره ‌انگیز برافراشتن خیمه‌های حسینی در حسینیه ‌ها و تکایا از جمله رسوماتی است که در روز جمعه قبل از ماه محرم انجام می‌شود و از دیرباز به صورت جداگانه و با برگزاری مراسم ویژه و خاصی در دو شهر بادرود و نطنز برگزار می‌شود.

در این روز جوانان شهر نطنز در چهار حسینیه مرکز شهر هم زمان چادر خیمه را آماده بر افراشتن می‌کنند، بعد از آن زن و مرد و پیر و جوان در حسینیه جمع شده و با مراسم نقاره‌زنی و مداحی و حسین حسین گویان خیمه‌ها را بر افراشته و طناب‌های آن در چهار طرف بسته و سپس تزئینات داخل خیمه توسط جوانان بسته می‌شود.

عزاداری در نظنز

این تزئینات شامل پوششی است که سقف موقت برای اجتماعی از مردم محسوب می‌شود و از نظر سمبلیک اشاره به خیمه‌های حضرت سیدالشهدا (ع) دارد و جداره‌ها و پایین‌پوش نیز با کتیبه‌هایی از پارچه‌های ساده مزین به اشعار محتشم کاشانی، سیاه‌پوش می‌شود.

در شهر بادرود نیز این آئین با نطنز کمی متفاوت است و به جای نقاره ‌زنی در هنگام برافراشته شدن خیمه، چاوشان اهل‌بیت (ع) با چاوشی ‌خوانی در رثای حضرت اباعبدالله فضای معنوی خاصی به مراسم می‌بخشند و مردم آماده عزاداری در ماه در محرم و صفر می‌شوند.

جغجغه‌زنی، نخل‌گردانی و طلوع‌گردانی رسوم ویژه ابیانه در ماه محرم

علی مشربی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نطنز در ارتباط با رسوم خاص عزاداری ماه محرم در شهرستان نظنز اظهار داشت: ابیانه یکی روستاهای تاریخی و سنتی نظنز است که رسوم قدیمی و خاصی برای عزاداری حضرت اباعبدالله حسین (ع) دارند که جغجغه ‌زنی، نخل گردانی و طلوع‌ خوانی از جمله این رسومات قدیمی است.

وی با اشاره به رسم قدیمی جغجغه زدن افزود: جغجغه یک ابزار چوبی خراطی شده است که عزاداران در روز تاسوعا دو عدد از آن را در دست گرفته و زمانی که مداحان با نوحه‌ های اصیل و خاص عزاداری را آغاز می کنند مردم در پاسخ به نوحه‌ها با اشک و مویه به جای سینه ‌زنی آنها را به هم می ‌کوبند.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نطنز تاکید کرد: در رسم قدیمی طلوع‌ خوانی نیز که در روز عاشورا انجام می شود پیش از اذان صبح در هر محله چندنفری گرد یکدیگر آمده و شروع به نوحه‌خوانی می‌ کنند و مردم را برای نماز صبح آگاه می سازند چرا که در این روز مراسم عزاداری از ابتدای صبح تا انتهای شب ادامه دارد.

عزاداری در نظنز

وی با اشاره به اینکه آیین نخل‌ گردانی نیز در دو مرحله در تاسوعا و عاشورا انجام می شود، تاکید کرد: این آیین پس از ۹۰۰ سال همچنان به شیوه قدیم خود برگزار می ‌شود و دستخوش تغییر نشده است به گونه‌ای که عزاداران هنوز از همان کوچه پس کوچه های قدیمی و مسیرهای سخت عبور می کنند.

مشربی اضافه کرد: آیین نخل گردانی در کل شهرستان نطنز انجام می شود که این مراسم در بادرود دارای فلسفه ای خاص است.

وی با بیان اینکه در این شهر حسینیه ای به نام پایه نخل وجود دارد گفت: یک سری از طایفه های قدیمی این شهر از زمان قدیم پایه های نخل را شریک بوده‌اند و در شب عاشورا پیرمردان نخل را با پارچه های مشکی و  عبارات یا اباعبدالله و ثارالله تزئین می کنند.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نطنز تاکید کرد: ظهر عاشورا مردم در میدان امام حسین این شهر جمع می شوند و زمانی که نخل وارد میدان می‌شوند فضای ماتم بر جمع حاکم می شود و همگی بر مصائب اباعبدالله حسین (ع) اشک ماتم می‌ریزند.

وی اضافه کرد: نکته قابل تامل اینکه افرادی که این نخل‌ها را بلند می‌کنند پای برهنه این نخل را کیلومترها بر روی شانه های خود حمل می‌کنند و به نوعی با اسرای کاروان کربلا همدردی می‌کنند.

عزاداری در نظنز

مشربی درباره فلسفه این آیین قدیمی اظهار داشت: نخل‌ گردانی نمادی از تشییع جنازه امام حسین (ع) است و دستجات سینه‌زنی و عزاداری به دنبال نخل‌گردانان به عزاداری می‌پردازند.

وی با اشاره به اینکه مردم بادرود در آیین نخل گردانی شعر خاصی را زمزمه می کنند که تنها مخصوص مردم این شهر است، اظهار داشت: “یا سید سجاد این نخل حسین است یا فاطمه فریاد این نخل حسین است” شعری است مخصوص آیین نخل گردانی در بادرود که با این روضه همه بلااستثناء گریه می کنند.

مشربی درباره دیگر آیین های قدیمی عزاداری در نطنز ابراز داشت: همچنین در نطنز آیین تعزیه‌ خوانی در چهار حسینیه مرکز شهر، ارشاد علیا، افوشه و سرشک برگزار می ‌شود و برترین تعزیه‌ خوانان کشور عصرها در این شهر این آیین قدیمی را اجرا می‌کنند و شب ها نیز هیئت های عزاداری در شهر برپا می شود.

مراسم جاروکشی پیرغلامان حسینی

وی با اشاره به اینکه یکی از رسوم قدیمی ایام ماه محرم در نطنز مراسم جاروکشی پیرغلامان حسینیه ارشاد علیا است، بیان داشت: حرکت کاروان های حسینی در سطح شهرستان از جمله بادرود و خالدآباد که ورود امام حسین (ع) به کربلا را بازسازی می کنند از دیگر رسومات عزاداری این شهرستان است.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نطنز با اشاره به اینکه همراه این قافله ها مداحان حرکت و نوحه های حزن انگیزی می خوانند که دل هر عابری را به  لرزه وا می دارد، بیان داشت: پس از به نمایش گذاشتن صحنه عاشورا کاروان دیگری نیز در سطح شهر حرکت قافله اسرا را نمایش می دهد.

عزاداری در نظنز

وی با بیان اینکه در روز تاسوعا در شهر بادرود نان‌هایی شیرین پخته می‌شود که به کوکوله زرد معروف است، ابراز داشت: مردم این شهر روز تاسوعا را به زبان محلی” روج عباس علی” می‌گویند و در طول سال خانواده‌ها و مادران نذر می‌کنند که برای سلامتی بچه‌هایشان در این روز این نوع شیرینی را در میان هیئت‌ها و مردم پخش کنند.

مشربی با اشاره به اینکه از جمله غذاهای نذری نطنز قیمه و قرمه سبزی است اما نذری ویژه عاشورا در این روز در بادرود چلو گوشت است، تصریح کرد: در روز عاشورا مردم نطنز در مرکز شهر، حسینه افوشته و ارشاد و در بادرود در میدان امام حسین (ع) و گلزار شهدای این شهر جمع می شوند و  دسته‌جمعی به عزاداری می پردازند.

برگزاری بیش از ۱۰۰ تعزیه در نطنز در دهه نخست محرم

تعزیه به عنوان یکی از آیین های اصیل عزاداری در استان اصفهان در نطنز نیز جایگاه ویژه ای دارد و در دهه محرم در نطنز بیش از ۱۰۰ تعزیه برگزار می شود.

تعزیه شهرستان  نطنز به ثبت ملی نیز رسیده است و همچون بسیاری از شهرستان های استان وسایل تعزیه توسط مردم تعیین می شود و بر همین مبنا تعزیه خوانی در نطنز دارای بانیانی است که تمام هزینه های این آیین کهن عزاداری را تامین می کنند.

گزارش: فاطمه کازرونی


 
احوال ناخوش گردشگری مذهبی در نطنز / از تلاش های مردمی تا بی توجهی مسئولان
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۳ : توسط : نطنزی

امامزاده ها و اماکن مذهبی در نقاط مختلف نطنز علاوه بر ترویج فرهنگ دینی و معنوی، می توانند در معرفی قابلیت ها و رونق گردشگری این شهر نقش مؤثری داشته باشند، اما این ظرفیت های مهم علیرغم تلاشهای مردمی در جهت آبادانی و محافظت از آنها، تاکنون مورد توجه مسئولان واقع نشده است. امکانات و خدماتی هم که در این شهر به گردشگران مذهبی ارائه می‌شود در مقایسه با سایر شهرهای مذهبی و گردشگر ‌پذیر کشور ، بسیار اولیه و نامناسب می باشند.

 

 توسعه گردشگری مذهبی در نطنز می تواند در فرآیند برنامه ریزی کلان شهری به عنوان ابزاری کاربردی  برای ترویج اشتغال محلی و بهبود کیفیت عمومی زندگی و بالا بردن سطح رفاه اقتصادی شهروندان محسوب شود.

 با وجود حرم مطهر امامزاده رقیه خاتون(س)، بقعه متبرکه امامزادگان سلطان گروه آباد(ع)، آستان مقدس سید محمد سرشک، امامزاده عبدالله ، بقاع متبرکه منطقه افوشته و دیگر اماکن مذهبی، این شهر پتانسیل تبدیل شدن به قطب گردشگری مذهبی مرکز ایران را دارد، چرا که قرن ها از میزبانی این دیار مهربان، از فرزندان بزرگوار رسول الله (ص) می گذرد و هر روز بر عشق و ارادت مردمان نطنز به اهل بیت (ع) افزوده می شود.

 

 

آیین های تعزیه خوانی، نخل گردانی و علم گردانی در مناطق سرشک، افوشته ، باغستان و قصبه مرکزی در ماه محرم، تنها جزئی از ظرفیت های معنوی گردشگری این شهر بوده که هر ساله تعداد زیادی از گردشگران و مهمانان داخلی و حتی خارجی را به خود جذب می نماید. 

 

 

 در زمان برگزاری این آیین های معنوی ، نزدیک صدها هزار نفر در این شهر حضور می یابند که این موضوع،اهمیت و ضرورت مواردی همچون: آماده سازی شهر برای پذیرایی از آنها، معرفی دیگر جاذبه های گردشگری نطنز در این مدت کوتاه و اجرای مقدمات جذب میلیون ها گردشگر دائمی در طول سال را دوچندان می کند. 

 این ایام خاص سبب می شود شرکت کنندگان در مراسم ها، نظاره گر و یا مجری بسیاری از آداب و رسوم سنتی دهه محرم در این شهر باشند که همه نشان از اهمیت آیین های مذهبی و برگزاری شایسته آنها در نظر مردمان این منطقه و ضرورت بهره برداری مناسب از این فرصت ها را دارد.

 

 

فارغ از ظرفیت های داخلی یاد شده، برای توسعه گردشگری مذهبی در این شهر زمینه‌های ویژه دیگری نیز وجود دارد:

عنوان « باغشهر تاریخی » که مبین طبیعت سرسبز و قدمت تاریخی این شهر بوده ، موقعیت ژئوپلیتیک نطنز در حاشیه کویر مرکزی ایران، مجاورت با آزادراه تهران اصفهان و عبور سالانه میلیون ها نفر از این آزادراه از شاخصه های این شهر است که متأسفانه تاکنون حداقل بهره‌برداری لازم از آنها به عمل نیامده است.

گویا هنوز خیلی از مسئولین ادارات و حتی اعضای شورای اسلامی این شهر نمی دانند، نطنز در چه موقعیت ممتازی قرار گرفته است. اگرچه توسط خیرین محترم و هیئت امنای امامزادگان، حسینیه ها و هیئت های مذهبی، در جهت توسعه حرم مطهر امامزادگان و برگزاری باشکوه آیین های مذهبی اقدامات فراوانی انجام شده است اما در این امور از جانب مسئولین استان و شهرستان اقدامی صورت نگرفته است.

 

 

در کنار آثار مذهبی و میراث معنوی متعدد و زیبایی که در این دیار کهن وجود دارد :

- وضعیت اسفناک بلوار ورودی اصلی شهر از مسیر آزادراه تهران اصفهان

-  کمبود مهمانسرا ، هتل و مراکز اقامتی مناسب

- ضعف مسئولان در معرفی ظرفیت‎های مذهبی شهر نطنز از طریق رسانه های جمعی

-  تبعیض مسئولان استانی و نمایندگان مجلس در تخصیص اعتبارات گردشگری به نطنز

-  عدم اختصاص بودجه های ملی به پروژه های عمرانی اماکن زیارتی شهر

- نادیده گرفتن نقش نمادها و سمبل های معماری اصیل اسلامی و مذهبی شاخص نطنز، در زیباسازی محیط این شهر

- بی توجهی به نیازهای متنوع گردشگران مذهبی و زائران در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

- فقدان تابلوهای محیطی راهنمای زائران و گردشگران در خیابان های اصلی

- امکانات ضعیف رفاهی و خدماتی اماکن مذهبی

- نامناسب بودن مسیر های منتهی به حرم مطهر امامزادگان و عدم رسیدگی به وضعیت بافت های شهری حاشیه اماکن متبرکه،

  و همچنین ناهماهنگی ها و حضور ضعیف ادارات میراث فرهنگی و اوقاف در مرمت و رسیدگی به وضعیت آثار مذهبی تاریخی، از جمله ضعف های زیر ساختی این شهر برای جذب گردشگر مذهبی است که تابحال هیچ یک از ارگان های دولتی و نهاد های شهری نطنز به وجود این مسائل اولیه و رفع آنها توجهی نکرده اند .

 

 مسئولان اوقاف استان و شهرستان تلاش خود را تنها به مباحث درآمدی امامزاده ها و دیگر موقوفات نطنز معطوف کرده اند. جذب بودجه های ملی و توسعه عمرانی امامزاده ها جایی در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی آنها ندارد و اقدامات این عزیزان فقط به نصب چند پوستر و بنر مربوط به اطلاع رسانی عمومی محدود شده است. اگر کمکهای مردمی ، همت خیران و تلاش های هیئت امنای امامزاده ها نبود، شاید تا به امروز، همین حداقل پروژه های عمرانی هم در امامزاده ها و اماکن مذهبی شهر انجام نمی شد.

 امکانات عمومی این شهر که میزبان بیش از میلیون ها زائر و گردشگر در سال است نیز به هیچ وجه هماهنگ و متناسب با حجم نیازها و خیل عظیم زائران و مسافران افزایش نیافته است .

 مشکلات موجود در حوزه گردشگری مذهبی نطنز، نه در شأن فرزندان اهل بیت(ع) و زائران آنها و نه شایسته شهر و شهروندان است و این مهم ضرورت توجه و تلاش بیش از پیش مسئولان شهرستان را می طلبد.

 

 

علاوه بر توجه ادارات اوقاف و میراث فرهنگی که متولی قانونی رسیدگی به امور اماکن مذهبی و تاریخی هستند. باید مدیریت شهری و اعضای شورای اسلامی این شهر همانند مدیران دیگر شهرهای کشور در مسیری حرکت ‌کنند که گردشگری مذهبی را توسعه دهند، این رویکرد مسئولان علاوه بر ارزش افزوده ای که برای شهر و شهروندان دارد، منبعی پایدار در جهت تأمین بخش عمده ای از هزینه های شهری و رونق اقتصادی به شمار می رود، موضوعی که نه تنها مدیران شهری، بلکه فعالان اقتصادی نطنز نیز از آن غافل شده اند.

  با اشاره به اینکه گردشگری مذهبی از طرحهای مهمی است که در صورت توسعه و نوسازی اماکن مذهبی می تواند مورد استقبال عموم قرار گیرد، فعالیت هیات امنای امامزاده ها و حسینیه ها نیز بسیار مهم است و این افراد علاوه بر شایستگی های لازم و جلب اعتماد عمومی، باید با همتی والا در جهت مدیریت برنامه های مذهبی و تسریع پروژه های عمرانی مربوطه عمل نمایند. اجرایی شدن طرح توسعه حرم مطهر امامزاده رقیه خاتون(س) و حسینیه مرکزی به عنوان مکان هایی شاخص در مرکز شهر، نیازمند عزم جدی مسئولان و خیران است و با مشارکت مردم در این کار ، پروژه های مذکور با سرعت بیشتری انجام می شوند.

 

 

ضرورت دارد تا با اصلاح زیرساختها، شناسایی ظرفیت های درآمدزا ، سرمایه گذاری و بسترسازی مناسب همراه با تبلیغات گسترده به جذب هرچه بیشتر گردشگران مذهبی پرداخت و همیشه به خاطر داشت که در شرایط حاضر توسعه اقتصادی و اشتغال زایی در نطنز به نحو مطلوب، تنها از طریق توجه به مقوله گردشگری عملی می گردد و باید به این نکته‌ مهم نیز توجه داشت که در بازار به شدت رقابتی صنعت گردشگری ، بدون تعامل سازنده مردم و مسئولان و بهره برداری حداکثری از فرصت های موجود، گامی در مسیر توسعه و پیشرفت این شهر برداشته نخواهد شد.


 
مشکلات نطنز؟!
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩۳ : توسط : نطنزی
اولین و مهم ترین رکن براى رسیدن به یک مقصود، داشتن نقشه راه و شناخت مشکلات است.

مسعود کریم پور نطنزی 2 150x150 مشکلات نطنز؟!مسعود کریم پور نطنزی

 در این سلسله مقالات بر آنیم که دلایل عقب ماندگی نطنز علیرغم دارا بودن قابلیت ها و پتانسیل ها را مورد واکاوی قرار دهیم. در این مجال همه صاحب نظران و فرهیختگان و علاقمندان به نطنز نیز میتوانند ارمغان را در این مسیر مهم و دشوار یاری نمایند.
اولین و مهمترین رکن برای رسیدن به یک مقصود داشتن نقشه راه و شناخت مشکلات است.
یکی از مهمترین موضوعات در مدیریت، شناخت مشکل می‌باشد. در حقیقت اگر یک مدیر بتواند مشکل را به درستی شناسایی نماید، پیدا کردن راه حل برای آن مشکل موضوع بسیار پیچیده ای نخواهد بود. درست مانند وظیفه یک پزشک حاذق که باید بتواند بیماری را به موقع و بدرستی تشخیص دهد بعد از آن تجویز دارو مرحله دوم و آسان کار است. به عنوان مثال در صورتی که بیماری ما سرما خوردگی باشد و پزشک هم به درستی تشخیص سرما خوردگی بدهد داروهای فراوانی برای سرماخوردگی وجود دارد و شاید با تفاوتی در طول مدت درمان، تقریبا همه آن داروها بیماری را درمان می‌کند اما مشکل جایی حادث میشود که پزشک تشخیص اشتباه بدهد که متعاقب آن حتما داروی اشتباه تجویز خواهد کرد که قهراً علیرغم هزینه ای که میشود، نه تنها حال بیمار رو به بهبودی نمی‌رود بلکه احتمالا عوارض جدید ناشی از تجویز اشتباه دارو گریبان بیمار را خواهد گرفت که مصداق مثال قدیمی « قوز بالا قوز» میشود.

 

براى شناخت مشکلات ،بدوا باید شناخت کافى از پدیده اى که مى خواهیم در مورد آن تصمیم گیرى نماییم داشته باشیم.

برای شناخت مشکلات چه باید کرد؟ بدواً باید شناخت کافی از پدیده ای که در خصوص آن میخواهیم تصمیم گیری نماییم داشته باشیم حال این پدیده چه شخص باشد چه خانواده چه روستا چه شهر یا کشور تفاوتی نمیکند. حال که موضوع بحث ما شهرستان نطنز است باید ببینیم چه شناختی از فرهنگ، تاریخ، اقلیم، تنوع آب و هوایی، ترکیب جمعیتی، عادات و رسوم  و سایر شاخصه های آن داریم. ما یک شهر با جمعیت بسیار محدود، واقع شده در مرکز کشور با فرهنگ و تمدن بسیار غنی مردمانی اصیل، مهربان، خدوم، میهمان نواز، کم توقع و صبور داریم.

 

اینکه تصویر و دورنماى مشخصى براى شهرمان نداریم،مارابه یک سرى پراکنده کارى و موازى کارى مواجه کرده است.

مزایای شهر ما از این قرار است:
۱. جزو معدود شهرهایی هستیم که اقلیم های کوهستانی و کویری و معتدل را در فاصله ۲۰ کیلومتری از هم داریم.
۲. در چهار راه مواصلاتی کشور قرار داریم و از نظر ترانزیت ویژگی‌های منحصر به فردی داریم.
۳. تنها شهری هستیم که بارگاه بالغ بر۳۰ امامزاده را در دل خود جای داده ایم و در مرکز شهر چهار مسجد جامع داریم. اطلاع دارید که مسجد جامع یک سند هویتی برای شهرهای اصیل می باشد.
۴. تنها شهری هستیم که هر سه نوع جاذبه گردشگری را داریم (جاذبه تاریخی، جاذبه فرهنگی و مذهبی، جاذبه طبیعی)
حال با این همه قابلیت چرا عقب گرد داشته ایم؟
زیرا ما هنوز قابلیت ها و مزیت های نسبی و منطقه ای شهرمان را تبیین نکرده‌ایم و هنوز نمیدا نیم به کجا می خواهیم برویم. از میان طرح های اتمی، نساجی، بافندگی، صنایع دستی و گردشگری، زراعت و باغداری و کشاورزی، پترو شیمی، سیمان وفولاد و سنگ، آپارتمان نشینی و گردشگری، تاریخی و مذهبی، اکوتوریسم، قطب دانشگاهی و قطب صنعتی تقریبا دست رد به هیچ گزینه ای نمی زنیم.
در نهایت اقیانوسی می‌شویم به عمق یک وجب. بهترین مناطق شهر که قابل بهره برداری برای توسعه فضای دانشگاهی یا شهرک توریستی بوده را اختصاص می‌دهیم به احداث شهرک صنعتی. در مقابل نامناسب‌ترین منطقه شهر را اختصاص می‌دهیم به مجتمع مسکونی آن هم از نوع آپارتمان نشینی که هیچ سنخیتی با هویت تاریخی و بافت فرهنگی یک باغ شهر نمونه ندارد.

 

تنها شهرى هستیم که سه اقلیم کوهستانى و کویرى و معتدل را در فاصله ٢٠کیلومترى از هم داریم.

توان پر کردن کلاس درس مدرسه ها را نداریم به دانشگاه سازی رو می آوریم. دبیر ریاضی برای دبیرستان نداریم بعد دانشجوی آمار و ریاضی می پذیریم.
آب خوردن نداریم به دنبال توسعه صنایع نیازمند آب می رویم.
اینکه تصویر و دور نمای مشخص نداشته و نداریم نهایتا مارا به یک سری پراکنده کاری و موازی کاری مواجه کرده و نوعی آنتالپی…
 طی این ۲۰ ساله اخیر هنوز نفهمیدیم دور نمای منطقه چیست؟ بالاخره میخواهیم منطقه نمونه گردشگری باشیم یا قطب صنعتی غرب استان یا شهر سنگ و فولاد یا منطقه دانشگاهی و فرهنگی یا قطب کشاورزی و زراعی و باغی یا همه اینها؟
همینطور که فرماندار جوان در گزارشی که به مردم داد،

 

تنها شهرى هستیم که افتخار دارد متبرک به وجود بیش از ٣٠بارگاه امامزادگان عظیم الشأن بوده است.

فردای نطنز را در گرو توسعه گردشگری و معادن توصیف می‌نمود غافل از اینکه اساسا این دو صنعت در تضاد با هم می‌باشند یا حتی دلسوزان شهر که ادعای برنامه ریزی برای توسعه شهر دارند در همین همایش اخیر برای راه اندازی شرکت توسعه و عمران نطنز به صراحت سرمایه گذاری را حول سه محور: گردشگری، انبوه سازی، معدن خلاصه نموده که اساسا با هم سازگاری ندارند.
به همین جهت است که ارمغان بارها و بارها در مقالات و یادداشتهای خود ضمن بر شمردن مشکلات مصرانه از مسئولین در خواست داشته که برای هرگونه حرکتی باید نقشه راه تدوین گردد. ما باید برنامه چشم انداز برای نطنز داشته باشیم برنامه ای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت.
باید تحت مسئولیت فرماندار و همفکری نخبگان برای این شهر تدوین شود. باید بدانیم در چند سال آینده بالاخره میخواهیم یک شهر نمونه گردشگری داشته باشیم یا معادن را توسعه دهیم یا قطب صنعتی یا کشاورزی یا معجونی از همه اینها. بارها با استدلال اعلام کرده ایم که توسعه این شهر فقط و فقط در گرو توسعه گردشگری است. به همین جهت باید معادن که در تضاد با این صنعت است تعطیل شود. قابلیت صنعتی شدن و کشاورزی شدن به دهها دلیل نیز منتفی است.  باید یک محور را انتخاب نماییم و همه   نیروها و سرمایه‌های خود را حول آن محور بسیج نماییم. ما خواهان یک شهر آرام، بدون هجوم مهاجرین بدون دود کارخانجات و بدون تخریب کوهستان و محیط زیست و حیات وحش می‌باشیم. در گرو رشد و رونق صنعت گردشگری در این شهر، گردشگر داخلی و خارجی در این هیاهوی شهر نشینی ترجیح می‌دهد چند روزی برای دوری از جنجال و تمدید اعصاب و دیدن مناطق تاریخی و طبیعت زیبا این شهر را به عنوان مقصد خود انتخاب نماید آنگاه است که صنعت هتل داری نیز گسترش می‌یابد، رستوران ها و صنایع غذایی رئنق می یابد جوانان با راهنمایی گردشگران و دائر نمودن غرفه صنایع دستی و غیره دارای شغل می‌شوند. پژوهشگران طب سنتی تحقیقات خود را در این منطقه آغاز و یک شهر نمونه برای سلامت و گردشگری به عنوان یک برند به جهانیان معرفی خواهد شد. شما هر کارخانه یا واحد تولیدی جدیدی که بخواهید در این شهر دائر نمایید با هدف گردشگری در تضاد است. اولا نیروی کار بومی برای اشتغال در این واحد‌ها نداریم. ثانیا انواع و اقسام قومیت های ترک، کرد، بلوچ ولر، عرب و غیره برای اشتغال در این کارخانجات به این شهر هجوم می آورند و جمعیت غیر بومی به جمعیت بومی غلبه پیدا می‌کند و هویت فرهنگی و اصالت ما نابود می‌شود. اجازه دهید برای روشن شدن قضیه مثالی بزنم جیوانی ایتالیا می‌تواند الگوی خوبی برای اثبات بحث ما باشد.

 

تنها شهرى هستیم که هر سه نوع جاذبه گردشگرى (تاریخى-فرهنگى و مذهبى-طبیعى) را در دل خود جاى داده است .

جیوانی شهری است در حدود و اندازه نطنز، البته از دو سه دهه قبل به جای بلند کردن هندوانه های متعدد در یک دست یک مسیر طراحی شده خاص و متفاوت را دنبال کرد. ابتدا با یک جشنواره فیلم کودک و نوجوان کار خود را شروع کرد این برنامه فقط برای یک هفته در طول سال بود. جشنواره ای که تنها رسالتش نمایش فیلم های ساخته شده در مورد کودک و نوجوان از سراسر دنیا بود. ابتکار طراح و استقبال شهردار و … کار را به جایی رساند که اقتصاد جیوانی امروز تا حدود ۸۰% به جشنواره فیلم کودک و نوجوان وابستگی پیدا نموده است. دبیر خانه دائمی این جشنواره از برخی وزارتخانه‌های ایتالیا پرسنل بیشتری دارد. گردشگری جیوانی دائمی شده و تبدیل به یک برند جهانی گردید و این شهر ۱۵ هزار نفری از برخی کشورهای روی نقشه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است پس چرا نطنز ما نتواند. اگر برنامه داشته باشیم و مدیر توانمند داشته باشیم قطعا می‌توانیم درهمین دو سه دهه ما در نطنز که البته نمونه ای از مدیریت سرگردان و بلاتکلیف ایرانی هست، هم خواستیم صنعتی شویم، هم گردشگری، هم معدنی، هم کشاورزی، هم دانشگاهی، هم باغداری، هم حوزه علمیه سازی و هم ….
وقتی جمع اضداد شویم قهراً حاصل جمع جبری معادل صفر میشود.

 

طى این دو دهه اخیر هنوز نفهمیده ایم مى خواهیم منطقه نمونه گردشگرى باشیم ،یا قطب صنعتى یا شهر سنگ و فولاد ، یاقطب دانشگاهى یا قطب کشاورزى و یا همه اینها.

خلاصه مشکلات از این قرار است:
۱. نداشتن نقشه راه
۲. نداشتن برنامه‌های مدون پنج ساله، ده ساله و بیست ساله برای شهر
۳. عدم مطالبه گری مردم و در نتیجه عدم پاسخگویی مسئولین
۴. عدم وجود محوریت واحد برای هماهنگ کردن نیرو ها و فعالیت ها
۵. تسلط مدیران غیر بومی و بعضاً ضعیف بر شهرستان
۶. عدم باور نیروهای توانمند بومی
۷. آشنا نبودن مردم با حقوق قانونی خود
۸. عدم همدلی و اتحاد و گوشه نشینی افراد توانمند
۹. عدم عدالت در توزیع اعتبارات
۱۰. بها ندادن به جوانان
۱۱. بی برنامگی مدیران در حوزه های فعالیتی بویژه در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی
۱۲. گسترش بی رویه معادن و نابودی شهر و نپرداختن حقوق حقه شهر
۱۳. عدم توانایی در وصول یک درصد هسته ای
۱۴. بودن سایت هسته ای به نام نطنز ولی به کام کاشان
۱۵. عدم توانایی در احیاء قطار برقی تهران نطنز اصفهان
۱۶. عدم برنامه ریزی برای گردشگری در نطنز و آماده نبودن زیر ساخت ها
۱۷. فعال نبودن سازمانهای مردم نهاد بویژه در امور مذهبی،فرهنگی،گردشگری و محیط زیست
۱۸. محروم بودن از آب آشامیدنی مناسب آن هم در دامنه کرکس کوه
۱۹. محروم بودن از کشتارگاه بهداشتی
۲۰. محروم بودن از امکانات تفریحی، رفاهی و ورزشی(تنها استخر شنا مدتهاست تعطیل است)
۲۱. نداشتن کتابخانه، سینما، سالن ورزشی و شهربازی
۲۲. فقدان یک سیستم حمل و نقل عمومی مناسب اعم از تاکسیرانی داخل شهر سواری، مینی بوس، اتوبوس بین شهری و نداشتن ترمینال مسافربری
۲۳. فقدان میدان میوه و تره بار و عدم سامان دهی پنج شنبه بازار
۲۴. نداشتن پیاده رو و فضای سبز و پارک کافی و نامناسب بودن مبلمان شهری
۲۵. ناهمگونی ساخت و سازها با هویت تاریخی شهر بویژه اجازه دادن برای ساخت آپارتمان باید یک الگوی مناسب با تاریخ و فرهنگ این دیار توسط شهرداری طراحی، تا مختص شهر نطنز باشد
۲۶. نابودی قنوات
۲۷. مشکلات بهداشتی و درمانی
۲۸. مشکلات مسکن مهر
۲۹. ساخت بازداشتگاه در محوطه مسکونی شهر
۳۰. غلبه جمعیت مهاجر بر جمعیت بومی
۳۱. عدم توانایی در اخذ مجوز تردد معدودی افاغنه
۳۲. افزایش اعتیاد، سرقت و سایر جرائم
۳۳. اشکالات فراوان درطرح جامع شهر
۳۴. نابسامانی و تخریب آثار باستانی و اماکن تاریخی بویژه آتشکده ساسانی، قلعه کوهاب، بقعه های طرق، میلاجرد، هنجن مجموعه افوشته و غیره
۳۵. نداشتن مهمانپذیر و هتل و رستورانهای مناسب و کافی
۳۶. مهمترین مشکل نطنز بحران کم آبی است. به ویژه با اجرای طرح فاضلاب قرار است با لوله‌کشی این آب‌ها که موجب تغذیه سفره‌های زیر‌زمینی و قنوات می‌باشد هدایت و در مخزن تصفیه خانه جزن جمع‌آوری شود در این صورت نطنز در آینده خیلی نزدیک به شدت با خطر بی آبی مواجه می شود. معادن در بالا‌دست و استقرار تصفیه خانه در جزن باعث خواهند شد کلیه چشمه‌ها و قنات‌ها خشک شوند و تنها راه حل یا توقف پروژه است یا جابجایی محل تصفیه خانه.

 

باید معادن که در تضاد آشکار با توسعه گردشگرى است در شهر ما متوقف شود.

حال برای برون رفت از این مشکلات چه باید کرد؟
وقتی نقشه راه را آماده نمودیم و مشخص گردید که ما فرضاً برای ده سال آینده میخواهیم نطنز را به یک قطب گردشگری تاریخی، فرهنگی و طبیعی تبدیل نموده و آن را به عنوان یک شهر الگوی سلامت و گردشگری به جهانیان معرفی نمائیم. تمام تصمیم سازان و تصمیم گیران مطالعات و فعالیت های خود را حول این محور بسیج می‌نمایند و در پناه رونق و توسعه این صنعت کلیه مشکلات برشمرده نیز به راحتی با جذب اعتبارات و اشتغال قابل حل است. بدواٌ خاطر نشان می‌سازیم که معمولا محور توسعه در شهرستان بردوش یک مربع است. فرماندار، نماینده و امام جمعه و شورای شهر هرکدام از این چهار رکن نقش بسیار تعیین کننده ای می‌توانند داشته باشند. طبیعی است وقتی این عوامل بومی نباشند انگیزه کمتری برای آمدن تمام قد به میدان دارند. میگویند چند صباحی در این شهر هستیم و می‌رویم چرا خودمان را با مشکلات درگیر کنیم؟ در چنین شرایطی است که زندان در شهر ساخته می‌شود.  صدای هیچ کدام از این حضرات در نمی آید. در چنین شرایطی است که توان جذب یک درصد هسته ای که حق مسلم ما بوده را ندارند جالب است که یکی از حضرات با افتخاراعلام نمود که برای اولین بار توانسته یک درصد هسته ای را اخذ نماید. غافل از اینکه نماینده سابق نیز همین ادعا را داشت و جالب است بدانید در قبال یک درصد هسته ای که سالانه ۲۰ میلیارد تومان می‌شود و از سال ۱۳۸۶حداقل تا پایان دولت دهم بالغ بر ۱۰۰ میلیارد تومان می‌گردیده آقایان موفق شده‌اند سه فقره چک ۵۰۰ میلیون تومانی و یک مورد نیز حدود ۲ میلیارد تومان جذب نمایند که اولاٌ حتی توان مصرف آن را نداشتند ثانیاٌ حاضر نشده اند با شفافیت بگویند این مبالغ را درچه زمینه ای صرف نموده اند.
در چنین شرایطی است که معدن داران شهر را تخریب می‌نمایند و ۱۵ درصد عوارض شهر را نمی‌دهند و کسی عملاٌ اعتراضی نمی‌کند.    
در چنین شرایطی است که قطار برقی را از میمه می‌برند و این حضرات اعتراضی نمی‌کنند.
در چنین شرایطی است که مدیریت ضعیف غیر بومی به مصادر امور گماشته می‌شوند ومدیران بومی بر کنار و در مجموع همه شرایط نامطلوب موجود می‌تواند معلول یک علت باشد.  بنابر این چاره ای نیست که مطالبه گری را در همین زمینه های چهارگانه افزایش دهیم.
اگر در انتخابات مجلس و شورا دقت نمائیم، به منافع شخصی  نیندیشیم، به قوم و طایفه و قبیله فکر نکنیم و بکوشیم فردی اصلح از هر جهت، توانمند، شجاع، مشرف به مسائل کلان کشوری و شهری، مجرب، متعهد، کارآمد وحائز شرایط مورد نظر مقام معظم رهبری انتخاب نماییم شاید بتوانیم از قبل منتخب خود بسیاری از مشکلات را حل نماییم.
باز هم در این خصوص خواهیم نوشت…

 

در این یادداشت از نظرات دوستان گروه همشهری نطنز از جمله آقایان: دکتر شیرمحمدی، دکتر جهان پور، مهدی ترابیان، ابوالفضل ماندگاری و … نیز استفاده شده است.

 
← صفحه بعد